آدرس جديد سينما هفت: http://www.1.cinemahaft.in/
تبليغات
جستجو در سینما هفت با گوگل
Loading

+ پاسخ به موضوع
صفحه 3 از 3 نخستنخست 1 2 3
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 26 , از مجموع 26
  1. #21
    کاربر حرفه ای
    JASON آواتار ها
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    نوشته ها : 259
    سپاس ها
    8,017
    سپاس شده 1,730 در 272 پست

    7h6rdt5omqt6ynmanib8 پاسخ : :.. 7 خوان باورپذیری ..:

    [QUOTE=ArAsH18;55292]حیف...مطلب درست درمونی نوشته بودم که متاسفانه پرید..... حال شرح مختصرش را مینویسم تا بحث باز شود....
    میدونب چبه آرش , همین که با این همه شلوغ بودن سرت و کارهای بیشماری که در سر داری میای و دوباره وقت میذاری و مینویسی در حد چند خط خودش یک کار عالی محسوب میشه ....
    کارت درسته آرش .... _ این رو در پرانتز بخونید _

    خب هر 2 ویژگی که آرش جان در زیر به اون اشاره کردند از نظر من میتونه در لیست قرار بگیره :

    نقل قول نوشته اصلی توسط ArAsH18 نمایش پست ها
    1- درک لازم از آنچه که قرار است اتفاق بیفتد : مشخصا برای دادن یک دکوپاژ درست ، در ابتدا لازم است که کارگردان بداند در این سکانسی که میخواهد دکوپاژ کند قرار است چه اتفاقی بیفتد، ....


    خب این رو باید یک جورایی یکی از ویژگی ها اصلی دونست :
    درنظر بگیرید " وقتی نمیدانی چه قرار است در یک سکانس اتفاق بیفتند _ منظور از دید و نگاه خود کارگردان _ چگونه میتوانی یک دکوپاژ درست ارائه دهی بر فیلم خود "

    و حال در ادامه ی ماجرا سردرگم بودن کارگردان در پیشبرد لحظه ای و حتی طولی در فیلم به دنبال خواهد داشت :
    دوری همراهی تماشاگر با سکانس ها و ریتم داستان و گاه گُم شدن تماشاگر در ندانسته های کارگردان از نظر آنچه که جمع بندی باید تلقی شود در ذهنش ....

    نقل قول نوشته اصلی توسط ArAsH18 نمایش پست ها
    2- درک بصری: من درک بصری رو حداقل درک و دانایی یک کارگردان در امور مربوط به دوربین ، فیلمبرداری و نورپردازی میدانم...به نظر من وقتی کارگردان تفاوت استفاده از نوعی خاص از نورپردازی و یا نوعی تراولینگ و یا حرکت ویژه برای دوربین را با سایر حرکتها بداند، به راحتی میتواند فضای مورد نظرش را خلق کند....
    عنوان جالبی بر این وِیژگی خورده است ...
    این موضوع شاید یکی از ابتدایی ترین ویژگی ها باشد برای یک کارگردان اما از یک سو میتوان آن یک عنوان کوچک ِ دارای وسعت عظیم دانست :

    خلق کردن فضا با در هم آمیختن آنچه از نوشته های فیلنامه میتوان برداشت کرد و آنچه در ذهن خود کارگردان میگذرد اما با همراهی یکسری از مولفه های دیگر که باز منتهی میشود به نوع به کارگیری خود کارگردان ....


    نقل قول نوشته اصلی توسط ArAsH18 نمایش پست ها
    البته مشخصا یک نورپرداز و مدیر فیلمبرداری خوب هم مشاوران بی نظیری در این زمینه هستند....
    خب یکدست بودن صحبت های آرش در همین واژه ی " مشاوران " به چشم میخوره ....
    اصل قرار گرفتن موضوع کارگردانی و بعد بازوهای کمکی و یا مولفه های فرعی ....

