آدرس جديد سينما هفت: http://www.1.cinemahaft.in/
تبليغات
جستجو در سینما هفت با گوگل
Loading

+ پاسخ به موضوع
صفحه 5 از 5 نخستنخست ... 2 3 4 5
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 49 , از مجموع 49

موضوع: نقد آزاد...!!

  1. #41
    کاربر حرفه ای
    JASON آواتار ها
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    نوشته ها : 259
    سپاس ها
    8,017
    سپاس شده 1,730 در 272 پست

    Gadid بررسی نقد فیلم Kill Bill (بیل را بکش)

    ق.ن : نوبتی هم که باشه , نوشته ی آقا جواد هست ...
    خیلی وقته بهشون قول داده بودم , و یک نقد جامع هم خودم برای این فیلم نوشتم که ایشون در جریان هستن و بعدها در صورت وجود , اون نوشته رو قرار میدم ....
    اما الان قصد دارم به نوشته ی و بررسی خود آقا جواد بپردازم ....

    این رو هم بگم , تا جایی که من خبر دارم و مشاهده کردم , فکر کنم این اولین فیلم از " کوئنتین تارانتینو" باشه که مورد بررسی قرار میگیره , که این خودش جای بسی تعجب داره !!!
    بررسی نقد فیم :
    kill bill

    نوشته ی ناظم سایت سینمایی 7 : khayyamrad


    در ابتدا در سخن کوتاه در رابط با کل متن در پیش رو :

    پیش از این یک نقد دیگه از ایشون مشاهده کردیم , اما اینبار یک فیلمی را برای نوشتن در دست گرفتن
    از نظر عوامل سازنده به خصوص کاگردان دارای طرفداران زیادی هست ...
    و از سویی دیگر همگی در حال انتظار برای ارائه ی جلد سوم این فیلم از سوی " کوئنتین تارانتینو"
    هستیم , و خوندن یک نوشته در رابط با یکی انواع آن جای بسی لذت هست .

    یک پیوستگی و ترتیبی در نوشته هست که سبب میشه خواننده پله پله با نقد پیش بره ...

    شکل ظاهری نوشته هم متفاوت است و بدون شک دلیل خاصی رو هم نویسنده متن داشته است
    _آقا جواد اگه دلیلتون رو توضیح بدید برای دوستان ممنون میشم_

    *البته کمی رنگ های استفاده شده برای نوشته , چشم های بنده رو اذیت میکرد که یه خورده
    از مداوم خوندن نوشته جلوگیری میکرد ...*

    حالا به بررسی خود متن نوشته می پردازیم , وسوال ها پیش آمده رو مطرح میکنیم :


    نقل قول نوشته اصلی توسط khayyamrad نمایش پست ها
    فیلم چند قسمتی "بیل را بکش" یکی از بهترین فیلم ها و نیز متفاوت ترین فیلم های تارینتو به شمار می رود.
    این فیلم که موضوعی رزمی و به سبک شمشیرزنی های سامورایی و در بطن فیلم موضوع
    انتقام را دارد


    خب اگه از نظر من که یکی از طرفدار های "تارانتینو " هستم , این بحث بخواد مطرح بشه ...
    من میگم تموم فیلم های او هم متفاوت و هم بهترین هستند , حال چه از نظر فیلمنامه , موسیقی
    بازی و بازیگردانی و .....
    انتقام از سوی بانو , وجود فرهنگ شرق , شمشیر .... این ها از موارد خاص به کار برده شده در فیلم هستند ..

    نقل قول نوشته اصلی توسط khayyamrad نمایش پست ها
    تیتراژ سیاه و سفید ابتدایی فیلم که صحنه شکنجه یک زن را نشان می دهد به خوبی توانسته هم حس زجر و عذاب را نشان دهد و هم اشاره ای دارد به اینکه ماجرا مربوط به گذشته
    است. بلافاصله بعد از آن منظره ای زیبا و رنگارنگ را میبینیم که نشان دهنده شروع داستان
    اصلی است. فیلم با یک درگیری زیبا و رزمی بین دو زدن شروع می شود.

    به خوبی اشاره کردی , این شروع یکی از موثر ترین صحنه هاست , این تصویر در چند
    لحظه به خوبی حس عذاب رو به بیننده القا میکنه , و بازی بارنگ برای بازی با زمان چیز زیبایی که
    در این چند تصویر دیده میشه

    این شروع را دوست دارم , حضور رنگ بعد از نبود آن ....
    عبور از گذشته با شروع یکآنِ تصویر اینبار با رنگ

    نقل قول نوشته اصلی توسط khayyamrad نمایش پست ها
    نکته اصلی در درگیری های این فیلم واقعی جلوه دادن صحنه ای رزمی است، چیزی که به ندرت در فیلم
    های دیگر دیده ایم. خون، تنها بازیگر بی صدای این فیلم به شمار می رود و چه خوب در جای
    جای فیلم و در درگیری های بین شخصیت ها خود را نشان می دهد. استفاده شاید خارج از
    حد از خون در این فیلم و نیز سایر فیلم های تارانتینو در نگاه اول مشمئز کننده است اما با
    کمی همراهی در قصه و آشنا شدن با سبک فیلم های تارانتینو با زبان خون آشنا شده
    و دیگر احساس چندش آور نخواهید داشت.

    فیلم های زیادی دیدم که صحنه های رزمی و اکشن آن برایم باور پذیر بود و بسیاری را هم دیده ام
    که به هیچ عنوان خوب کار نشده بودند , و هیچ حسی از باور در وجود منه مخاطب ایجاد نمیکردند ,
    همونطور که شما اشاره کردی در این فیلم بسیار نزدیک و باور پذیر هست صحنه ها .

    این تعبیرتو رو به شدت دوست و قبول دارم :

    "خون، تنها بازیگر بی صدای این فیلم به شمار می رود و چه خوب در جای جای فیلم و در درگیری های بین شخصیت ها خود را نشان می دهد."

    دقیقا نوع روایت کردن , و همراه شدن با قصه نتنها وجود خون را برایت اذیت کننده نمیکند , بلکه
    مثل تعیبر شما , جزی از فیلم و یکی از بازیگرهای آن میگردد

    نقل قول نوشته اصلی توسط khayyamrad نمایش پست ها
    ابتدا با فلش بکی، تاریخچه ای از زندگی آن عضو به بیننده ارائه می دهد و در ادامه به مبارزه
    شخصیت بئاتریکس با دوستان سابق خود که در نقشه قتلش شرکت داشتند می پردازد.


