طرحی که بنده برای ارایه خدمت دوستان عزیز آماده کردم در مورد فردی سست/بی اراده/بی علم و خرد و به طور کلی انسانی معمولی و تا حدودی ضربه خورده هست که قرار هست ریاست یک کشور رو بدست بگیره و رهبری یک ملت رو عهده دار بشه ! (
لازم به توضیح هست که این فرد و کشور مربوطه کاملا خیالی است و هیچ موضوعیتی با هیچ فرد و کشوری در جهان ندارد). درباره ی اصل داستان زیاد صحبت نمیکنم چون هرآنچه بیننده قراره متوجه بشه و هر نکته ی مبهمی که در ذهنش شکل میگیره در کشاکش داستان بیان میشه.داستان ما از روز تولد این فرد در یک بیمارستان شروع میشه.چیزی که در این طرح کاملا باید بش توجه بشه شخصیت پردازی شخصیت هاست که کاملا باید بخوبی ارایه بشند تا بیننده باشون ارتباط برقرار کنه.شخصیت اصلی ما در یک خانواده ی متوسط که صاحب 5 دختر و 2 پسر هستند متولد میشه.پدر شخصیت اصلی داستان ما فردی است بی مسوولیت و زن ذلیل و پوچ که کاملا تحت اختیار خانم خونه هست.مادر شخصیت اصلی ما هم زنی سلطه گرا و کاملا جدی و سختگیره که رفتارهای عصبی به خوبی درش آشکار هست...
از اونجایی که فیلمنامه ی این طرحو تا پایان روش کار کردم اگر گاهی اوقات توضیحاتم زیاد میشه معذرت میخوام!
در هر حال تا دوران دبیرستان تماشاچی شاهد بزرگ شدن این شخصیت با انواع و اقسام ناهنجاریهای خانوادگی و اجتماعیه ... این موضوعات بطور کامل در فیلمنامه ی اصلی بشون پرداخته میشه...دعواهای خانوادگی و با دوستان/اخراج از مدرسه/رانده شدن از خونه/حضور در تیمارستان و...! موضوعاتی هستند که تا دوران جوانی شخصیت مارو شکل میدن.تا زمانی که شخصیت اصلی ما طی جریاناتی به تیمارستان برده میشه مانورهای بسیاری روی فیلمنامه میشه داد که بعدا میتونیم دربارش بحث کنیم...
فرار از تیمارستان نقطه آغازی است بر هدف اصلی داستان که چگونه به ریاست رسیدن این فرده ! تصادفی که باعث از بین رفتن خاطرات و دیوانگیه شخصیت اصلی میشه شوکی است که باید به بهترین نحو به بیننده داده بشه! در هر حال بعد از این تصادف و حضور دوباره در تیمارستان این بار شخصیت ما به کمک دوستی برای بار دوم از تیمارستان فرار میکنه و از این پس زندگی این دو دوست فیلم رو جلو میبره...دو دوست بیکار و الاف که فقط فکر خوشگذرونی هستند و عیاشی میکنن و هیچ جا و مکانی برای زندگی ندارن و با دزدی پولی کسب میکنن.
در یک درگیری شخصیت ما مجروح میشه و بار دیگه بعد از چند سال با پدر و مادرش روبه رو میشه...پدرش با تحقیر کردن اونو تنها میذاره...گفتم شخصیت اصلی ما 2 برادر بزرگتر داره که یکی از اونها به اصطلاح در خارج درس میخونه!(که اون هم اونجا کارش ولگردیه)...شخصیت ما از برادر میخواد اونو به خارج ببره اما برادش هم اونو طرد میکنه...طی جریاناتی از این قبیل شخصیت اصلی ما تصمیم میگیره هرجوری شده به یه جایی برسه تا انتقامشو از پدر و برادر و جامعه ی بی رحمی که طردش کرده بگیره...به همراه دوستش شروع به درس خوندن میکنن و به هر طریقی وارد دانشگاه میشن و به سیاست رو میارن ! شهریه ی دانشگاه و خرج و مخارج اون این دو دوست رو مجبور میکنه رو به سرقت از یه طلا فروشی بیارن.در این سرقت دوست شخصیت اصلی در درگیری با پلیس دستگیر وراهی زندان میشه اما....
شخصیت اصلی ما به دلایل مختلف از دانشگاه اخراج میشه و تحصیلش ناتموم میمونه. هرج و مرجی که در مملکت به وجود می آید(البته این هرج و مرج از ابتدای فیلم به گونه های مختلف نشان داده میشود)بالا میگیره و به کودتا و اغتشاشات مختلف میرسه...شخصیت اصلی ما که حالا خودشو یه آدم سیاسی میدونه وارد درگیریها میشه ... مملکت از دست دولت خارج میشه...زندانیها فرار میکنن...مردم رو به ویرانی شهر میارن...آشوب به اوج میرسه و دوست شخصیت اصلی ما با فرارش از زندان خودشو یبار دیگه به شخصیت اصلی داستان ما میرسونه و ...
خلاصه میکنم...با گذشتن جریاناتی این فرد در بین مخالفان آشوبگر به محبوبیت میرسه و اسم و رسم پیدا میکنه....بعد از مدتی دولت وقت کاملا از دور خارج میشه و گروهی که شخصیت اصلی داستان ما رهبرش هست به قدرت میرسه...شخصیت ما در کشورش به محبوبیت و شهرت میرسه و یه جورایی اونو به عنوان ریییس کشور انتخاب میکنن( خلاصه)
یادتونه گفتم برادر این شخصیت اصلی ما تو خارج زندگی میکرد؟ پدرشو که یادتون نرفته ؟ ... پس حالا که یادتونه بازگشت برادر از خارج به دلیل حسادت به برادر کوچکتر و نقشه ی ترور شخصیت اصلی ما به دست برادر و همدستانش از دیگر موضوعاتیه که در ادامه ی فیلم باش کلنجار میریم...
چند شخصیت تاثیر گذار در ادامه ی فیلم :
برادری که نقشه ی ترور برادر کوچیکشو تو سر داره !
پدر بیکاری که از بی پولی و بدبختی به سمت پسر کوچیکی برمیگرده که روزی از خونه بیرونش کرده !
دوستی که با اون همه کنار شخصیت اصلی ما بودن حالا میخواد قدرتو از دست دوستش بگیره و خودشو مطرح کنه !
داستان عشقی که شخصیت اصلی ما رو وارد یه حاشیه ی جدی میکنه!
و...
نکات زیادی رو خلاصه کردم تا خوندن طرح خسته کننده نشه ...
منتظر نظرات و طرحهای دیگر دوستان هستیم...
طرح (فیلم کوتاه)
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] : آتش در حال سوختن است، و وقتی خاموش میشود یک نیمکت مدرسه را درست میکند.
پسری جوان با ظاهری آراسته در درگاهی در ایستاده و به سوختن و نیمکت شدن نگاه میکند.
پسربچه ای روی زمین نشسته و در حال نوشتن است.صورت خود را بالا می اورد و به رو به روی خود که تخته ی سبز رنگ با لکه های سفید و ترک های طولانی است نگاه میکند.
پسرک مداد کوتاه شده ی خود را در دستش محکم میکند و مصمم شروع به نوشتن میکند. با نوشتن اولین حرف نوک مداد میشکند،به مداد و نوک شکسته شده و افتاده روی دفتر خود نگاه میکند، نوک رابرداشته و سعی در گذاشتن آن داخل مداد را دارد،نمی شود به ناچار تراش را برمیدارد و مداد کوتاه را کوتاه تر می کند.و شروع به نوشتن میکند.
پسر جوان ایستاده به اتفاقات افتاده و پسر بچه نگاه میکند، چشمانش را به پایین می اندازد و با کیف در دست و مدارکی در دست دیگرش برگشته و از اتاق بیرون می رود.
آتش شروع به سوختن می کند و نیمکت در حال سوختن است.و در درگاهی در جاییکه پسر از آنجا بیرون رفته بلیط هواپیمایی روی زمین می افتد...
علاقه مندی ها (Bookmarks)