ناظر تالار
تاریخ عضویت : Nov 2010
محل سکونت : اهل اراکم...
نوشته ها : 422
سپاس ها 5,373
سپاس شده 4,055 در 606 پست
پاسخ : ♣ بیوگرافی کارگردانهای جهان ♣
بیوگرافی جوزپه تورناتوره
جوزپه تورناتوره (به ایتالیایی: Giuseppe Tornatore) (زاده ۲۷ مه ۱۹۵۶، سیسیل) کارگردان سرشناس ایتالیایی است.
آغاز شهرت تورناتوره، با فیلم سینما پارادیزو بود که توانست جایزه اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسیزبان را بدست آورد. از فیلمهای بعدی وی که توانست نظر مثبت منتقدان را جلب کند، میتوان یک تشریفات ساده، افسانه ۱۹۰۰،ستاره ساز و مالنا را نام برد.
فیلمشناسی
۲۰۰۹ - باریا (به ایتالیایی: Baarìa)
۲۰۰۶ - زن ناشناس (به ایتالیایی: La Sconosciuta)
۲۰۰۰ - مالنا (به ایتالیایی: Malèna)
۱۹۹۸ - افسانه ۱۹۰۰ (به ایتالیایی: Leggenda del pianista sull'oceano)
۱۹۹۵ - ستارهساز (به ایتالیایی: Uomo delle stelle)
۱۹۹۴ - یک تشریفات ساده (به ایتالیایی: Una Pura formalità)
۱۹۹۱ - مخصوصاً یکشنبه (به ایتالیایی: Domenica specialmente)
۱۹۹۰ - همه خوبند (به ایتالیایی: Stanno tutti bene)
۱۹۸۸ - سینما پارادیزو (به ایتالیایی: Nuovo cinema Paradiso)
۱۹۸۶ - پروفسور (به ایتالیایی: Camorrista)
جوزپه تورناتوره، نویسنده، کارگردان، تدوینگر و تهیه کننده، در روز بیست و هفتم ماه می سال 1956 در شهر پالرموی ایتالیا دیده به جهان گشود. در جوانی مدتی عکاس بود. در کارنامه او کارگردانی آثاری برای تلویزیون ایتالیا نیز به چشم می خورد. کارنامه سینمایی تورناتوره را نگارش و کارگردانی 9 فیلم بلند سینمایی تشکیل می دهد که ارتش لنین آخرین آن ها است. با وجود تسلطش بر تدوین، فقط تدوین یکی از فیلمهایش تحت عنوان "صرفا برای رعایت تشریفات ساده" را بر عهده داشته است.
تورناتوره در فاصله سالهای 1997 تا 2000 در مقام تهیه کننده چند اثر انگلیسی زبان ،در سینما فعالیت داشت. شخصیت سینمایی او را از بابت طنز شکننده فیلم هایش به فلینی نزدیک می دانند. آغاز فعالیت سینمایی او به سال 1985 بر می گردد، زمانی که اولین فیلمش را تحت عنوان "دکتر" با فیلمنامه ای از خودش جلوی دوربین برد. "دکتر" (پروفسور) در میان آثار بعدی تورناتوره و حتی در زمان اکرانش مهجور و ناشناخته و خنثی می نمایاند. سه سال بعد از آن تورناتوره با ساخت فیلم "سینما پارادیزو"، توجه تماشاگران هموطن و در پی آن تماشاگران بین المللی را به سوی خود معطوف داشت. با این حال در ابتدای کار، خیلی ها حتی هموطنان خودش هم پی به ذکاوت او و اهمیت فیلمش نبرده بودند. در مرکز ثقل این فیلم، رابطه ای است که شخصیت نوجوان این فیلم با سینما پیدا می کند. این نوجوان، این علاقه را در تنها سینمای شهرشان پیدا می کند. یکی از ابعاد نوستالژیک داستان این است که بعدها که بعد از تحصیل سینما به شهرک باز می گردد، متوجه می شود که این موفقیت را به قیمت گرانی به دست آورده...به قیمت تجربه عاشقانه صادقانه نوجوانی اش...او معشوقه اش را از دست می دهد تا به سینما می رسد اما باوری نوستالژیک برایش به اثبات می رسد. درخشش همین فیلم در مراسم اسکار و جشنواره کن در همان سال باعث شد تا چشم جهانیان بار دیگر به سوی سرزمین فلینی و دسیکا خیره شود. البته سینما پارادیزو بعدها در پخش بین المللی توسط تهیه کننده کوتاه شد.
دو سال پس از اولین نمایش سینماپارادیزو، تورناتوره ، فیلم سومش را با عنوان "همه خوبند" با شرکت مارچلو ماستوریانی می سازد. داستان این فیلم از این قرار است که مرد سالخورده ای از اهالی سیسیل یک روز تصمیم می گیرد تا به دیدار فرزندانش که در سرتاسر ایتالیا متفرق هستند برود. او در نظر دارد که پنج فرزندش را دور هم سر یک میز بنشاند، اما سرانجام در می یابد که هر کدام درگیر زندگی و مسایل خودشان هستند و دغدغه های پدر برایشان اهمیت چندانی ندارد. بازی ها همه عالی است و بخصوص ماسترویانی چهره ای جاودانی از کاراکتر اصلی داستان در ذهن بیننده به جای می گذارد که حقیقتا تجربه زیبایی است.
فیلم بعدی تورناتوره با عنوان "سگ آبی رنگ" ، در مدت زمان کوتاهی پس از فیلم " همه خوبند" ساخته و اکران شد. این فیلم نتوانست موفقیت آثار پیشین تورناتوره را تکرار کند و به نوعی در کارنامه او اثری خنثی به شمار می رود. تمام نیروی نهفته و حس سرشار تورناتوره در فیلم متفاوت "صرفا برای رعایت تشریفات ساده" بروز می کند. آری ، تورناتوره در سال 1994 فیلم جدیدش را می سازد. این فیلمی جذاب است که در آن دو بازیگر مطرح سینمای جهان، ژرار دپاردیو و رومن پولانسکی در آن به ایفای نقش پرداخته اند. داستان با دستگیری ژرار دوپاردیو در نقش اوناف، که یک رمان نویس مشهور فرانسوی است و در شهر کوچکی در نزدیکی خانه اش در حالی که از نفس افتاده و حالت عصبی شدیدی دارد، آغاز می شود. اگرچه که هنوز او را از دلیل بازداشتش مطلع نکرده اند، اما پلیس محلی از اداره مرکزی پلیس کمک می خواهد و آنها هم کارآگاه خبره ای را که نقش او را رومن پولانسکی بازی می کند می فرستند تا از اوناف درباره جسد تکه تکه شده ای که در اطراف خانه او پیدا شده تحقیق به عمل آورد.
تقریبا تمام سیر روایی داستان در اداره پلیس می گذرد، و دو طرف درگیر با برخوردها و یادآوری ها و مرور آنچه که در بیرون اتفاق افتاده سعی در بازسازی واقعیت دارند، اما این بیشتر به بازی موش و گربه می ماند تا تحقیق واقعی یک مسئله جنایی. با این حال با بهره گیری از فلاش بک و تحریف واقعیت و توسل به دروغ، این دو شخصیت همچون تردستان ماهر به اعماق حقیقت می روند تا بالاخره اسرار آن جنایت هولناک را در برابر چشمان حیرت زده بیننده کشف کنند. داستان این فیلم بهانه ای شده بود برای تورناتوره تا به وسیله آن بتواند حقایق بزرگتر زندگی را حلاجی کند. حقایقی مثل طبیعت حافظه و توانایی انسان در بازسازی واقعیت و مسایل فلسفی از این دست که یادآور یادداشت های فلسفی کافکا و بکت است.
"ستاره ساز" و"افسانه 1900"، فیلم های بعدی تورناتوره هستند که در فاصله سال های 1995تا 1998 به نمایش در آمدند
فیلم بعدی تورناتوره "مالنا"در سال 2000 به نمایش درآمد و بار دیگر برای دومین بار نام مونیکا بلوچی را که از یکی از فیلم های کاپولا می آمد بر سر زبان ها انداخت. تا بدان جا که برادران واچوفسکی برای بازی در رستاخیز ماتریکس از او دعوت کردند.
جمع آوری و تدوین: 1900، Mohsen
خاک که باشی، همیشه احتمال این هست که دوچرخه ای بی احتیاط
عبور کند از لحظه هایت و جا بگذارد خطی را
بر پیشانی!!!