    اگر دوستانی یافت میشوند که نظری متفاوت دارند
    اگر دوستانی یافت میشوند که قصد تکمیل لیست " ویژگی های کارگردانی " را دارند
    اگر ....

    ما منتظرشان هستیم

  2. 4 کاربر از پست مفید JASON سپاس کرده اند .




  3. #22
    کاربر حرفه ای
    JASON آواتار ها
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    نوشته ها : 259
    سپاس ها
    8,017
    سپاس شده 1,730 در 272 پست

    Icon1600[1] پاسخ : :.. 7 خوان باورپذیری ..:

    باتشکر از تمامی دوستانی که تا کنون این بحث رو دنبال کردند و یک تشکر ویژه از تنها کسی که در این بحث حضور موثر داشت ...

    دوستان میخواهیم بحث در رابط با خوان سوم رو ببندیم ....
    اگر تمایل برای تکمیل کردن لیست ویژگی ها کارگردانی دارید , سریع تر به بحث بپیوندید

  4. 5 کاربر از پست مفید JASON سپاس کرده اند .


  5. #23
    عضو تیم نقد و بررسی
    mahsad آواتار ها
    تاریخ عضویت : Sep 2010
    نوشته ها : 132
    سپاس ها
    122
    سپاس شده 698 در 126 پست

    پیش فرض پاسخ : :.. 7 خوان باورپذیری ..:

    ابتدا چند جمله ی زیبا از آلفرد هیچکاک نقل می کنم. سپس برداشتی از این جملات را می نویسم. متاسفانه وقت نکردم تمام پستهای دوستان را بخوانم و نمی دانم چقدر از آنچه می گویم تکراری است. اما حتی اگر تکراری هم باشد، جا برای تکرار آن وجود دارد.


    من یک کارگردان صاحب سبکم. اگر روزی سیندرلا هم بسازم تماشاگران فورا در کالسکه دنبال جسد می‌گردند.


    حتی فیلم‌های شکست‌خورده‌ی من عاقبت سود تولید می‌کنند و بعد از چند سال هم به یک اثر کلاسیک تبدیل می‌شوند.


    واقعا درک نمی‌کنم که چرا خیلی‌ها آزمایشاتشان را سر صحنه‌ی فیلم‌برداری انجام می‌دهند. به نظر من همه چیز باید از قبل روی کاغذ آورده شود. مثل آهنگسازی که بعد از ساعت‌ها کلنجار و بالا پایین کردن نت‌ها، دست‌آخر موسیقی زیبایی می‌سازد. چیزی که باید به به دانشجوها آموزش بدهیم این نوع قدرت تخیل است. این عنصر مهمی است که معمولا همه نادیده‌اش می‌گیرند.


    آلفرد هیچکاک
    ---------------------------------------------------------------------------------------
    تاثیر فروش یک فیلم نباید باعث تغییر موضع کارگردان شود. ما کارگردانهایی را داریم که درام میساخته اند، اما به علت فروش کمی که داشته به ساختن کمدی روی آورده اند و چون شناختی از این ژانر نداشته اند، فیلم های سخیفی تولید شده است. کارگردان هایی هم هستند که می توانند در چندین ژانر مختلف فعالیت کنند.اما تعداد کارگردانهای موفق در دسته دوم، خیلی کم است. به عبارت دیگر اگر این تغییر ژانر بدون آگاهی انجام شود، نه تنها هیچ سودی ندارد، بلکه زیان آور است. البته این که یک فیلم باید فروش بالایی داشته باشد و این نگاه درون فیلم باشد، باید باشد. چراکه بدون این نگاه فیلمسازی یک کار هزینه ای میشود. اما یک کارگردان باید بداند که برای فروش بشتر فیلمش چه چیزهایی را قربانی کرده و آیا این قربانی کردن به فیلمنامه آسیب میزند یا نه؟ به عبارت دیگر این نگاه تا وقتی خوب است که به اصول و قواعد کلی فیلم آسیب نزند.