    خب یک سوال :
    از نظرتون مطرح کرد داستان ها و یا بخشی از گذشته ی کارکتر ها در عنوان فلش بک و حتی مخلوط نمودن با لحظه ی حال ان هم به صورت پیاپی در فیلم ها , آیا یک مزیت هست و یا تنها
    به نوع فیلم و فیلم نامه باز میگردد تا ضعف و یا قوتش مشخص گردد؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط khayyamrad نمایش پست ها
    فیلم از نظر تدوین کمی با فیلم هایی مرسوم فرق می کند، فیلم به صورت اپیزودیک تک تک شخصیت ها رو به صورت مجزا معرفی می کند و به ماجرای آن می پردازد.
    ویژگی دیگر این فیلم ترکیب انیمیشن با فیلم است که در صحنه ی معرفی یکی از
    شخصیت های فیلم (اورن ایشی) به خوبی در بطن فیلم جا خوش کرده است.

    بحث تدوین فیلم رو مطرح کردید ...

    خب اگه بتونید با یک مقایسه با کارهای دیگر " تارانتینو " و یا کارگردان دیگر کمی بیشتر به این موضوع
    بپردازید و بازترش کنید عالی میشه ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط khayyamrad نمایش پست ها
    موسیقی ترکیبی فیلم از شاخصه های اصلی و بی بدیل فیلم به حساب می آید.
    موسیقی شرقی و گه گاه در گیری آن با موسیقی غرب تنش و هیجان شنوایی بیش از حدی
    به مخاطب می دهد. موسیقی فیلم مثل پرنده ای قوی با بال های گشوده در سرتاسر فیلم
    در پرواز هست و با تغییر لحن به خصوص در سکانس های مبارزه ی فیلم موسیقی شرقی را
    به رخ همگان می کشد. نه تنها استفاده از موسیقی شرقی و مایه هایی از موسیقی غرب
    در این فیلم گوشنواز است بلکه در این فیلم سعی شده به خوبی از موسیقی طبیعت اطراف نیز بهره گرفته شود.


    بحث موسیقی در فیلم های " کوئنتین تارانتینو " یک بحث لذت بخش است ...
    نوع انتخاب موسیقی و یا ساخت برای فیلم هایش یکی از برترین نقاط قوت همیشگی فیلم های " تارانتینو" ست.

    در " بیل را بکش " این همراهی موسیقی غربی با موسیقی شرقی بسیار گوش نواز است
    و برتر از آن کاملا جا افتاده در فیلم هست ...

    در این مورد که بهتراست چیزی نگویم :
    در این فیلم سعی شده به خوبی از موسیقی طبیعت اطراف نیز بهره گرفته شود

    p.s: خب اول از همه باید از Mr. ALFRED بخوام که بیاد اینجا کمی در رابط با این فیلم بنویسه...
    ما که هنوز در انتظار اون دو نوشته ی نقده در حال سوختن هستیم _تا بفهمیم نقد یعنی چی _
    اما خب لااقل برای این فیلم چند اظهار نظر این دوست عزیزمون رو بشنویم خوشحال میشیم ....

    بقیه دوستان هم اگه تمایلی به بحث های جدی و سینمایی هستن , اگر بیان و بنویسن فکر کنم
    برای سایت هم بهتر باشه ....

    و یا دوستان تیم نقد , بیان و نقد های سایر دوستان رو بررسی کنند و خودشون در رابط با فیلم های ارائه شده , نقد و یادداشت بگذارند ...

  2. 14 کاربر از پست مفید JASON سپاس کرده اند .




  3. #42
    کاربر حرفه ای
    JASON آواتار ها
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    نوشته ها : 259
    سپاس ها
    8,017
    سپاس شده 1,730 در 272 پست

    Icon100[1] پاسخ : نقد آزاد...!!

    ق.ن : اول باید بگم که خوشحالم یکی از اعضای تیم نقد بالاخره در این تاپیک حاضر شد
    و یک نقد خوب رو ارائه کرد ...
    خب این دومین نقد از دوست عزیز mahsad هست که میخونم و البته باید بگم باز هم دومین بار هست
    که میخوام درباره ی نقدش بنویسم ...


    در ابتدا یک نگاه کلی در شیوه ی نوشتن و ساختار نوشته :

    اولین چیزی که در همین ابتدا من و یا درواقع یک خواننده را , عنوان جالبی ست که برای نقد خود برگزیدی ....
    در ابتدا نشان از متفاوت بودن با نقد پیشین رو میرسونه , و همینطور رفع موضوعات مطرح شده ...
    از سویی نوع ترکیب استفاده شده در عنوان کمی ایهام دارد و زیرکی نویسنده را میرساند ...

    _متناسب با انتهای فیلم , معنای مستقیم را درمیابی
    اما
    _به علت آنچه در پرده ی ابهام از سوی شرکت سازنده است مبنی بر ادامه یا عدم ادامه این سه گانه
    یک آرایه ی بینظیر رو پیش روی خود میبینی

    انتخاب یک انیمیشن برای نقد و دخیل کردن موضوعات مربط با یک انیمیشین همچون صداپیشگان یکی دیگر از جذابیت های این نوشته به شمار می آید

    طریقه ی نگاهت به فیلم مثل همیشه است , دقیق و درگیر کننده با مفاهیم اما شیوه ی پرداختنت
    به فیلم با کمک واژه ها متفاوت شده است

    شروع ساده نقد منتهی میشود به پایانی قابل ستایش , و این کشش نوشته را می رساند

    حال به برخی از قسمت های خود متن نقد میپردازم :


    نقل قول نوشته اصلی توسط mahsad نمایش پست ها

    نقد انیمیشن "داستان اسباب بازی 3": خداحافظی باشکوه

    نمره من: 5 از 5

    "داستان اسباب بازی 3" به کارگردانی Lee Unkrich یک فیلم سه بعدی است. این فیلم ده سال پس از "داستان اسباب بازی 2" ساخته شده و کاراکترهای زیادی به آن اضافه شده است. برخلاف فیلمهای شرک، مفهوم در این فیلم حرف اصلی را می زند.
    همین اول کار : اگر کمی نظرت رو در رابط با این فاصله ی 10 ساله مینوشتی ,شروع نقد جذاب تر میشد
    اوردن این مثال و مقایسه ی آنی آن و ارج دادن به مفهوم این انیمیشن
    برای سریع و آنی بود اما مفهموم را راحت برایم روشن کرد


    نقل قول نوشته اصلی توسط mahsad نمایش پست ها
    "داستان اسباب بازی 3" دربرگیرنده ی کمدی است. اما کمدیش مبتنی بر دیالوگ و حرکت نبوده و بر اساس کاراکترها و موقعیت هاست. جلوه های ویژه هم فقط به خاطر فروش بیشتر نیست، بلکه به حس و ظاهر فیلم کمک کرده است. حس موجود با انتخاب کاراکترها شکل گرفته و اکشن آن هم یک بخش ذاتی از کاراکترهاست. غیاب کاراکترها با فضاسازی جبران نمیشود و وقتی آنها نیستند، هر لحظه منتظریم تا دوباره به جمع ما برگردند.
    دقیقا ,موقعیت ها و کارکترها هستند که موجودیت داستان و فیلم را رقم میزنند بطور کامل ...
    کنار هم قرار دادن کمدی و انیمیشن و جمع نمودن هر دوی آنها در کارکتر ها حسی ست
    که به راحتی در فیلم میتوان دید ...
    این را بسیار دقیق گفتی :

    غیاب کاراکترها با فضاسازی جبران نمیشود و وقتی آنها نیستند، هر لحظه منتظریم تا دوباره به جمع ما برگردند.

    فضاها و همراه کردن رویاها و تخیل مخاطب ها با پس زمینه ها و فضاهای طراحی شده
    یکی از ویژگی ها همیشگی یک انیمیشن هست اما در این فیلم باز شخصیت ها برای آدمی
    خیال و همراهی با داستان رو دیکته میکنند

    نقل قول نوشته اصلی توسط mahsad نمایش پست ها
    اندی، پسر بچه ای که با وودی ( با صدای تام هنکس ) و باز ( با صدای تیم آلن ) در "داستان اسباب بازی" بازی میکرد، حالا میخواهد به دانشگاه برود. اسباب بازیها مثل همیشه درباره ی آینده شان نگران هستند. آیا اندی آنها را به دانشگاه می برد؟ .......
    برای باز، جسی و بقیه ی اسباب بازیها ( به جز وودی ) همه چیز مثل بهشت می ماند: بچه های زیادی با ما بازی می کنند، هر سال گروه جدیدی از بچه ها وارد مهد کودک می شوند. دیگر هیچ وقت دور انداخته نمیشویم ، هیچ وقت فراموش نمیشویم. اما آیا واقعا همین طور است؟
    خب من یهو به وجد اومدم ....
    چیز هایی که در رابط با یک منتقد بزرگ نوشتی , حالا با این زیرکی و ظرافت در نقد خودت بکار بردی
    خیلی خوشم اومد ....

    اینجا باز داری داستان رو میگی , مخاطب رو همراه میکنی , اشاره ی پنهان به سکانس داری
    اما هیچ کدوم اصلا به چشم نمیان در لحظه ای میپرسی :
    اما آیا واقعا همین طور هست ؟

    یک اوج عالی در نوشته می دهی و بعد آرام ذهن را با یک سوال سد میکنی
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahsad نمایش پست ها
    اسباب بازی ها باید با هم برابر باشند، اما اسباب بازیهای کهنه تر برتری بیشتری دارند. بالاخره چهره ی واقعی لاتسو رو میشود. او به یک هیولای ترسناک تغییر وضعیت میدهد. اما چرا این اتفاق می افتد؟ شاید او را هم فراموش کرده اند؟ حداقل به خاطر وجود او باید این قسمت را ترسناکتر و نگران کننده تر از قسمتهای قبلی نامید.
    دقیقا یکی از تمایزات این سری همین نگران کنندگی های لحظه ای این بار بعد یک مدت خوشی و
    راحتی ست ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط mahsad نمایش پست ها
    همانند "داستان اسباب بازی 1"، "داستان اسباب بازی 3" فقط به خاطر جلوه های ویژه و استفاده از فضاهای جذاب و درخشانش نیست که موفق شده؛ بلکه داستانی که درباره ی دوستی، درباره ی عشق و تغییرات رخ داده درطول زمان است، آنقدر خوب نوشته شده که میتوانیم آن را با عروسک های دستی هم بگوییم و هنوز هم جذاب باشد و بتواند مخاطبانی از بچه ها و بزرگسالان را به خودش مجزوب کند
    وقتی به این موضوع فکر میکنم تنها در همین مورد خود را قانع میکنم که داستان بینظیر در طول
    زمان برای من وودی را همیشگی کرده ان هم با عشق و دوستی ...

    نمیدونم چرا تعبیرت رو برای خوب بودن نوع نوشته و داستان بسیار دوست دارم ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط mahsad نمایش پست ها
    مثل هر فیلم دیگر، پیامهای متفاوتی از این فیلم برداشت میشود: بعضی موارد نمیتوانند دوام داشته باشند، لذا تا زمانیکه میتوانیم باید از بودنشان لذت ببریم. بعضی موارد برای همیشه هستند و لازم است برای مراقبت از آنها با تمام وجودمان مبارزه کنیم. حتی اگر یک بدن پلاستیکی داشته باشیم و روحمان فقط روی یک تراشه پیاده شده باشد. شاید مثل اندی مجبور به جدا شدن از اسباب بازی های "داستان اسباب بازی" باشیم و شاید فرصتی برای خداحافظی با آنها پیدا کنیم. پس بهتر است قبل از تمام شدن فرصتمان اینکار را انجام دهیم:
    خداحافظ وودی .... خداحافظ باز ... خداحافظ جسی ... و شاید خداحافظ "داستان اسباب بازی"...
    و این هرکت به سوی پایان نقد , در راستای حرکت به سوی پایان فیلم ....

    بینظیر بودن پایان فیلم همراه با بینظیر بودن پایان نقد ...هماهنگی و هم راستایی جالبی هست
    که نشان از نوع نگارش هوشمندانه ی منتقد رو میرسونه ...

    و جمله ی پایانی در طول یک خط و با وجود فاصله های نقطه ای و بعد روبه رو شدن با واژه ی
    " شاید "
    که به راحتی ذهن یک دوستدار این انیمیشن را تحت تاثیر میگذارد


    p.s: از خوندن این نقدت لذت بسیاری بردم ....
    نمیدونم کس دیگه میاد و که رو این انیمیشن بنویسه و یا نه اما من مشتاقم که قلم و توضیح فرد دیگری
    رو هم در این باره بخونم

    با تشکر زیاد از mahsad , دوست عزیزم
    منتظر خوندن نوشته ها و نقدها اعم از ترجمه و نوشته شده توسط خودت هستم ....

  4. 15 کاربر از پست مفید JASON سپاس کرده اند .


  5. #43
    مدیر بازنشسته
    khayyamrad آواتار ها
    تاریخ عضویت : Apr 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 1,944
    سپاس ها
    12,469
    سپاس شده 9,056 در 1,994 پست
    نوشته های وبلاگ
    2

    پیش فرض پاسخ : نقد آزاد...!!

    پاسخ به سوالات جیسون عزیز

    شکل ظاهری نوشته هم متفاوت است و بدون شک دلیل خاصی رو هم نویسنده متن داشته است
    _آقا جواد اگه دلیلتون رو توضیح بدید برای دوستان ممنون میشم_

    *البته کمی رنگ های استفاده شده برای نوشته , چشم های بنده رو اذیت میکرد که یه خورده
    از مداوم خوندن نوشته جلوگیری میکرد ...*
    نمی دونم منظورتون از شکل ظاهری نوشته چیه، اما اگه منظورتون نیم خطی بودن نوشته است این به خاطر سهولت
    در خواندن نوشته است و خودم عامدا اینجوری نوشتم. اگه دقت کنین اکثر روزنامه ها مطالبشون دو ستونی است و
    این نوع نوشتار برای مطالعه سریع خیلی خوب است. در مورد رنگ ها هم متاسفانه رنگ هایی که در سایت داریم
    زیاد چشم نواز نیستن و بنده هم چاره ای جز این نداشتم.


    خب اگه از نظر من که یکی از طرفدار های "تارانتینو " هستم , این بحث بخواد مطرح بشه ...
    من میگم تموم فیلم های او هم متفاوت و هم بهترین هستند , حال چه از نظر فیلمنامه , موسیقی
    بازی و بازیگردانی و .....
    این فیلم هم از نظر روایت هم تدوین هم بازیگری و نیز ساختار کلی با سایر فیلم های تارانتینو متفاوت است
    (البته از نظر بنده)، برای سادگی و درک این مطلب میشه این فیلم رو با قصه های عامیانه مقایسه کرد.

    خب یک سوال :
    از نظرتون مطرح کرد داستان ها و یا بخشی از گذشته ی کارکتر ها در عنوان فلش بک و حتی مخلوط نمودن با لحظه ی حال ان هم به صورت پیاپی در فیلم ها , آیا یک مزیت هست و یا تنها
    به نوع فیلم و فیلم نامه باز میگردد تا ضعف و یا قوتش مشخص گردد؟
    خب من الان متوجه نشدم که به این سوال کلی باید جواب بدم یا فقط برای این فیلم؟ کلا باید گفت فلش بک جزئی جدایی ناپذیر از یک فیلم است. در واقع فلش بک را باید حافظه یک فیلم نامید. اما در مورد این فیلم می تونم بگم گذشته از تمام مزایایی که گنجاندن فلش بک های سیاه و سفید و کارتونی در این فیلم دارد به نظر می رسد کارگردان چاره ای هم جز این ندارد.


    بحث تدوین فیلم رو مطرح کردید ...

    خب اگه بتونید با یک مقایسه با کارهای دیگر " تارانتینو " و یا کارگردان دیگر کمی بیشتر به این موضوع
    بپردازید و بازترش کنید عالی میشه ...
    این موضوع جای بحث زیادی داره و چون منم این فیلم رو دو سه ماه قبل دیدم باید یه بار دیگه بشینم ببینم و در موردش بنویسم،
    سعی می کنم در نوشته دیگری که می خوام در مورد قصه های عامیانه بنویسم به این موضوع بپردازم.


    در این مورد که بهتراست چیزی نگویم :
    در این فیلم سعی شده به خوبی از موسیقی طبیعت اطراف نیز بهره گرفته شود
    در این مورد باید توجه داشت که لزوما استفاده از موسیقی طبیعت خوب نیست و زیبا جلوه
    نمی کند -شاید در بعضی موارد خیلی رو اعصاب هم باشد- اما این هنر کارگردان هست که به خوبی
    و هوشمندانه از موسیقی طبیعت به جا و احسن استفاده کند به طوری که باری اضافی بر فیلم به نظر نرسد.
    صدای شکسته شدن شیشه ها و وسایل و حتی صدای شمشیرهایی که هنگام مبارزه در هوا چرخانده
    می شود از نمونه های دیگر این نوع موسیقی است.
    [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]
    [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]
    .................................................. ......................................
    [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]/[مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]/[مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]/[مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]
    [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]/[مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]/[مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]


  6. 8 کاربر از پست مفید khayyamrad سپاس کرده اند .


  7. #44
    کاربر حرفه ای
    JASON آواتار ها
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    نوشته ها : 259
    سپاس ها
    8,017
    سپاس شده 1,730 در 272 پست

    7h6rdt5omqt6ynmanib8 پاسخ : نقد آزاد...!!

    ق.ن : خب بالاخره یکی پیدا شد که پایه باشه که رو نوشته های دوستان بحث و تبادل نظر بشه ....
    دوستان دیگه نمیخوان دست بکار شن!!!!!!!!
    چه برای شرکت در مباحث و چه برای قرار دادن بررسی هاشان از فیلم هایی که شب و روزشون را
    دارن باهاشون سپری میکنند ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط khayyamrad نمایش پست ها
    نمی دونم منظورتون از شکل ظاهری نوشته چیه، اما اگه منظورتون نیم خطی بودن نوشته است این به خاطر سهولت
    در خواندن نوشته است و خودم عامدا اینجوری نوشتم. اگه دقت کنین اکثر روزنامه ها مطالبشون دو ستونی است و
    این نوع نوشتار برای مطالعه سریع خیلی خوب است. در مورد رنگ ها هم متاسفانه رنگ هایی که در سایت داریم
    زیاد چشم نواز نیستن و بنده هم چاره ای جز این نداشتم.

    خب از نظر من یکی از موضوعاتی برای یک نوشته ی قابل عرضه اهمیت داره , بحث ساختاری و ظاهری اون هست .
    یکی از موضوعاتی که نتنها در نوشته های موجود صفحات دنیای مجازی بلکه تمامی تحقیقات و
    پروژه ها بهش توجه میشه همین امر هست .

    استفاده ی بجا از علائم نگارشی , اختلاف سطرها , فونت و یا بزرگی و یا کوچکی نوشته ها و ....
    میتونه به خواننده متن کمک بسیار کنه ....

    این موضوع را پیش از این برای من توضیح داده بودید و من فقط قصد داشتم دوستان نیز از علت امر آگاه بشن و البته اگه نظری دارند , بیان کنند...

    در رابط با رنگ علاوه بر تصدیق حرف شما , میتونم فقط اینو به عنوان پیشنهاد بگم که پررنگ _بُلد_
    نمودن نوشته تاثیر خیلی خوبی در نمای رنگ ها دارد


    نقل قول نوشته اصلی توسط khayyamrad نمایش پست ها
    خب من الان متوجه نشدم که به این سوال کلی باید جواب بدم یا فقط برای این فیلم؟ کلا باید گفت فلش بک جزئی جدایی ناپذیر از یک فیلم است. در واقع فلش بک را باید حافظه یک فیلم نامید. اما در مورد این فیلم می تونم بگم گذشته از تمام مزایایی که گنجاندن فلش بک های سیاه و سفید و کارتونی در این فیلم دارد به نظر می رسد کارگردان چاره ای هم جز این ندارد.

    من یک بحث کلی رو مطرح کردم ...

    میدونید دسته ای از فیلم نامه ها هستند , که بطور کامل داستان اونها در گذشته رقم میخورد و
    بطور کامل بیننده رو با یک فلش بک به اون بخش از زندگی کاراکتر ها میبرد و بیننده کاملا از این موضوع آگاه است که در یک ریتم مشخص واقع شده است و پیش می رود تا کمی با اتفاقاتی که
    برای شخصیت ها پیش از این افتاده است و حال در گذر زمان اثرات و یا نتایج آنها در زمان حال برایشان
    مشخص میشود

    اما

    دسته ای از فیلم نامه ها هستند که با ریتم و نظم مشخص بیننده را به ذهن و خاطرات و یا گذشته ی فیلم و کاراکترها نمیبرند ....
    و تمایز لحظه ای را برعهده ی بیننده قرار میدهند ...

    دسته ی دوم برای من ارجعیت بیشتری دارد , چرا که درگیری تمام حواس بیننده را ملزم میکند ...

    اگر دوستان میتونن در این باره کمی فنی توضیح دهند مشتاق شنیدن هستم ...
    آیا ویژگی خاصی در فیلم نامه هست و یا بازمیگردد به باز بودن دست کارگردان برای دکوپاژ کردن
    و یا علاقه ی کارگردان ...؟؟؟!!!


    نقل قول نوشته اصلی توسط khayyamrad نمایش پست ها
    این موضوع جای بحث زیادی داره و چون منم این فیلم رو دو سه ماه قبل دیدم باید یه بار دیگه بشینم ببینم و در موردش بنویسم،
    سعی می کنم در نوشته دیگری که می خوام در مورد قصه های عامیانه بنویسم به این موضوع بپردازم.
    در ابتدا باید ابراز خشنودی کنم و بگم در انتظار نوشتت در مورد " قصه های عامیانه " هستم
    منتظرم نظرت رو در مورد سوال مقایسه ایم بخونم ...


    نقل قول نوشته اصلی توسط khayyamrad نمایش پست ها
    در این مورد باید توجه داشت که لزوما استفاده از موسیقی طبیعت خوب نیست و زیبا جلوه نمی کند -شاید در بعضی موارد خیلی رو اعصاب هم باشد- اما این هنر کارگردان هست که به خوبی
    و هوشمندانه از موسیقی طبیعت به جا و احسن استفاده کند به طوری که باری اضافی بر فیلم به نظر نرسد.
    صدای شکسته شدن شیشه ها و وسایل و حتی صدای شمشیرهایی که هنگام مبارزه در هوا چرخانده
    می شود از نمونه های دیگر این نوع موسیقی است.
    خب , با توجه به لوکیشن هایی که بطور ثابت و از قبل پیش بینی شده همراهی یکسری صداها
    بر روی صحنه جدایی ناپذیر هست .

    اما تا چه انداز نما پیدا کند درون فیلم و به گوش برسد باز میگردد به خواست کارگردان و صداگذار فیلم.
    میتونم راحت بگم یکی از چیزهایی که بسیار در باور پذیری فیلم کمک میکند و بیننده را
    با خود همراه میکند وجود طبیعی صداهای بر روی صحنه هست ...

    مثالی از فیلم های خود کشورمون میزنم , به یاد بیارید زمانی را که ضبط صدا بر روی صحنه امکان ناپذیر بود , و صداها محیط اطراف به صورت صداهای مصنوعی و شگردهای صداگذاری اعمال میشد
    بسیار بر تاثیر فیلم و یا همراهی بیننده موثر بود ....

    البته این راهم درنظر بگیرید که امروز در استدیوهای بزرگ فیلم سازی , صحنه های عظیم با تلفیق های
    متعدد صدا به صورت مصنوعی اما با تکنولوژِی کاملا به روز انجام میشود ...

    اما بطور کل صدا و موسیقی یکی از بهترین مولفه های یک فیلم میتواند باشد و یا به هیچ عنوان نمیتواند
    باشد ...

    شاید ارائه ی یک نقد و بررسی از یک فیلم موزیکال و بررسی جزئی آن بتونه موثر باشه برای باز شدن موضوع و یا حتی توجه بیشتر دوستان به این مسئله در فیلم های مختلف .....

  8. 10 کاربر از پست مفید JASON سپاس کرده اند .


  9. #45
    کاربر حرفه ای
    tanin008 آواتار ها
    تاریخ عضویت : May 2009
    نوشته ها : 364
    سپاس ها
    550
    سپاس شده 1,539 در 342 پست

    پیش فرض پاسخ : نقد آزاد...!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط JASON نمایش پست ها
    دسته ای از فیلم نامه ها هستند که با ریتم و نظم مشخص بیننده را به ذهن و خاطرات و یا گذشته ی فیلم و کاراکترها نمیبرند .... و تمایز لحظه ای را برعهده ی بیننده قرار میدهند ... دسته ی دوم برای من ارجعیت بیشتری دارد , چرا که درگیری تمام حواس بیننده را ملزم میکند ...

    درسته، چه خوب اشاره کردی جیسون عزیز. فیلمهایی از این دست معمولا سعی می کنند با استفاده از این ترفند، تماشاگر را تا آخرین لحظه با سردرگمی و عدم اطمینان مواجه کنند. حال این اتفاق می تواند در فیلمنامه تعبیه و از پیش تمهید شده باشد، یا اینکه به صلاحدید کارگردان اینگونه روایت از داستان اصلی مطرح شود.

    خطر بزرگی که همیشه این نوع فیلمها را تهدید می کند، حفظ تعادل در استفاده از فلش بک ها و زمان حال است. به طوری که تماشاگر بیش از حد در تشخیص خط اصلی فیلم مستاصل نشود

    خطر دوم اینست که فیلمی ساده نباشد که با این روش در پی پیچیده نشان داده شدن خود باشد. که این مورد شایع تر است. این فیلمهای متظاهرانه معمولا نه نظر مخاطب را جلب می کنند و نه منتقدین.


    ****** ****** ******

    شاید یکی از بهترین فیلمهایی که توانسته با استفاده از قدرت بالای تدوین به بهترین وجه از فلش بک استفاده کند، فیلم «ممنتو» اولین کار مهم نولان باشد.

    وقتی این همه اشتباهات جدید وجود دارد که می‌توان مرتکب شد، چرا باید همان قدیمی‌ها را تکرار کرد?
    ******

    ? Why is everybody so serious

  10. 9 کاربر از پست مفید tanin008 سپاس کرده اند .


  11. #46
    کاربر حرفه ای
    JASON آواتار ها
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    نوشته ها : 259
    سپاس ها
    8,017
    سپاس شده 1,730 در 272 پست

    Ydhp56xxbil7mppiikxf یک تکرار از سریال تا فیلم ....

    خب یه تیکه از نظرم در رابط با نوشته ی های آقا جواد رو جا نداختم , هرکاری هم کردم نتونستم به نوشته ی
    اولیم اضافه کنم , پس در همین جا قرارش میدم :

    _این مطلب در رابط با چگونگی شکل ظاهری یک متن هست _

    برای مثال به نقدی که از محمدحسین عزیز در مسابقه ی نقد _که من نمیدونم کی میخواد به سرانجا برسه !!!!_ قرار داده شد دقت کنید :
    شکل و شمایلی که دارد بسیار عالی برای دنبال کردن سطر به سطر نوشته است , البته این راهم باید اضافه کنم که از خود محمد عزیز
    که جویا شدم , بیان شد که که بر حسب اتفاق و نوع قرار دادن آرش , به این شکل درآمده است ...
    اما اگر خود محمد بر این ترتیب قرار میداد با چشم پوشی از ریز بودن فونت میشد برترین نمره را به او در این وادی اختصاص داد


    _البته من که نقشی ندارم در نمره دادن , اونایی که قراره نمره بدن باید به این موضوعات به شدت دقت کنند ....!!!!_

    ویک موضوع دیگه ....

    فکر کنم بیشتر دوستان سریال " لاست " رو دیده باشند ....
    حالا شاید فیلم 3 سال پیش
    "Cloverfield" رو ندیده باشند !!!!!

    من یک مطلبی رو در نوشته های موجود در نِت خوندم و با شما هم در اشتراک گذاشتم ....
    کسی نمیخواد چیزی بگه دربارش !!!!

    دوستان اگه نظری دارید مطرح کنید در این باره , و به نوعی این رو برام واشکافی کنید ...
    والبته مطرح کنید که آیا موفق هستید با این نظر و یا خیر ...

    "
    در لحظات ابتداییه برای 3 صدم ثانیه شکلی دایره وار درپایین و سمت راست تصویر فلش می خوره که هیچ کس توانه دیدنه اون رو نداره.

    بله درست حدس زدید, اون لوگوی دارماست!!!
    لوگوی ایستگاه Pearl یا مروارید... ایستگاهی که تا به اینجای سریال _لاست_ کمترین مانور به روش داده شد.

    ارتباط بین دارما و این فیلم ویدئویی چیست؟
    چرا این فیلم ویدوئویی باید از طریق دارما و درارشیو وزارت دفاع نگه داری بشه؟
    چرا ایستگاه مروارید؟

    بــــله این فیلم یک Spin-off از لاست بود !!!!!!!
    "

    خب این مطلبی هست که منو درگیر خودش کرده ....

    p.s: منتظر نقد ها و بررسی های شما دوستان عزیز هستیم ....
    و همینطور شرکت در بحث ها ....
    _خواهشا فکر کنید کسی دیگه ای این موضوعات رو مطرح کرده , اگه نظری دارید حتما بنویسید ..._


  12. 9 کاربر از پست مفید JASON سپاس کرده اند .


  13. #47
    مدیر بازنشسته
    khayyamrad آواتار ها
    تاریخ عضویت : Apr 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 1,944
    سپاس ها
    12,469
    سپاس شده 9,056 در 1,994 پست
    نوشته های وبلاگ
    2

    پیش فرض پاسخ : نقد آزاد...!!

    سجاد عزیز:
    شاید یکی از بهترین فیلمهایی که توانسته با استفاده از قدرت بالای تدوین به بهترین وجه از فلش بک استفاده کند، فیلم «ممنتو» اولین کار مهم نولان باشد.
    به فیلم خوبی اشاره کردی و جای بحث زیادی داره، علاوه بر تدوین منحصر به فردی که داره (که به نظر بنده نباید آن را تدوین غیر خطی نامید)، کارگردان به خوبی توانسته با زمان بازی کنه و گاهی حتی
    ما نیز در تشخیص زمان به عنوان بیننده دچار مشکل میشیم و تشخیص اینکه این سکانس فلش بک است یا نه کار سختی میشه.
    پیشنهاد میدم اگه در خصوص این فیلم در یک تاپیک مخصوص بحث مفصلی راه بیفته خیلی عالی خواهد شد.

    جیسون عزیز:
    خب یه تیکه از نظرم در رابط با نوشته ی های آقا جواد رو جا نداختم , هرکاری هم کردم نتونستم به نوشته ی
    اولیم اضافه کنم , پس در همین جا قرارش میدم :
    .......
    اول در مورد توع نوشتار باید عرض کنم حرف شما رو قبول دارم و کاملا باهاتون موافقم. نوشته من مشکلات زیادی داشت که شاید بعضی عمدی بود و بعضی هم به دلیل سهل انگاری و
    سرسری گرفتن خودم که امیدوارم در آینده بهتر بشه.
    در مورد مطلب دومتون هم متاسفانه من نه سریال لاست رو دیده ام نه نظر و علاقه ای بهش دارم و دوستان دیگه ای اگر این سریال رو دیده باشند بهتره در موردش نظر بدن.
    [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]
    [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]
    .................................................. ......................................
    [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]/[مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]/[مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]/[مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]
    [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]/[مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]/[مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]


  14. 8 کاربر از پست مفید khayyamrad سپاس کرده اند .


  15. #48
    کاربر حرفه ای
    JASON آواتار ها
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    نوشته ها : 259
    سپاس ها
    8,017
    سپاس شده 1,730 در 272 پست

    Icon100[1] پاسخ : نقد آزاد...!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط tanin008 نمایش پست ها
    درسته، چه خوب اشاره کردی جیسون عزیز. فیلمهایی از این دست معمولا سعی می کنند با استفاده از این ترفند، تماشاگر را تا آخرین لحظه با سردرگمی و عدم اطمینان مواجه کنند. حال این اتفاق می تواند در فیلمنامه تعبیه و از پیش تمهید شده باشد، یا اینکه به صلاحدید کارگردان اینگونه روایت از داستان اصلی مطرح شود.

    وقتیسجاد عزیزم مطلبی رو بخواد توضیح بده , اینقدر دقیق و عالی به تموم جزئیات اشاره میکنه
    که نیازی به ادامه دادن بحث نیست , فقط کافیه بشینی و تک تک خط هارو به دقت بخونی ,
    اونوقت هم کلی مورد رو یادمیگیری و هم از خوندن نهایت لذت رو میبری ...

    دقیقا , این عدم اطمینان و سردرگمی در لحظات فیلم , چیزی است که به نوعی مخاطب را تا
    انتها باخود همراه میکند و گاها میکشاند .
    نقل قول نوشته اصلی توسط tanin008 نمایش پست ها
    خطر بزرگی که همیشه این نوع فیلمها را تهدید می کند، حفظ تعادل در استفاده از فلش بک ها و زمان حال است. به طوری که تماشاگر بیش از حد در تشخیص خط اصلی فیلم مستاصل نشود

    خطر دوم اینست که فیلمی ساده نباشد که با این روش در پی پیچیده نشان داده شدن خود باشد. که این مورد شایع تر است. این فیلمهای متظاهرانه معمولا نه نظر مخاطب را جلب می کنند و نه منتقدین.


    به این میگن یک نگاه جامع به موضوع پیش رو ....
    چقدر بجا به خطراتی که همراه میشود با اینگونه فیلم ها و فیلمنامه ها اشاره کردی ...

    بطور واقع موضوع تعادل در میان دو فصل جدا در عین ارتباط فراوان بسیار کار ظریفی ست که باز میگردد به چگونگی عملکرد و دیدگاه سازنده ی فیلم ....

    خب سجاد جان که بطور کامل با چندین واژه مورد دوم را تفهیم نمودند ....
    همونطور که سجاد گفت و من هم باهاش موافقم : مخاطب در این دست فیلم ها دست بالاتر از منتقدین قرار میگرد ,جاذبه ی این دست از فیلم ها مخاطبین را بیشتر بسوی خود میکشاند....

    نقل قول نوشته اصلی توسط tanin008 نمایش پست ها
    شاید یکی از بهترین فیلمهایی که توانسته با استفاده از قدرت بالای تدوین به بهترین وجه از فلش بک استفاده کند، فیلم «ممنتو» اولین کار مهم نولان باشد.


    سجاد جان , دقیقا فیلمی ور نام بردی که در ذهن من بود , و در انتظار بودم دوستان ازش نام ببرند
    قدرت بالای تدوین در این فیلم حرف بسیاری برای گفتن دارد

    و در آخر صمیمانه ممنونم ازت سجاد عزیزم

  16. 9 کاربر از پست مفید JASON سپاس کرده اند .


  17. #49
    عضو تیم نقد و بررسی
    mahsad آواتار ها
    تاریخ عضویت : Sep 2010
    نوشته ها : 132
    سپاس ها
    122
    سپاس شده 698 در 126 پست

    پیش فرض پاسخ : نقد آزاد...!!

    نگاهی به فیلم "شبکه اجتماعی" : وابستگی را باور کن


    "شبکه اجتماعی" درباره ی تاسیس سایت اشتراک آنلاین و مرکز اجتماعی ( فیس بوک ) است. سکانس آغازین در گذشته ایی مبهم ( واقع در سال 2003 ) آغاز میشود. مارک زوکربرگ ( جسی ایزنبرگ ) با دوست دخترش، اریکا آلبرایت ( رونی مارا ) گفتگو می کند و این گفتگو از به صورت تصادفی سرد تا عمدا ظالمانه آنقدر سریع و شدید پیش میرود که تا وقتی که گفتگو برقرار است، سرهای آنها ( و شاید سرهای شما ) درحال چرخیدن است. آرون سورکین ( که فیلمنامه های "رئیس جمهور آمریکایی" و "مبارزه ی چارلی ویلسون" را نوشته ) دومین فیلمنامه اقتباسی اش را ( براساس کتابی از مرزیچ ) نوشته است. دیالوگهای سریع و منحصر به فردش بالاخره مکانی برای آزاد شدن پیدا میکند : اندیشه ها و دهان جوانان ناپخته ای که اکثر زندگی مدرن را با ابداع روشهای جدید ارتباط برقرار کردن، بدون توجه به نحوه ی برقرار کردن ارتباط؛ تعریف کرده اند.

    هرکسی که فکر میکند فینچر برای این سوژه ( و شاید برای این فیلم ) مناسب نیست، باید به دو نکته توجه کند. اولا این یک داستان تبهکارانه است : اکثر فیلم توسط دو دعوای امروزی که بوسیله افراد جدا شده از انقلاب فیس بوک ایجاد شده اند، اشغال شده است. و ما آنها را بصورت ایده های بداهه ای که کد کامپیوتری شدند، مکالمات تصادفی که پایه ی بیزینس های بیلیون دلاری میشوند و دوستانی که شاکی میشوند؛ مشاهده میکنیم. دوما "شبکه اجتماعی" سرگرم کننده تر، جذاب تر و سریع تر از اکثر فیلمهای فینچر ( حتی " Fight Club " ) است.


    فیلم با تولد لاف گونه ای از ناامنی خودنمایی میکند : فیس بوک در یک شب، زمانیکه زوکربرگ مست شده و به خانمهای دانشگاه هاروارد زخم زبان می زند؛ شروع میشود. ایزنبرگ خیلی خوب در نقش مردی که خیلی باهوش و کنجکاو است، بازی میکند. جاستین تیمبرلک ( که یک ستاره ی پاپ است ) در نقش شان پارکر، برنامه نویس و ستاره ی راک که یکی از موسسان نپستر است؛ ظاهر میشود. اما اکتهایش شبیه یک برنامه نویس یا ستاره ی راک نیست. ادواردو ساروین ( اندرو گارفیلد ) از دوست به یک شریک تجاری به یک دشمن تغییر وضعیت میدهد و گارفیلد باعث میشود فقط حس نکنم چقدر این امر آسیب میزند، بلکه فراتر از آن حس لازم بودن آن را هم منتقل میکند. سورکین و فینچر یک تصویر غیرچاپلوسانه از اینکه چطور ما در حال حاضر زندگی میکنیم ساخته اند و زبان نیش دارشان بهترین تصویر ممکن از طمع، نبوغ و بی رحمی بدون دلیل از عصر اینترنت ساخته است. تیزهوشانی مشاهده میشوند که بی عرضه جلوه داده شده اند. اما بی عرضه ها هم انتقام میگیرند و این مسئله اصلا شوخی بردار نیست.

    "شبکه اجتماعی" نهایتا تجزیه و تحلیلی از تناقضات در کاراکتر آمریکایی است : اینکه شما می توانید هرکسی که می خواهید باشید و هنوز هم کافی نباشد؛ تا زمانیکه خودتان را طور دیگری معرفی میکنید، به هویت واقعی خودتان پی می برید. ( البته توجه به یک نکته ضروری است : هرگز به نظر نمی رسد زوکربرگ جذب مهمانی های سحرآمیزی که یکی از دلایل موفقیتش است، شده باشد ) جاذبه ها، روابط و صفحات اینترنتی وجود دارند، اما حسی هم وجود دارد که فیس بوک، با تمام آنچه که دارد؛ شاید با ارزش تر از هر چیزی نباشد. صرفنظر از یادآوریهای روز تولد، سایت واقعا چه چیزی به ما پیشنهاد میدهد و آیا باعث میشود به هر طریقی بهتر شویم؟ پس از آنکه زوکربرگ بی رحم میشود، آلبرایت عصبانی میشود " اینترنت با مداد نوشته نمیشه، مارک -- با جوهر نوشته میشه " و هنوز هم اشتباهات میتوانند به بزرگی یک امپراطوری شوند، امپراطوریهایی که پولهایشان را از طریق فروش احساسات بدست میاورند. در یک مقطع یک وکیل در تیمی که از زوکربرگ دفاع میکند، پیشنهاد میکند چگونه او فقط برای اهداف روایتی مجبور بوده به شخصیت بد تبدیل شود: " هر افسانه ی آفرینش نیازمند یک شیطان است ". و شخصیت های بد افسانه ها هم محبوب هستند.

    قابلیتهای تکنیکی فینچر هم مرئی ( نگاه تیره فیلم با اخلاقیات تیره کاراکترها مطابقت دارد ) و هم نامرئی ( پسرهای تمام آمریکایی که کامرون و تیلور وینکلووس هستند، توسط یک بازیگر ( آرمی هامر ) که صورتش در بدن بازیگر دیگر بصورت دیجیتال قرار گرفته؛ بازی شده است ) است. دیالوگ سورکین از سطح سریع فیلم عبور کرده و همانند پریدن از روی صخره سریع است. اما هنوز نگرانی های بزرگتری که در عمق داستان قرار گرفته اند، را احساس می کنیم. همکاری فینچر و سورکین ترکیب خوبی از پول، اسطوره شناسی، اخلاقیات و جهان پیشرفته ایجاد کرده است. " پول همه چیز را تغییر میدهد " این جمله در سکانس پایانی فیلم بارها و بارها به یاد می آید. هنگامیکه مارک زوکربرگ تنها در اتاق کنفرانس نشسته و سعی میکند با گذشته، آنهم به روشی که خودش میداند؛ ارتباط برقرار کند. پول همه چیز را تغییر میدهد، به غیر از چیزهایی که نمی توانند. و روشی که "شبکه اجتماعی" تضاد عداوتهای شخصی و نبردهای قانونی از یک تجارت را درون یک داستان نامحدود و البته غم انگیز به ما می فهماند، دلیل موفقیت این فیلم است.
    ویرایش توسط mahsad : 07-05-2011 در ساعت 09:24 AM
    مغرورترین آدمها،سختترین شکستها را تجربه میکنند.
    اورسن ولز:
    قدرت فساد می آورد اما نداشتن قدرت صددرصد فساد می آورد.
    جک نیکلسون
    :بهترین فیلم من لبخند من است و لبخندها خدا را ستایش می کنند .

    «من رو از حبس می‌ترسونی، برو از خدا بترس. حرف نزنم كه چی، كه حقمُ بخورن»



  18. 6 کاربر از پست مفید mahsad سپاس کرده اند .


+ پاسخ به موضوع
صفحه 5 از 5 نخستنخست ... 2 3 4 5

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید