(((((به شروع فکر کن))))) (((منت خدایی را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت.هر نفسی که فرود می رود ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات.پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب))) فکر کنم تمام ما تجربه از دست دادن فرصت ها را داشته باشیم.اما حالا را زمانی مناسب برای تجربه کردن اینگونه نمی بینم.من hamid_hamidیک کاربر بنفش رنگ هستم.یک بار هم قبلا گفته ام خوشحالم که جایی هستم که مدیری به نام آرش دارد.الان هم که قرار است صفحه یادداشتی داشته باشم باز هم وقتی به مدیران این بخش نگاه می کنیم خوشحال تر می شوم بخصوص که در این بخش در کنار نام آرش نام خاطره را می بینم که هنوز هم معتقدم مهربانترین کاربر سایت است.اما این صفحه مجازی مال یادداشت ها و نوشته های من چه سینمایی و چه غیر سینمایی است. پس حالا که اینجا مال من شد جا دارد چند تا قانون بگذارم که کمی در این صفحه احساس قدرت کنم......... 1-من نه چپیم نه راستی.البته اینجا اینگونه نیستم از دوستان هم خواهش می کنم اینجا چپی بازی یا راستی بازی در نیاورند. 2-سیاست چیز بدی نیست اما اینجا جایش نیست.پس حرف سیاسی ممنوع...........شاید خبر سیاسی بازتاب کنم اما برداشت سیاسی نمی کنم. 3-من نمی توانم هر روز اینجا بنویسم اما سعی می کنم هفته ای یک بار هم که شده اینجا را بنویسم.اگر هم مدتی نبودم صرف این نگذارید که دیگر نمی اید و قهر کرده و بهش برخورده.........من اساسا ادم دنده پهنی هستم. 4-اینجا سکوت معنی ندارد.اگر حرفی داری یا علی 5-به یکدیگر و به اعقاید هم احترام بگذارید .رفتار شما شخصیت شما را شکل می دهد نه حرف های شما. 6-تمام نوشته ها دیدگاه من است اگر نظری دارید همین جا بفرمایید. .................................................. .............................. یک.....دو....سه.یک.....دو .....سه.امتحان می کنم اینجا سینما هفت هست و من حمید هاشمی با وقتی برای نوشتن.... در خدمتتان هستم.الان فقط به شروع فکر می کنیم. یک شروع زیبا با رضا یزدانی به مناسبت انتشار آلبوم خاص که گفته می شود خاص ترین آلبوم سال است. ((....نمیشه زمین خورد و گریه نکرد/به دادم برس بهترین نا رفیق هنوزم به دستهای تو قانعم/هنوز عاشقم با یه زخم عمیق تو این روزهای سیا ه و کسل/دلم خیسه از حس بارون شدن تورو جون هر کی بهش مومنی/فقط امشبو حرف رفتن نزن.....)) تا بعد...............
aBoD, ArAsH18, brad, JASON, khayyamrad, loplopak, maral55, Mohammad, sangam, serginho, seven pounds
سریال های یک ماه............سریال های خوب و بد که هر شب پخش می شود و همین پخش هر شب کلی مخاطب جذب می کند..............شاید یکی از اقدامات خوب صداسیما در این چند سال اخیر همین پخش سریال های ماه مبارک رمضان باشد.............سریال هایی که در دل خانواده های ایرانی جای باز کرده........ [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید] این لینک در اینجا حکم یک بیلبورد بزرگ را برای اگهی یک بحث خوب و نظرسنجی آن است.......قرار شده بحث تحلیلی را بگذاریم برای انجا اما اینجا صرفا یک یاداوری و تجدید خاطره است. در این ماه برای اولین بار رامبد جوان دوست داشتنی را به عنوان کارگردان دیدیم با سریالی که جایش در نظرسنجی خالی است.....((گمگشته))آتیلا پسیانی در از سینما کند و در اینجا در دو نقش دیده شد......سریال راه سینمایی شدن پژمان بازغی و حدیث قولادوند را سر راست تر کرد........با فردی به نام مجید اخشابی اشنا شدیم و بعد از ان سال هر سال همین موقع ها صدایش را شنیدیم اما هیچ کدام لذت ((گمگشته))را برای ما نداشت............ در این ماه بود که بهمان ثابت شد حمید لولایی در بازی کردن نقش های کمدی بی نظیر است.......باور کنید خیلی سخت است در کمدی یک شخصیت دوست داشتنی را شکل دهی و مردم دوستش داشته باشند و بعد بیایی یک ادم دیگر را جور دیگری بازی کنی و مردم دوستش داشته باشند و حمید لولایی مسیری که از (خشایار)((زیر اسمان شهر)) تا (ماشاالله)((خانه به دوش)) طی کرد راحت نیامد و زحمت کشیده تا به اینجا برسه........خوشحالم که در بازیگران کمدی تلویزیون تنها حمید لولایی است که سیمرغ دارد. در این ماه بود که به واسطه فتحی و سریالش با یک فیلمنامه نویس قدر اشنا شدیم.......(علیرضا نادری)فیلمنامه نویسی که حالا با همکاری با کیمیایی اسمش را زیاد می شنویم.چقدر دیالوگ های ((میوه ممنوعه)) خوب بود.........برای اولین بار بود که امیر جعفری را خارج از دنیای کمدی می دیدیم و باور کنید در چشمانش می دیدیم که او بازیگر توانایی هست و حالا متوجه شدیم اری.....امیر جعفری واقعا فوق العاده است. در این ماه بود که عطاران ما را با ساخت یک کمدی نو که در ان شخصیت اصلی همه کاره نبود اشنا کرد.......((بزنگاه))دقیقا همان چیزی بود که انتظارش را داشتیم........چقدر انجا هم حمید لولایی در کنار مرجانه گلچین خوب بود.......چقدر این نیکی نصیریان را دوست داشتیم.مهرجویی و تبریزی بعد از این سریال پای نیکی را به سینما باز کردند و شاید روزی نیکی برای سینمای ایران بزرگی کند. در این ماه بود که با همسر کارگردان مورد علاقه ام اشنا شدم.........پریسا بخت اور همسر اصغر فرهادی برای ما ((پشت کنکوری ها))را ساخت........و نمی دانم به یاد دارید یا نه اما برای اولین بار سارینا فرهادی اینجا بازی کرد......چقدر رامین ناصرنصیر اینجا خوب بود.......به اعتقاد من ناصرنصیر کسی بود که هیچ گاه به ان نقشی که باید می رسید نرسید و هیچگاه دیده نشد در حالی که تمام دلایل درخشش را نه اما می توانست پیدا کند. در این ماه بود که ((صاحبدلان))را دیدیم.........لطیفی و ادم های بزرگی که کنارش بودند حکم یک ویترین زیبا را داشتند که در ان ویترین کوثری و پورسرخ شاید بیشتر در چشم می زدند .......خوب جوان تر بودند و بیشتر شمایل ستارگی را داشتند........من صاحبدلان را هیچوقت خیلی دوست نداشتم و همین یک خط را هم به عنوان یاداوری از کاسبی و محجوب و فاسمی نوشتم.....
aBoD, ArAsH18, brad, JASON, khayyamrad, razoramona, sangam, seven pounds
حمید ، متن جالب بود ، خاطرات خوبی رو یادآوری کردی ، اما برادر، "گمگشته" که هست در لیست نظرسنجی.....
aBoD, brad, hamid_hamid
چرا انقدر من بی دقت شدم......................؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟علت بی دقتی چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اگر دوستان می دانند جواب بدهند خوشحال می شوم.
ArAsH18, brad, JASON
دو روز است می خواستم این را اینجا بنویسم اما هر دفعه می امدم منصرف می شدم اما انگار واقعا باید چند خط بنویسم......... این چند خط را تنها و تنها برای نگارم می نویسم..... ((((همه سینما دوستان دست کم یک بازیگر محبوب را دارند که از دید انها بی نقص است.محبوب این چند ساله من که با واسطه تاتر باهاش اشنا شدم و فکر کنم خدا خیلی دوستم داشته که بهم این شانس را داده دو بار از نزدیک ببینمش که یک بارش به امضا گرفتن و عکس گرفتن انجامید.(دلم می خواهد عکس را بگذارم اما خلاف می دانم این حرکت را بخصوص وقتی که خودشان اصرار داشتند که عکس را جایی نگذارم)امضا را هم یک جا قایم کردم که یک وقت گمش نکنم .بازیگر محبوب من نگار جواهریان است.یک متن بلد بالا به مناسبت این که احتمال می دادم تندیس حافط را می برد اماده کرده بودم.اگر می برد تنها بازیگر زنی می شد که برای ایفای یک نقش توانسته است هر چهار جایزه موجود در کشور را ببرد.زهراسادات که نگار مثل همیشه استادانه ایفا کرد هم لیاقت سیمرغ را داشت هم تندیس خانه سینما هم جایزه منتقدین و هم حافط.اما واقعا متاسفم که فردی مثل علی معلم ندید.داوران جشن دنیای تصویر چه در بازی متوسط افشار در طبقه سوم دیدند که در بازی نگار ندیدند.مریلا زارعی را در درباره الی...(فیلم محبوبم)دوستش دارم اما نگار طاومس خیلی بهتر است. چقدر ساده بودم که فکر می کردم علی معلم به بازیگری جایزه می دهد که هیچ سال در این جشن شرکت نکرده. اگر بنا به حضور باشد که.......................... چقدر خوشحالم که هیچوقت لیلا حاتمی و فاطمه معتمد اریا و ترانه علیدوستی و خیلی های دیگر از این حافظ ها ندارند. این شهاب حسینی هم مجبور شدند دادند.فکر کنید مثلا به جای شهاب به حسام نواب صفوی این جایزه را می دادند. من دو مراسم این تندیس را بودم.خیلی خوش گذشته اما حالا که فکر می کنم می بینم فقط خوش گذشته. این نگار را بیش از دیروز دوست دارم.)))) 7مرداد90........ (سینما باید منتظر باشد.یک فلینی دارد متولد می شود)
aBoD, ArAsH18, brad, jankocholo, JASON, khayyamrad, Mohammad, razoramona, sangam, seven pounds
بحثیدم....بحثیدی....بحثید.....ب ثیديم.....بحثیدید......بحثیدند . چیه چرا شکل علامت تعجب شدید.می خواهیم دور هم ببحثیم. درباره یوسف و یدالله مهمان مامان. درباره قاسم ارتفاع پست که همه زندگیشو فروخت تا همه دوستان را ببره سر کار. درباره خانه ای روی آب تا یک بار دیگه بشنویم((اگه می دونستم سرنوشت ادما رو کی میبافه می گفتم مال من را کلا بشکافه)). درباره رضا مارمولک و تمام راه های رسیدن به خدا. درباره شهر زیبا که مردهایش خوششان نمی اید زن هایش سیگار بکشد اما زنهایش سیگار می کشند. درباره کاغذ بی خط و قصه شنگول و منگول و دیو سیاه بدمن. درباره بوتیک و((پول خوشبختی نمیاره ولی بی پولی حتما بد بختی میاره)) درباره گیلانه و حال هوایش. درباه من ترانه 15 سال دارم و دختری که یک شبه شب ترانه سینمای ایران. درباره دایره زنگی و همه ستارگانش که واقعا ستارگی کردند. شما هم دعوتی.حیف کارت نداشتیم که یکی یکی وعده همه را بگیریم.می خواهیم دور هم بحث کنیم بیایید.اینجا. [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]
ویرایش توسط hamid_hamid : 08-01-2011 در ساعت 11:36 AM
aBoD, ArAsH18, brad, jankocholo, Mohammad, razoramona, sangam, seven pounds
پیش از شروع................می خواستم اسم این بخش را بگذارم مقدمه گفتم کلیشه ای است.دلم نمی خواست اینجا را به طور رسمی با کلیشه شروع کنم.از این به بعد نوشته های من چهار بخش دارد که هر کدام را به موقع باهاش اشنا می شوید.این نوشته قرمز بالا و چند نقطه(به عنوان ادای دین به مسعود)بخش اول است.از همین اول هم بگم اصلا دنبال این نیستم که به خود شروع ربط داشته باشد اصلا این چهار بخش کاملا مجزا از هم ارایه می شوند و من صرفا دنبال ارایه بهتر هستم. این را هم تا یادم نرفتم بگم نوشته های اینجا با سه رنگ این و این و این ارایه می شود. نوشته های رنگ اول مربوط به مسایل سینمایی است. نوشته های رنگ دوم مربوط به مسایل سینما هفت است. ونوشته های رنگ سوم مربوط به نوشته های شخصی خودم است.در مورد خودم و حواشی دورم و جامعه و حواشی دورش است. شروع................... 1-شاید این نوشته چند خطی من اصلا در مورد سینما نباشد اما چون به واسطه یک چهره دوست داشتنی سینما است این رنگی می گذارم. قبل از این که چیزی بنویسم یک نگاه به این چهره بیندازیم. این حانم جذاب و دوستداشتنی را حتما باید بشناسید همگی...............شاید هم نشناسید.............اما فکر کنم کلاسیک دوستان سایت که شاید تعدادشان کم باشد اما معروف و محبوب هستند در سایت می شناسند این بانوی زیبا را............... چقدر دلم می خواهد کارگردان فیلمی شوم که ایشون در ان بازی کند.............چی می شود در فیلمی که قرار است با سرژی جان در ایتالیا کار کنیم ایشون نقش مقابل سرژِی را بازی کنه............بعد من پشت دوربین بنشینم و به بازی الهه زیبایی تمام قرن ها تمام دنیا نگاه کنم............چی میشد همیشه شما بازی می کردی.چی میشد زمان با تمام سرعتش شما را فراموش می کرد و برای شما نمی گذشت..........یعنی دنیا باز هم به خود ستاره ای به این جذابی می بیند..................من که چشمم اب نمی خورد ...................به قول نگار جواهریان(من همیشه باید یادی از ایشون بکنم)در فیلم شبانه روز دلم می خواهد رو کنم بهت و بهت بگویم((نمی دونم تو زود به دنیا امدی یا من خیلی خیلی دیر به دنیا امدم))......................خوب است به واسطه سینما همیشه می شود عاشقت شد و عاشقت ماند. 2-وقتی پله های زیر زمین تالار فرشچیان را طی می کنی می تواند برایت تداعی خاطرات زیادی باشد.بخصوص اگر چند وقتی باشد این مسر را طی نکرده باشی.ساعت حدود 8 بود که خودم را دم سالن 2 فرشچیان یافتم.فرشاد قرار بود بیاید تا با هم برویم به استودیو فرشچیان و کار را شروع کنیم.از دور دیدمش معلوم بود خیلی خسته است چشمانش مثل همیشه گرد بود و کاملا امادگی بیرون زدن را داشت ابروهایش هم که بگذارید ابروی پسر را نبرم.امد و سلام و علیک کردیم بعدش گفت من با چیت ساز حرف زده بودم استودیو را هم ازش گرفته بودم اما مثل اینکه قولش را برای چند ساعت امروز به یکی داده رفتم دم استوديو دیدم ادم اونجاست میگم ما وقت داریم می گن ما با حمید هاشمی حرف زدیم و کمی وقتش را گرفتیم چیزی به تو گفتن گفتم نه بیا بریم ببینیم کین.با تمام قلدری پا شدیم که برویم دوستان را بیرون کنیم و کارهای ابتدایی را بکنیم.خود را رساندیم به استودیو کسی بیرون نبود به همان خاطر در زدیم و بعد از گفتن بفرماید سریع در را باز کردم.تا وارد شدم با چهره های همیشه خندان پگاه و محمد روبرو شدم.تا من را دیدند محمد گفت ((اقا من گفتم امروز فرشچیان یک حال و هوای دیگه ای داره نگو حمید هاشمی امده داداش می گفتی یک گاوی گوسفندی چیزی قربونی کنیم))فرشاد از برخورد این دو موجود نایاب هنگ کرده بود اما من عادت داشتم.خلاصه بعد از سلام علیک نسبتا گرم با بچه های خوب موسسه هژیر فیلم اصفهان قرار شد تا ظهر تدوینشان را تمام کنند و دو ساعت بعد از ظهر من بروم.خیال فرشاد هم نسبتا راحت شد.اما نکته که من را وا داشت این را بنویسم.وقتی خواستیم با پگاه و محمد خدافظی کنیم پگاه یک دفعه گفت سامان می گفت قراره تاتر کار کنی.چه شده از فیلمسازی دل کندی؟(حالا این قضیه را فقط سامان و یک نفر دیگر به طور حتم خبر داشت)گفتم باریک الله سامان خوب امار ما را میده.پگاه خندید و هیچی نگفت منم سریع محیط را ترک کردم و با خودم عهد کردم دیگه اصلا و ابدا چیزی در مورد اینده به کسی نگوییم.چون الان نصف تالار می داند قرار است چه اتفاقی بیوفتد اما باور کنید هنوز معلوم نیست.تمام اینها را نوشتم که عهدم یادم نره........ چهره های فاصله نوشته ها................در این بخش هم در فاصله بین دو نوشته به دو چهره خوب یا چهره های خوب می پردازم. بین این دو نوشته من یک هفته در صندلی داغ بودم و هر دو چهره هم مرطبت با ان است. اولی خاطره مدیر خوب سینما هفت است که من فقط به اعتبار و به احترام ایشون روی این صندلی نشستم. دومی هم ان کاربری است که فقط عضو شد و برای من یک پیغام داد در روز پنچشنبه که در کل نوشته اش اینگونه بود که من با این صندلی داغ فقط قصد خودنمایی داشتم و فکر می کنم ادم بزرگی هستم.پیغام ایشون برای من مهم نیست چون از ابتدا به کارم در سینما هفت این سومین پیغام با این مطالب بوده اما من پرو تر از ان هستم که بروم(جالب توجه ان دوستان عزیزی که سریع بهشان بر می خورد قهر می کنند می روند دوستانشان را پاک می کنند و .............)من اگر می خواستم جواب این دوستان را بدهم یا قهر کنم حتما الان اینجا هم نبودم.سعی هم می کنم تاثیر این دوستان قرار نگیرم. بعد از شروع...............چیزی برای گفتن ندارم و دوست دارم الان ..........................هیچی تا بعد.راستی من به خودم ایمان دارم که ادم بزرگی هستم. یکی از روزهای مرداد
aBoD, ArAsH18, brad, jankocholo, Mohammad, razoramona, sangam
پیش از شروع...................خیلی بچه بودم که بهم گفتن همیشه یا یک کاری را نکن یا اگر می کنی تا اخرش بکن................ شروع............... من کاری نکردم به بخوام عنوانش کنم الان هم اگر اینها را اینجا می نویسم فقط به خاط این که دلخوریم را کم کنم نه این که حاشیه ساز باشم بر خلاف افکاری که فکر می کنند من خود بزرگ بینی دارم یا خیلی ادعایم می شود یا هزار چیز دیگری که این روزها با چند پیغام برایم می فرستد. من نمی دانم اعضای هم تیمی تیم نقد چه فکری کردند حالا که مسابقه تمام شده یک نفر می اید و من به عنوان یک عضوی که فعال هم نیستم اما هم تیمی هستم را زیر سوال می برد و کسی که واسطه حضور ما شده در این طرح هیچی نمی گوید.............ایشون حتما خیلی حرفه ای هستند که می توانند بین نقد هایشان و سلیقه شان تفاوت قایل شوند.اما حالا چه همه چی تمام شد و محمد با نقدش اول شد چرا دنبال تخریب نقد ها هستیم بعد مدیر که خیلی براش ارادت قایل هستم هیچی نمی گوید و ساده می گذرد.من از این دلخورم که امروز فهمیدم هیچ کاری برای سایت نکردم.فکر کنم حق داشته باشم بهم بربخوره که از این 249 نوشته دست کم 100 تاش سینمایی است و دیده نشده و بعد ان یک هفته ای که من روی صندلی داغ بودم دیده شده و متهم شدم به جنجال افرین...............من اگر جنجال افرین بودم ان زمان که فرخ سرپرست تیم نقد نبود و تازه عضو تیم نقد بود و من نقد الیس را برای عبود فرستادم و قبول نکرد جنجال افرین می شدم...............من اگر جنجال افرین بودم که در وقتی بعد از جشنواره فجر حتی کاندید کاربر ماه هم نشدم جنجال افرین میشدم.............من اگر جنجال افرین بودم که الان اینجا نبودم و اینها را نمی نوشتم. با این وجود من هنوز عضو تیم نقدم و چون کسی واکنشی نشان نمی دهد نسبت به کاربری که زمانی که ساکت بود مرموز بود و الان که چیزهایی می نویسد خود بزرگ بینی دارد جا داشت اینجا بنویسم. من از فردا باز هم برای تیم نقد نقد می کنم اما دیگر فیلم کوچک که تا به امروز اصلا نقد نشده باشد را نمی نویسم...................در طرحی شرکت نمی کنم که بعد از چند زاویه به چیزهایی که نیستم نگاه شود و مدیرانش چیزی نگویند. ای کاش................................. کمی احساس بهتری پیدا کردم. بعد از شروع..................هیچ وقت سعی نکن نفر دوم باشی چون کسی نفر دوم را به خاطر نمی سپارد............................کسی تا قهرمان است دنبال نایب قهرمان نمی رود. چهره.................قظعا جناب الفرد(علی اقا)است که اخر توانستم در چت باکس ایشون را ملاقات کنم............ راستی کاشکی ادم ها یک چیزهایی یادشون نره...........
aBoD, ArAsH18, jankocholo, razoramona
نمایش برچسبها
مشاهده قوانین انجمن