    نکته ی بعدی در شناخت سوژه ایست که فیلم بر اساس آن روایت می شود. روایت یک سوژه ی جنگی با یک سوژه ی شهری فرق می کند و کارگردان باید این تفاوتها را درک کند. این درست است که کارگردان پس از مرور زمان یک سبک را برای خودش می پذیرد ( و باید هم همین طور باشد چرا که داشتن یک سبک مشخص بدین معناست که کارگردان از یک فیلم چه می خواهد و نداشتن آن یعنی سردرگمی و دور شدن یک کارگردان از اهداف اولیه ی خودش ). مثلا دوست دارد با دوربین روی دست فیلمش را روایت کند. اشکالی هم ندارد. اما باید بداند این فیلمنامه ای که در دست دارد ، نیازی به این سبک دارد یا باید سبک خودش را تغییر دهد. به عبارت دیگر قابلیت تغییر سبک خود را داشته باشد. البته شاید این برداشت بشود که منظور از سبک ژانری است که کارگردان در آن متخصص است. این هم می تواند باشد. اما همه ی ماجرا به این مورد ختم نمیشود. یکی از جلوه های سبک کارگردان همان جمله اولی است که از هیچکاک نقل کردم. کمی به این جمله دقت کنیم. واقعا چه چیزی باعث این مورد میشود؟ آیا صرف اینکه یک کارگردان فیلم دلهره ای بسازد باعث شده چنین احساسی از او داشته باشیم یا نه مسئله فراتر از این حرفهاست؟



    شاید بگویید اینها چه ربطی به فضاسازی دارد؟ به نظر من وقتی یک کارگردان شناختی از ژانر یک فیلم، شناختی از سوژه ی آن و شناختی از بسترلازم برای روایت یک فیلم ندارد، فضاسازی بیشترین ضربه را خواهد خورد. چراکه فضاسازی چیزی به جز بستر لازم برای روایت یک فیلم نیست. من نمی خواهم سیاه نمایی کنم و اسمی از فیلمی نمی برم تا به آن توهین نشود، اما گاهی اوقات در ساده ترین چیزها ( مثل انتخاب لوکیشن و حتی زمان فیلمبرداری ( روز یا شب بودن آن ) ) مشکلات اساسی مشاهده میشود. به قول هیچکاک این ها باید قبل از فیلمبرداری محاسبه شود. این فرهنگ که برویم سر فیلمبرداری و ببینیم چه میشود، کاری است که همه می توانند انجام دهند. این همان دردی است که هیچکاک سالها پیش به آن اشاره کرده و بعضی از کارگردانهای ما نیز دچار آن هستند.
    ویرایش توسط mahsad : 08-24-2011 در ساعت 11:37 AM
    مغرورترین آدمها،سختترین شکستها را تجربه میکنند.
    اورسن ولز:
    قدرت فساد می آورد اما نداشتن قدرت صددرصد فساد می آورد.
    جک نیکلسون
    :بهترین فیلم من لبخند من است و لبخندها خدا را ستایش می کنند .

    «من رو از حبس می‌ترسونی، برو از خدا بترس. حرف نزنم كه چی، كه حقمُ بخورن»



  6. 5 کاربر از پست مفید mahsad سپاس کرده اند .


  7. #24
    کاربر حرفه ای
    JASON آواتار ها
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    نوشته ها : 259
    سپاس ها
    8,017
    سپاس شده 1,730 در 272 پست

    7h6rdt5omqt6ynmanib8 پاسخ : :.. 7 خوان باورپذیری ..:

    ق.ن : خب همین جا باید ابراز خوشحالی کنم که دوست خوبم یه پُست زده بعد کلی وقت و اونم تو این تاپیک , ازت ممنونم ....
    منم که کلا دوست دارم نظر دادن رو نوشته ها و باز شدن بحث رو پس میام که بنویسم :

    نقل قول نوشته اصلی توسط mahsad نمایش پست ها
    تاثیر فروش یک فیلم نباید باعث تغییر موضع کارگردان شود. ما کارگردانهایی را داریم که درام میساخته اند، اما به علت فروش کمی که داشته به ساختن کمدی روی آورده اند و چون شناختی از این ژانر نداشته اند، فیلم های سخیفی تولید شده است. کارگردان هایی هم هستند که می توانند در چندین ژانر مختلف فعالیت کنند.اما تعداد کارگردانهای موفق در دسته دوم، خیلی کم است. به عبارت دیگر اگر این تغییر ژانر بدون آگاهی انجام شود، نه تنها هیچ سودی ندارد، بلکه زیان آور است. البته این که یک فیلم باید فروش بالایی داشته باشد و این نگاه درون فیلم باشد، باید باشد. چراکه بدون این نگاه فیلمسازی یک کار هزینه ای میشود. اما یک کارگردان باید بداند که برای فروش بشتر فیلمش چه چیزهایی را قربانی کرده و آیا این قربانی کردن به فیلمنامه آسیب میزند یا نه؟ به عبارت دیگر این نگاه تا وقتی خوب است که به اصول و قواعد کلی فیلم آسیب نزند.


    الان در این بخش از بحث تو باید این برداشت رو کرد به شخصیت کاری کارگردان هم موضوع دخیل میشود ؟!!!

    اگر این برداشت من درست باشد میتوانم اینگونه بگویم :

    اگر فیلم قرار است آنگونه باشد که مخاطب آنرا بپذیرد و یا آنگونه باشد که بخواهد تنها برای گیشه عمل کند کمتر به سابقه ی کاری کارگدان بازمیگردد اما میتوان دو نقطه ایجاد کند :
    ضعف و قوت در رابط با قدرت خود کارگردان در حیطه ای که میخواهد عمل کند که بدون شک اگر نوع عملکرد خود را موازی سازد با آنچه کاملا آشنایی دارد و میتواند به بهترین شکل با یک زمان معین و سطح کیفی ابزار فضایی را فراهم سازد که بیننده بتواند درک کند آنچه را که در جلوی روی او ردیف نموده اند از نوع قاب گرفتن های کارگردان تا نوع حس وبازی گرفتن از بازیگرانش ...


    نقل قول نوشته اصلی توسط mahsad نمایش پست ها
    نکته ی بعدی در شناخت سوژه ایست که فیلم بر اساس آن روایت می شود. روایت یک سوژه ی جنگی با یک سوژه ی شهری فرق می کند و کارگردان باید این تفاوتها را درک کند. این درست است که کارگردان پس از مرور زمان یک سبک را برای خودش می پذیرد ( و باید هم همین طور باشد چرا که داشتن یک سبک مشخص بدین معناست که کارگردان از یک فیلم چه می خواهد و نداشتن آن یعنی سردرگمی و دور شدن یک کارگردان از اهداف اولیه ی خودش ). مثلا دوست دارد با دوربین روی دست فیلمش را روایت کند. اشکالی هم ندارد. اما باید بداند این فیلمنامه ای که در دست دارد ، نیازی به این سبک دارد یا باید سبک خودش را تغییر دهد. به عبارت دیگر قابلیت تغییر سبک خود را داشته باشد. البته شاید این برداشت بشود که منظور از سبک ژانری است که کارگردان در آن متخصص است. این هم می تواند باشد. اما همه ی ماجرا به این مورد ختم نمیشود. یکی از جلوه های سبک کارگردان همان جمله اولی است که از هیچکاک نقل کردم. کمی به این جمله دقت کنیم. واقعا چه چیزی باعث این مورد میشود؟ آیا صرف اینکه یک کارگردان فیلم دلهره ای بسازد باعث شده چنین احساسی از او داشته باشیم یا نه مسئله فراتر از این حرفهاست؟


    خب من در همین پاراگراف یک سوال رو مطرح میکنم که یا یکی از دوستان دیگر پاسخ گو باشند ویا در انتها خودم بیان میکنم :

    _ تعریف کلی از " سبک " برای یک کارگردان چیست ؟

    خب بحث سوژه :

    به نوعی همان کلیت یک فیلمنامه . خب من نظرم این هست که این موضوع هم درهمون فیلمنامه کلید میخوره و بعد تحویل کارگردان داده میشه اما این رو قبول دارم که این کارگردان هست که باید تمامی جوانب سوژه ای که در فیلم خود میخواهد دنبال کند و به تصویر بکشد را سنجیده باشد .

    _الان در همین بحث جمله ی هیچکاک , سوژه ای که در ورای داستان وجود دارد مشخص است اما این نوع ارائه ی کار از سوی هیچکاک اون باور اصلی مخاطب شده است؟
    _درواقع سبک هیچکاک منجر به ایجاد انتظار برای وجود همچین فضایی در یک سوژه ی معین شده است؟
    _آیا میتوان بحث انتظار مخاطب از فضایی که پیش بینی میکند در فیلم یک کارگردان رو اثر گذار دونست در روند تهیه و فیلم و چگونگی فضاسازی ؟

    _ دوستان اگر در مطرح کردن عقیده و نظر خود در رابط با سوالات با ما شریک شوند فکر کنم بحث به مراحل خوبی نزدیک بشه !!!_


    نقل قول نوشته اصلی توسط mahsad نمایش پست ها
    به قول هیچکاک این ها باید قبل از فیلمبرداری محاسبه شود. این فرهنگ که برویم سر فیلمبرداری و ببینیم چه میشود، کاری است که همه می توانند انجام دهند. این همان دردی است که هیچکاک سالها پیش به آن اشاره کرده و بعضی از کارگردانهای ما نیز دچار آن هستند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahsad نمایش پست ها
    خب این موضوع که به شدت ماغیرت داره با اینکه بخوایم یک فضایی رو بر اساس برنامه ریزی و به کارگیری عوامل متعدد فراهم سازیم ... اما بدون شک وجود دارد .
    میشه اینجا یه تفکیک بریم؟!!
    الان این موضوع در چه رابط بیشتر صادق هست : مجموعه ی تلویزیونی و یا فیلم !!!

    P.S: چقدر حرف زدم و چقدر سوال مطرح کردم .....

  8. 4 کاربر از پست مفید JASON سپاس کرده اند .


  9. #25
    کاربر حرفه ای
    JASON آواتار ها
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    نوشته ها : 259
    سپاس ها
    8,017
    سپاس شده 1,730 در 272 پست

    New پاسخ : :.. 7 خوان باورپذیری ..:

    ق.ن : خب من میخوام " خوان چهارم " رو آغاز کنم اما از اونجایی که از نظر من هنوز ویژگی های " کارگردان و کارگردانی " تموم نشده و درواقع لیست ناقص هست اون بحث رو هنوز باز میذاریم و اگر دوستان تمایل داشتند میتونن بیان و رو لیست رو کامل کنند و نظر خود رو ارائه دهند و همینطور به سوالات بیشماری که در بحث پیشین شده است نیز پاسخ دهند ....


    حال میخواهیم بیاییم دورن تصویر و یکی از مواردی که در مقابل چشم خود میبینیم در طول زمان یک فیلم و یا مجموعه ی تلویزیونی رو مورد بررسی قراردهیم و معین کنیم تا چه حد در رسیدن به فضایی متناسب و مورد باور مخاطب تاثیر گذارخواهد بود :


    خوان چهارم :



    بازیگری


    بازیگر را به نوعی باید یکی از ابزارهای زنده ای بدانیم که در دست کارگردان قرار گرفته است و متناسب با نظر هرسکانسی را بازی میکند اما بدون شک هر بازیگر دارای یکسری توانایی های مستقل و گاها خلاقیت های خاصی میباشد , که خاصه برای او میباشد .

    اگر از مرحله ی انتخاب بازیگر _از سوی کارگردان و یا بازیگردان _ بگذریم و متمرکز شویم به مرحله ی هنرنمایی بازیگر در مقابل دوربین حال در هر صحنه ای و هر زوایه قرارگیری آن , میتوانیم این استقلال بالقوه در هر بازیگر را شاهد باشیم .

    یک شخصیت و یا یک تیپ را برعهده ی یک بازیگر میگذارند , این خود دارای 2 بُعد میشود :

    _ خود شخصیت و یا تیپ به تنهایی خوب از آب در آمده باشد |باورپذیری وجود این شخیصت و تیپ در بطن داستان |:
    «در این موضوع بازیگر باید نقشی که به اوم محول کرده اند را از تمامی جهات بررسی کند .
    اگر لازم است در رابط با آن به مطالعه بپردازد .
    اگر لازم است برای بهتر درآوردن نقش خود به جمع جماعتی برود که تیپ آنها را میخواد ارائه دهد .... .

    به نوعی باید به تمام جزئیات نقشی که در دست دارد پی ببرد و اشرافی داشته باشد که در حین اجرا بگونه ای باشد که گویی واقعا چنین شخصیتی در یک ماجرای معین وجود دارد . این هست که میگوییم برای ما یک نقش با بازی یک بازیگر واقعی بود . باورش کردیم .....»

    _ باورپذیر بودن در میان سایر شخصیت های موجود در داستان و فیلم
    « گاه برخی از بازیگران وجودشان برای فلیم و داستان که درحال روایت است , باورپذیر نیست .
    البته این موضوع کمی به پرداخت شخصیت در حین نوشته شدن فیلمنامه هم باز میگردد اما بخشی هم به نوع اجرای بازیگر مرتبط است .
    اگر بازی که ارائه میشود در سطح جاری درمیان تمام بازیگران گروه باشد , اینگونه روابط باورپذیر میشود حوادث میان آدم ها رخ میدهد و فضایی میسازد که هیجان مخاطب را برانگیزد و ....»

    P.S: منتظر شرکت تمامی کاربران در بحث های جاری هستیم ...

  10. 2 کاربر از پست مفید JASON سپاس کرده اند .


  11. #26
    کاربر فعال
    amir.parsa25 آواتار ها
    تاریخ عضویت : Aug 2011
    محل سکونت : وسط چارلیز ترون.جسیکا آلبا.الناز شاکردوست و GF فعلیم :)
    نوشته ها : 88
    سپاس ها
    392
    سپاس شده 354 در 77 پست
    نوشته های وبلاگ
    1

    پیش فرض پاسخ : :.. 7 خوان باورپذیری ..:

    منم با آرش موافقم
    بنظرم تهیه کننده اگه اینرو مد نظر داشته باشیم که عوامل رو میاره میتونیم بگیم موثره نه اینکه بطور مستقیم تاثیر میزاره...
    مثلا یه تهیه کننده اگه داستان خوب...فیلمنامه نویس....کارگردان....طراحان صحنه و لباس و... و موسیقی و نورپرداز قابلی بیاره کار فضا سازی خوبه(البته اینا مثال بودن)
    پس بهتره تو این موضوع این عوامل مستقیم رو بررسی کنیم که بدرد تهیه کننده ها هم بخوره :)
    امیرالمومنین ع:
    چگونه من از امکانات خویش، رفاه زندگی فراهم سازم، در حالی که شاید در حجاز و یمامه، کسی باشد که با شکم گرسنه و جگر داغ و تشنه بخوابد و آرزوی سیر شدن را در سر می‏پروراند؟


    داریوش کبیر:

    اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش

    اگر شریف و درستکار باشی،فریبت می دهند ولی شریف و درستکار باش
    و در نهایت لذت میبری از اینکه هر آنچه هست همواره میان تو و خداوند است نه میان تو و مردم

  12. کاربر روبرو از پست مفید amir.parsa25 سپاس کرده است .


کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید