آدرس جديد سينما هفت: http://www.1.cinemahaft.in/
تبليغات
جستجو در سینما هفت با گوگل
Loading

+ پاسخ به موضوع
صفحه 2 از 2 نخستنخست 1 2
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 14 , از مجموع 14
  1. #11
    سرپرست تیم ترجمه
    loplopak آواتار ها
    تاریخ عضویت : Oct 2010
    محل سکونت : !far far away
    نوشته ها : 707
    سپاس ها
    4,862
    سپاس شده 5,328 در 845 پست

    پیش فرض پاسخ : یه خاطره خاکستری *یه داستان واقعی*

    نقل قول نوشته اصلی توسط aBoD نمایش پست ها

    سعید داستان بیشتر از این داستان داره و من همشو خوندم.
    قرار بود داستانهای جدیدش هم بذاره ولی دسترسی به نت نداره(آخرش هم خودم میذارم)
    منم بعضی داستانهاشو خوندم یعنی فقط می خواستم یه نگاه بندازم ولی یه نفس خوندم! داستانهاش کشش عجیبی داره کاش میشد بازم داستان بزاره
    البته منتظر داستانهای شما هم هستیم.................




    [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]
    [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]
    [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]
    [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]





  2. 2 کاربر از پست مفید loplopak سپاس کرده اند .




  3. #12
    کاربر حرفه ای
    A-R-D-A-L آواتار ها
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    محل سکونت : تـــهـــران
    نوشته ها : 622
    سپاس ها
    937
    سپاس شده 3,230 در 637 پست

    پیش فرض پاسخ : یه خاطره خاکستری *یه داستان واقعی*

    نقل قول نوشته اصلی توسط loplopak نمایش پست ها
    کل داستان یه طرف این نتیجه گیری آخرش یه طرف واقعا تو این دوره مونه کمتر کسی چبه این چیزها فکر می کنه بهت تبریک میگم



    فکر کنم اردلان بعد از خوندن (زندگی سگی)سعید موسو به فکر نوشتن این مطــــــــلب افتاده!
    در ارتباط با مطلب اول باید بگم بــله کم پیدا میشه اما مسلمآ باید اینگونه میشده. میدونید من همیشه با خودم میگم "تجربه معلم سخت گیریه اول امتحان میگیره بعد درس میده"

    و عنوان اسم هم اگر دقت کنید متوجه میشید که این موضوع برای من یه خاطره بوده و نمیشه کتمان کرد . افرادی هستند تا خیانت میبینن فراموش میکنند اما باز من معتقدم اگر پول رو مرده بزارید زنده میشه ولی پول روی خاطرات بزارید فراموش نمیشوند....

    مطلب دومتون هم باید بگم درسته با خوندن اون داستان تصمیم به نوشتن کردم و به زودی یک داستان دیگه هم مینویسم.


    موفق باشید

    هميشــه يادت باشــه اشكــهاي تو آرزوي يكي ديگست....

  4. 5 کاربر از پست مفید A-R-D-A-L سپاس کرده اند .


  5. #13
    کاربر حرفه ای
    saeed_moso آواتار ها
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    نوشته ها : 112
    سپاس ها
    54
    سپاس شده 723 در 112 پست

    پیش فرض پاسخ : یه خاطره خاکستری *یه داستان واقعی*

    سلام .
    راستش اتفاقي اومدم توي اين تايپيك ولي جذبش شدم و تا آخرش رو خوندم .
    خاطره جالبي بود . تلخ بود .
    همين جوري نميگم تلخ بود ، واقعا تلخيش رو احساس كردم .
    عشق توي داستانت به وضوح حس ميشد . يه عشق قشنگ و ساده و پاك ...
    ........
    قسمت اول يكم نچسب بود و خوب شروع نكرده بودي و اضافات زياد داشت . ولي هر چي جلو رفت گيرا تر شد .( ميدونم كه كاراي بعديت خيلي بهتر خواهد بود )
    آخر داستان دو سوال واسم بي جواب موند .
    1_ درسا چي شد ؟ زنده موند ؟ با ماهان ازدواج كرد ؟
    2 _ درسا واقعا ماهان رو ميخواست ؟ تو رو دوست داشت يا نه ؟ چرا بهت واقعيت رو نگفت ؟

    ( البته انگار از دو تا سوال خيلي بيشتر شد ، ولي توي دو تا سوال جاش دادم )
    من با تظاهر به اینکه یک بیمار روانی ام از خدمت در ارتش معاف شدم .
    آنها فکر میکردند که من یک دیوانه ام . در فرم مشخصات فردی که برای پر کردن به من داده بودند زیر کلمه نژاد نوشتم : ( انسان ) و زیر کلمه رنگ نوشتم ( گوناگون )
    مارلون براندو

  6. 4 کاربر از پست مفید saeed_moso سپاس کرده اند .


  7. #14
    کاربر حرفه ای
    saeed_moso آواتار ها
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    نوشته ها : 112
    سپاس ها
    54
    سپاس شده 723 در 112 پست

    پیش فرض پاسخ : یه خاطره خاکستری *یه داستان واقعی*

    #نازنین بوی تو داره ، در و دیوار اتاقم، من بدون تو میمیـــــــرم بگو کی میای سراغــم#

    تازه دانلود كردم و گوشش كردم .
    واقعا زيبا بود و چقدر هم به داستانت مياد ...

    بازم مرسي
    من با تظاهر به اینکه یک بیمار روانی ام از خدمت در ارتش معاف شدم .
    آنها فکر میکردند که من یک دیوانه ام . در فرم مشخصات فردی که برای پر کردن به من داده بودند زیر کلمه نژاد نوشتم : ( انسان ) و زیر کلمه رنگ نوشتم ( گوناگون )
    مارلون براندو

  8. 3 کاربر از پست مفید saeed_moso سپاس کرده اند .


موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 05-28-2011, 09:33 AM
  2. بیوگرافی اولین ستاره واقعی تاریخ سینما
    توسط QUASAR در انجمن سینما کلاسیک
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 05-21-2011, 10:47 AM
  3. عکسهای مریلا زارعی در سیستان و بلوچستان
    توسط ArAsH18 در انجمن گالری عکسهای متفرقه
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 12-10-2010, 06:30 PM
  4. داستان بی نهایت ترسناک (واقعی)
    توسط aBoD در انجمن گفتگوی سینمایی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: 10-31-2010, 10:29 AM
  5. فروش استثناعی کمربندهای لاغری vibro shape با ارسال رایگان فقط 95 تومان
    توسط vibro shape در انجمن خرید و فروش فیلم و سریال
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 09-10-2009, 12:08 AM

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید