مگر میشه درباره ی استاد بازیگری صحبت کرد و سکانسهای زیبای زیادی از اون جلوی چشمات نیاد !!؟ از سکانسهای زیبا و بیشمار پدرخوانده 2 و 3 بگیرید تا بوی خوش زن و قتلهای وحشیانه در صورت زخمی ... از به تصویر کشیدن یک انسان آس و پاس و مواد فروش در panic in needle park و یک انقلابی قهرمان در Revolution بگیرید تا فردی عاشق پیشه در فرانکی و جانی و حتی نقش شیطان در وکیل مدافع اون ! بیمار بیخوابی و گنگستر بازیهای بیشمار در فیلمهای دیگر رو هم به این لیست خلاصه شده اضافه کنید تا شاید کمی بتونیم عظمت حضور آل در فیلمها رو بیشتر درک کنیم. اما بهترین سکانسها ... اولیش که مسلما صحنه ی رقص تانگوی او در فیلم بوی خوش زن هست که نیاز به هیچ توصیف و توضیحی نداره .... همچنین سکانس آخر صورت زخمی و و و ... وقعا چقدر سکانس زیبا از استاد میشه نام برد؟! کافی است کمی به لیستی که دوستان در صفحه ی قبل ارایه دادند بهتر نگاه کنیم ! این تنها بخشی از عظمت پاچینوی کبیر است !
ویرایش توسط Twilight : 10-08-2011 در ساعت 10:44 PM
You can keep being profound after the world is not ending 'THE WALKING DEAD' ! I Am Lucky Soldier Deploy Date : 1390/12/20 تهران ، کهریزک ، سماجا This time the mission is the man 'SAVING PRIVATE RYAN'
-MOSTAFA-, aBoD, Agent, ALFRED, brad, khayyamrad, Mohammad, SHOHRE, YasamanA
مدتها از آخرین فیلمی که از پاچینو دیدم میگذره, از همه بازیهاش لذت بردم, بعضی هاش بیشتر مزه دادن, مثل وکیل مدافع شیطان و بوی خوش یک زن. در بعضی از فیلمهاش, با اینکه حضور پاچینو در اون فیلم یا در اون نقش برام جالب نبوده (مثل فیلمهای Gigli و "فرانکی و جانی") ولی باز هم از بازیش لذت بردم. در تاجر ونیزی هدف شکسپیر اینه که خواننده/بیننده از شایلاک یهودی و خسیس و کینه ای متنفر بشه, ولی بازی پاچینو فکر کنم نقشه های شکسپیر رو به باد داد! یادمه چنان حس همدردی ای در من ایجاد کرده بود که دلم میخواست برنده دادگاه بشه و اون یه تیکه گوشت رو از تن جرمی آیرونز بکنن و بدن به پاچینو!! اون آخرش که ناراحت شده بود و اونجوری نگاه میکرد احساس قلب شکستگی به آدم دست میداد! یه نگاهش چسبیده تو ذهنم و هنوز یادمه. در فیلم Recruit, آخرای فیلم که برای دستگیری کاراکتر کالین فارل اومده بودن و بخاطر حرفهایی که کاراکتر پاچینو میزنه, همه اسلحه ها اونو هدف میگیرن. وقتی متوجه قضیه میشه... وااااااای....
ویرایش توسط YasamanA : 10-09-2011 در ساعت 02:47 PM
-MOSTAFA-, aBoD, Agent, ALFRED, brad, Hertik, Khatereh, khayyamrad, loplopak, Mohammad, QUASAR, SHOHRE, Twilight
راستش سبب ساز علاقه ی وافر من به سینما ال پاچینو بود . اولین فیلمی که ازش دیدم heat بود و اون موقع نمیدونستم که این کیه داره بازی میکنه .حقیقتش دنیرو رو میشناختم اونم به این دلیل که چون توی طیف گسترده ای از فیلمها بازی میکنه صدا و سیما راحت تر کارهاش رو نشون میداد و در اون زمان بازیگر مورد علاقم بود. اما وقتی هم زمان بازی پاچینو رو توی heat دیدم واقعا ازش متنفر شدم ! میپرسید چرا؟ دلیلش خیلی واضحه چون داشت پا به پای بازیگر مورد علاقم پیش میرفت و حتی بعضی جاها ازش پیش می افتاد. وقتی سکانس معروف توی کافه رو دیدم خشکم زده بود ,با خودم گفتم یه بازیگر چقدر میتونه خوب بازی کنه؟ یا اون سکانسی که یه مرد دیگه توی خونش بود و وقتی میخواست بیرونش کنه زنش یاد آور شد که اینجا خونه ی منه و پاچینو هم تلویزیونش رو با یه عصبانیت کودکانه جمع کرد و برد. اما به نظر من یکی از نقاط قوت ال صدای پر طنین و پر قدرتشه که یک امتیاز بزرگ در بازیگری محسوب میشه. به نظر من کل سکانسهایی که پاچینو توشون داد میزنه باید بیاد توی این لیست ,مثلا سکانس پایانی صورت زخمی یا بخش خودکشی توی بوی خوش زن یا صحنه ی معروف فیلم وکیل مدافع شیطان و توصیفی که از خدا داره. از نقاطی که توی بازی پاچینو به نظر من جالبه و توی هیچ بازیگر دیگه ای ندیدم اینه که هر نقشی رو که بازی میکنه احساس میکنم این نقش نزدیک ترین شباهت رو داره به ال پاچینوی خارج از سینما و در زندگی واقعی. کلا ال پاچینو توی دنیای سینما منو یاد استاد شجریان میندازه در عالم موسیقی سنتی. هر کاری که انجام میدن ارزش دیدن و شنیدن رو داره هر قدر هم که عوامل اطرافشون ضعیف باشن بازهم به تنهایی کار رو بالا میکشن و به اثر روح میبخشن.
خدا مرا از بهشت راند و از زمين ترساند ... شما مرا از زمين رانديد و از خدا ترسانديد ! هم اکنون در کنار شيطان آراميده ام ... نه مرا از خود مي راند و نه از خود مي ترساند...
-MOSTAFA-, aBoD, Agent, ALFRED, brad, Hertik, jankocholo, Khatereh, khayyamrad, Mohammad, YasamanA
اولین لحظه ای که آل پاچینو رو در صورت زخمی میبینیم حتما به یاد دارید ، وقتی تیتراژ ابتدایی که لابلای فیلم های مستند خبری از مهاجرت کوبایی های گریزان از خفقان کاسترو ، به اتمام میرسه ، آخرین نام حک شده بر تصویر ، اسم برایان دی پالما است ، حروفی قرمز رنگ بر زمینه ای سیاه ، و لحظه ای بعد این سیاهی پیوند میخورد به نمای متحرک بعد ، که دوربین از روی شی ای تیره رنگ از چپ به راست کادر پن می کند می کند ، و میفهمیم که در واقع این پیراهن تیره یک مرد از پشت سر است و همزمان صدای خارج از کادر شخص دیگری که فقط دستهایش را میبینیم ، میپرسد : خوب اسم ات چیه ؟.. و اینجاست که از قفای اون مرد سمت چپی چهره جدیدی وسط کادر نمایان می شود و بلافاصله با لهجه کوبایی غلیظ و حالتی بی قید میگوید : آنتونیو مونتانا....... و درست از همین جاست که جادوی آل پاچینو در این شاهکار اصیل ، و بازسازی بهتر از اصل ، از صورت زخمی آغاز میشود. البته چند ثانیه بعد میفهمیم که در واقع دوربین جان آلونزو پن نمیکرده ، بلکه دارد یک حرکت دورانی آرام و تقریبا 180 درجه ای را حول محوری که ، آل روی صندلی نشسته ، انجام میدهد ، تا یک برداشت یا نمای بدون قطع به یاد ماندنی در تاریخ سینما را به ثبت برساند. دوربین میچرخد و آدم های اداره مهاجرت آمریکا ، یکی یکی از جلوی کادر رد میشوند ، و لابلای آنها پاچینو را میبینیم که دارد با یک بازی حیرت انگیز در قالب یک لات خشن کوبایی ، با قلدری و تحقیر و بدون ترس پاسخ شان را می دهد.... یکصد و هفتاد دقیقه زمان فیلم برای خود مثنوی هفتاد من کاغذ است ، منظور من فقط همون یک جمله اول است !! که آدم رو مسحور خودش میکنه.... انتخاب از لحظه های حضور این مرد بر پرده سینما کار سختیه ، آدم دوست داره 48 ساعت یه نفس درباره اش حرف بزنه ، و البته خسته هم نشه که همین طور هم هست !!!... فقط یک سکانس کوتاه دیگه از صورت زخمی رو میگم و بقیه ای که دوست دارم هم " شاید وقتی دیگر "... جایی هست در اوایل فیلم که پاچینو و استیون بائر مهمان خانه فرانک لوپز ( رابرت لوچیا ) هستند ... و هر سه روی مبلی مدور نشسته اند که ...ناگهان آسانسور شیشه ای کنار سالن از بالا به پایین شروع به حرکت می کند ، در حالی که یک عروسک باربی در سایز واقعی !!! ( میشل فایفر )...با یک لباس شب سبز رنگ ، فرشته وار همراه با آن در حال نزول است !!... عاشق این لحظه کوتاه هستم ، که تونی یک مرتبه توجهش به سمت آسانسور جلب میشود ، و با دهان باز و چهره ای مشتاق به الویرا خیره میشود و از او چشم بر نمیدارد ، در کل این صحنه ، حتی موقعی که فرانک مشغول معرفی الویرا به آن دو است ، پاچینو حتی یک کلمه دیالوگ هم نمی گوید ، ( یک جواب سلام زیر لب زمزمه کرد ولی صدایی ازش در نیومد !!! ) او در واقع فقط مشغول بازی با چشم ها و صورت خود و جابجا شدن روی مبل است .... این موجود ، متولد محله برانکس ، در نیویورک آمریکای جهان خوار ! اگر هم اکنون و در آستانه شروع هشتمین دهه زندگی ، از بازیگری برای همیشه خداحافظی کند ( البته دور از جان !! )... باز هم با آثار تصویری بر جای گذاشته اش تا به امروز..همیشه یک افسانه باقی میماند...
سینما و رویاهای ما [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]
-MOSTAFA-, aBoD, Agent, brad, Hertik, jankocholo, Khatereh, khayyamrad, loplopak, Mohammad, QUASAR, SHOHRE, Twilight, YasamanA
عاشق "آل پاچینو" در پدر خوانده هستم ، در واقع مبهوت و شیفته ی نقش آفرینی اش در قالب "مایکل کورلئونه". در "پدر خوانده" آنچنان هنرنمایی منحصر بفرد و تقلید ناپذیری از خود بر جای گذاشته که استادی اش در بازیگری انکار ناپذیر است ، در واقع بازی نکرده بلکه این نقش را با تمام گوشت و پوست زندگی کرده . سکانس های انتخابی من در این فیلم خیلی بیشتر از 5 تاست. سکانسی که در بیمارستان و کنار تخت پدرش تلفنی با "سانی " حرف میزند و با تاکید و مطمئن می گوید : " من وحشت نمی کنم " در واقع مایکل کورلئونه به معنای واقعی متولد می شود و همزمان هیجانی خفیف در دل بیننده ایجاد می شود از کشف این نکته که بالاخره "ویتو کورلئونه" جانشین خود را یافته است و بعد در سکانسی که داخل اتاق نیمه تاریک در مخفیگاه ، "سانی " و "تام" بر سر انتقام جرو بحث می کنند و "مایکل" آرام و با طمانینه روی صندلی دسته دار وسط اتاق تقریبا لم داده و پا رو پا انداخته و وقتی برادرش "سانی" قانع می شود که : "باشه صبر می کنم " ، ناگهان می گوید :" نمیشه صبر کرد ، اون بالاخره پدرو میکشه "(همه اینارو با صدای بینظیر خسرو شاهی بخوانید بیزحمت ؛ صدای آلن دلونی) و گویی که با صدای بلند فکر میکنه و با درایت و اقتدار نقشه ی خودش رو مطرح میکنه و تیر خلاص : "اگه کلمنزو بتونه راهی پیدا کنه و یه اسلحه اونجا برام مخفی کنه ، اونوقت هردوشونو می کشم " عاشق این سکانس و میمیک فوق ا لعاده ی آل پاچینو هستم. در واقع سکانس تولد دومین پدرخوانده ی خانواده ی کورلئونه که آل پاچینو با مهارت باور نکردنی به اون تجسم و عینیت بخشیده .
-MOSTAFA-, aBoD, Agent, ALFRED, brad, Hertik, jankocholo, khayyamrad, loplopak, Mohammad, PSWJoker, QUASAR, Twilight, YasamanA
یکی از فیلمهایی که هیچ کس تا حالابهش اشاره نکرده ، بعد از ظهر سگی هست و اون سکانس معروفش ، جایی که از بانک میاد بیرون و وسط خیابون شروع میکنه به داد و فریاد در حالی که مردم به شدت تشویقش میکنن و پلیس هم نمیتونه هیچ کاری کنه! یه سکانس ناب و بازی دیدنی از آل . چهره کسی که از چیزی متعجب میشه و بعدش هم جو میگیردش رو به خوبی نمایش داده آل برای بازی در این فیلم هم نامزد دریافت اسکار بوده...
تلاش، اولين قدم به سوي شكست است!از بيانات بي بديل هومر سيمپسون!![مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید][مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید] اگر كارگردان نبودم، دوست داشتم يك پاچينو ميشدم.فرانسيس فورد كاپولا [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]
-MOSTAFA-, aBoD, Agent, ALFRED, brad, Hertik, jankocholo, loplopak, SHOHRE, Twilight, YasamanA
نوشته اصلی توسط SHOHRE عاشق "آل پاچینو" در پدر خوانده هستم ، در واقع مبهوت و شیفته ی نقش آفرینی اش در قالب "مایکل کورلئونه". در "پدر خوانده" آنچنان هنرنمایی منحصر بفرد و تقلید ناپذیری از خود بر جای گذاشته که استادی اش در بازیگری انکار ناپذیر است ، در واقع بازی نکرده بلکه این نقش را با تمام گوشت و پوست زندگی کرده . سکانس های انتخابی من در این فیلم خیلی بیشتر از 5 تاست. سکانسی که در بیمارستان و کنار تخت پدرش تلفنی با "سانی " حرف میزند و با تاکید و مطمئن می گوید : " من وحشت نمی کنم " در واقع مایکل کورلئونه به معنای واقعی متولد می شود و همزمان هیجانی خفیف در دل بیننده ایجاد می شود از کشف این نکته که بالاخره "ویتو کورلئونه" جانشین خود را یافته است و بعد در سکانسی که داخل اتاق نیمه تاریک در مخفیگاه ، "سانی " و "تام" بر سر انتقام جرو بحث می کنند و "مایکل" آرام و با طمانینه روی صندلی دسته دار وسط اتاق تقریبا لم داده و پا رو پا انداخته و وقتی برادرش "سانی" قانع می شود که : "باشه صبر می کنم " ، ناگهان می گوید :" نمیشه صبر کرد ، اون بالاخره پدرو میکشه "(همه اینارو با صدای بینظیر خسرو شاهی بخوانید بیزحمت ؛ صدای آلن دلونی) و گویی که با صدای بلند فکر میکنه و با درایت و اقتدار نقشه ی خودش رو مطرح میکنه و تیر خلاص : "اگه کلمنزو بتونه راهی پیدا کنه و یه اسلحه اونجا برام مخفی کنه ، اونوقت هردوشونو می کشم " عاشق این سکانس و میمیک فوق ا لعاده ی آل پاچینو هستم. در واقع سکانس تولد دومین پدرخوانده ی خانواده ی کورلئونه که آل پاچینو با مهارت باور نکردنی به اون تجسم و عینیت بخشیده . [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید] [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید] با اجازه شهره خانم ..البته ف هر چند قرار بود یک چیز دیگه بزارم اینجا دانلود کنید و ببینید که حتی از این هایی هم که میبینید حال و هواش به پست شهره نزدیک تر بود.... ولی خوب نشد...
-MOSTAFA-, aBoD, Agent, brad, Hertik, jankocholo, khayyamrad, loplopak, Mohammad, SHOHRE, Twilight, YasamanA
آل پاچینو بازیگری است که حضورش در هر فیلمی اون فیلم رو از بقیه متمایز میکنه ..خاص بودن و جذبه ای که انگار با تمرین و ممارست به پختگی رسیده..من ریزه کاریهای بازیگری آل رو در بوی خوش زن خیلی دوست دارم...جدای سکانس رقص تانگو که واقعا محشره از جذبه اش در سکانس آغازین خیلی خوشم میاد و همینطور سکانس ماشین سواری با اون وضعیت عجیب خیلی تاثیر گذار بود..........
[مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید] [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید] [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید] [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]
-MOSTAFA-, aBoD, Agent, brad, Hertik, jankocholo, khayyamrad, Mohammad, PSWJoker, Twilight, YasamanA
مشاهده قوانین انجمن