آدرس جديد سينما هفت: http://www.1.cinemahaft.in/
تبليغات
جستجو در سینما هفت با گوگل
Loading

+ پاسخ به موضوع
صفحه 2 از 2 نخستنخست 1 2
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 17 , از مجموع 17
  1. #11
    کاربر حرفه ای
    saghar61 آواتار ها
    تاریخ عضویت : Feb 2010
    نوشته ها : 274
    سپاس ها
    1,557
    سپاس شده 816 در 244 پست

    پیش فرض (ف)

    ( ف )



    فانوس خیال ( Laterna Magika )
    ترکیبی از نمایش زنده و فیلم که در چک اسلواکی ابداع شد و مجموعه ای از موسیقی زنده ، بازیگر زنده ، فیلم ، اسلاید و موسیقی از پیش ضبط شده است.


    فرایند پرده آبی ( Blue Screen Process )
    یک فرایند بسیار پر مصرف که نیازمند دوربین خاصی نیست و در آن چند عنصر تصویری فیلم برداری شده را به طور مجزا در یک تصویر ترکیبی ، کنار هم قرار می دهند. در این فرایند از سوژه برای مثال بازیگران در نور سفید و در برابر پرده ای آبی رنگ ، با فیلم منفی رنگی ، فیلم برداری می کنند ، سپس در پس زمینه یعنی همان جا که پرده آبی هست هر نوع تصویری را بر روی همان فیلم منفی قرار می دهند.








    فرایند شوفتان ( Schufftan Process )
    روشی برای ترکیب کردن یک دکور کامل و بزرگ به کمک تصویر نقاشی شده یا ماکت ، در نمایی از فیلم. در این روش آینه ای با سطح نقره ای در زاویه ای 45 درجه نسبت به دوربین قرار می گیرد و تصویری را از کنار میدان دید دوربین ، به عدسی منتقل می کند ، سپس بخش هایی از نقره پشت آینه تراشیده می شود و دوربین قادر خواهد بود از خلال فضای بی نقره ، صحنه پشت آینه را با تصویر بازتابی ترکیب کند. این فرایند معکوس شدنی هم هست ، به این ترتیب که جای آنچه در کنار میدان دید دوربین قرار می گیرد را با آنچه در پشت آینه قرار می گیرد عوض کنند.
    فرایند شوفتان ، تصویر ترکیبی نسبتا مطلوبی ارائه می دهد ، زیرا عناصر ترکیب شونده در یک زمان و با یک دوربین فیلم برداری می شود . اما این تکنیک کند است و امکان حرکت دوربین در آن وجود ندارد ، به همین خاطر پس از مدتی روش های دیگر جایگزین این روش شدند.
    این روش به نام ابداع کننده اش یعنی ، اویگن شوفتان ( فیلم بردار آلمانی ) نامگذاری شده است.






    « نمایی از فیلم مترو پلیس ( 1927- metropolis ) ، ساخته فریتس لانگ ( Fritz Long )، که توسط شوفتان فیلم برداری شد. در این نما از فرایند شوفتان استفاده شده.»



    فرمالیسم ( Formalism )
    جنبشی هنری که در آن فرم بر محتوا ارجحیت دارد. به عبارت دیگر نحوه عرضه هر چیز ، بیش از محتوای آن مهم است. در نظر فرمالیست ها ، فرم در خود کامل است و توجیهات زیبایی شناختی خود را دارد.
    در مطالعات سینمایی ، وقتی فرمالیسم مطرح می شود منظور این است که ، عناصر فرمالیستی اثر چگونه بر ارائه آن ، اثر می گذارند.


    فرو نوردهی ( Underexposure )
    نوردهی فیلمی در دوربین یا به هنگام چاپ ، به مقدار کمتر از نیاز یا در زمانی کوتاه تر از حد لازم را فرو نوردهی گویند. در این حالت تصویر حاصل تصویری تیره است و هر آنچه در سایه قرار داشته باشد ، سیاه می شود.


    فضا ( Atmosphere )
    حال و هوا و حس کلی صحنه که متاثر از یک یا مجموعه ای از عوامل زیر است:
    صحنه آرایی ، نوع لباس ها ، نوع آرایش و گریم بازیگران ، رنگ های به کار رفته در صحنه ، سبک بازیگری ، زاویه بندی و کادر بندی و نوع حرکت دوربین ، نوع تدوین و صدا.
    در فیلم های تاریخی ، فانتزی ، ترسناک ، علمی- تخیلی و مهیج ، فضاسازی بسیار مهم است زیرا بار اصلی این فیلم ها بر دوش فضا سازی است.


    فلاش بک ، پس نگاه ( Flashback )
    نما ، صحنه یا سکانسی که نسبت به زمان حال فیلم ، در گذشته اتفاق افتاده است. فلاش بک ، هم به عنوان بخشی از روایت و به نیت توضیح موفقیت های امروزی ، به عنوان بخشی از شخصیت پردازی و دادن اطلاع درباره گذشته کاراکتر و نیز یادآوری شخصیتی از حادثه ای که در گذشته اتفاق افتاده و ... به کار می رود . فیلم همشهری کین (1941 – Citizen Kane ) ساخته تحسین برانگیز ارسن ولز ، یکی از نمونه های عالی است که بخش عمده ای از فیلم از طریق فلاش بک ، روایت می شود .


    فلاش فوروآرد ، پیش نگاه ( Flash Forward )
    نما ، صحنه یا کنشی که نسبت به زمان حال فیلم ، در آینده رخ خواهد داد. در این روش می توان فرافکنی ذهنی شخصیتی را شاهد بود مثلا افکار جنون آمیز قاتلی که صحنه قتل بعدی اش را در ذهنش مجسم می کند.




    فناکیستوسکوپ ( Phenakistiscope )
    دستگاهی که از پایداری دید بیننده برای خلق توهم حرکت استفاده می کند. در این روش تصاویری بر روی صفحه گرد دواری کشیده می شود و بیننده آن را جلوی آینه می گیرد ، آن را می چرخاند و از خلال شکاف های موجود در محیط صفحه ، در آینه به تصاویری که به نظر می رسد حرکت دارند ، نگاه می کند.

    فیلم آموزشی ( Educational Film )
    فیلمی که هدف اصلی آن آموزش موضوع یا مهارتی است. این فیلم ها عموما برای نمایش در کلاس های درس ساخته می شوند.


    فیلم آرشیوی ( Archival Film )
    فیلمی که به تمامی از فیلم های موجود در بایگانی ساخته شده باشد.

    فیلم برداری با سرعت زیاد ( Overcrank )
    در این حالت ، دوربین را با سرعتی بیش از سرعت رایج ، یعنی 24 قاب در ثانیه به راه می اندازند. حال اگر فیلم را با سرعت معمولی به نمایش در آورند ، ماجرا با سرعتی کمتر رخ می دهد. این اصطلاح در دوران سینمای صامت رایج شد که دوربین ها را به صورت دستی به راه می انداختند.


    فیلم برداری با سرعت کم ( Undercrank )
    فیلم برداری با سرعتی کمتر از 24 قاب در ثانیه ( سرعت معمول در فیلم های ناطق ). وقتی این فیلم ، با سرعت معمولی به نمایش در آید ، تصویر سریع تر به نظر می رسد.


    فیلم برداری با وقفه ( Time – Lapse Cinematography )
    روشی برای فیلم برداری از موضوعاتی که معمولا در مدتی طولانی رخ می دهند و با چشم قابل رویت نیستند. در این روش در فواصل زمانی طولانی از پیش تعیین شده ای ، یک قاب ، فیلم برداری می شود. وقتی نسخه مثبت حاصل از آن با سرعت عادی به نمایش در آید ، آن موضوع سرعت می گیرد و طی زمانی کوتاه قابل رویت خواهد بود. با این روش می توان ، باز شدن غنچه گل ، رشد هر گیاه ، تغییر آب و هوا و ... را شاهد بود. برای این کار از دوربین ویژه ای استفاده می شود .


    فیلم برداری فرو سرخ ( Infrared Cinematography )
    فیلم برداری با فیلم خاص سیاه و سفید یا رنگی حساس به اشعه های فرو سرخ. وقتی نور فرو سرخ روی فیلم ضبط می شود ، توان آن را دارد که جزئیات را از فاصله دوری که با چشم غیر مسلح رویت کردنی نیست ، به صورت سایه های محوی ظاهر کند. همچنین چنین نوری تحت الشعاع مه یا غبار قرار نمی گیرد. فیلم برداری فرو سرخ ، معمولا برای ضبط رویدادهایی در زیر نور آفتاب به کار می رود و نتیجه کار چنین به نظر می آید که در شب و زیر نور مهتاب فیلم برداری شده است ، زیرا فیلم معمولا تاریک تر از حالت عادی چاپ می شود.


    فیلم بلند ( Long Play )
    اصطلاحی که در زمان سینمای صامت به فیلم های طولانی تر از یک حلقه اطلاق می شد. فیلم های یک حلقه ای یا کمتر را فیلم کوتاه می نامیدند. ایتالیایی ها برای اولین بار به ساخت فیلم های بلند روی آوردند. فیلم های آنها بیشتر تاریخی بود.


    فیلم ترکیبی ( Anthology Film )
    فیلم بلندی که از ترکیب و سر هم بندی کردن قسمت های مختلف فیلم های متفاوت ، بر اساس مضمونی مشترک با حضور بازیگر یا بازیگرانی خاص ساخته می شود. گاهی از این نوع فیلم ها ، کمپانی های مختلف فیلم سازی برای نشان دادن فیلم هایی که توسط استودیوی آنها ساخته شده ، استفاده می کردند.


    فیلم جلوه های ویژه ( Effects Film )
    فیلم هایی چون جنگ ستارگان ( Star Wars ) و ... که موفقیت خود را در وهله اول مدیون ایجاد جلوه های ویژه اند. در این فیلم ها شخصیت پردازی و قصه پیچیده ای دیده نمی شود ، در عوض تمام فشار روی خلق جلوه های دیدنی متمرکز شده است.


    فیلم چند قسمتی ، فیلم چند اپیزودی ( Episode Film )
    نامی که معمولا به فیلمی شامل چند قسمت کوتاه و در خود مستقل ، و یا قسمت هایی که به نوعی به هم مربوطند داده می شود. برای نمونه فیلم تولد یک پروانه ( 1376 ) ساخته مجتبی راعی.


    فیلم خانه ( Film Archive )
    هر مکانی که محل گرد آوری و حفظ فیلم و مطالب مکتوب راجع به سینما باشد و آن ها را برای مطالعه در اختیار علاقه مندان قرار دهد. این موسسات نه تنها باید فیبم ها را انتخاب کنند و گرد هم بیاورند ، بلکه باید به شیوه های مناسب از آنها نگه داری کنند تا فیلم ها خراب نشوند. برای این کار هر فیلم خانه باید مجهز به تجهیزات نسخه برداری ، تبدیل از حالت نیتراتی به حالت استاتی و تامین دمای مطلوب برای حفظ فیلم و ... باشد. از معروف ترین و معتبرترین فیلم خانه های جهان می توان به فیلم خانه آکادمی هنر ها و علوم سینمایی در آمریکا و فیلم خانه سینما تک فرانسه اشاره کرد .


    فیلم خبری ( Newsreel ، News Film )
    فیلم کوتاهی که به شکل گزارش گونه ، رویدادهای خبری و وقایع قابل توجه را پوشش می دهد. تا دهه 1950 که تلوزیون پوشش خبری را به عهده گرفت ، پخش این فیلم های خبری جزئی از برنامه سینماها بود ، حتی برخی از سینماها فقط فیلم های خبری پخش می کردند. ضبط اینگونه فیلم ها از اواخر قرن نوزدهم ، در فرانسه و توسط فیلم بردارانی که برای برادران لومیر کار می کردند آغاز شد. در ابتدا در این فیلم ها رویدادهای سیاسی و نظامی الویت داشتند.
    با ورود تلوزیون به خانه های مردم برنامه های خبری تلوزیونی جای این فیلم های خبری را گرفت و امروزه ، تلوزیون با امکانات خیره کننده ای مانند ماهواره ها که در اختیار دارد ، پوشش کاملی از تمام رویداهای و حوادث جهان چه سیاسی ، ورزشی ، هنری و ... را عرضه می کند.


    فیلم روایی ( Narrative Film )
    هر فیلم که قصه ای را روایت کند و بر خط قصه تاکید خاصی داشته باشد و یا به تعبیری جنبه دراماتیک داشته باشد. فیلم های مستند هم اگر در پی روایت قصه یا ماجرایی باشند جزء فیلم های روایی هستند.


    فیلم غیر داستانی ( Nonfiction Film )
    فیلمی که به شخصیت ها و رویدادهای واقعی و نه تخیلی بپردازد. از جمله فیلم های غیر داستانی می توان به این گونه ها اشاره کرد : مستند ، فیلم های سفرنامه ای ، فیلم های آموزشی ، فیلم های خبری.
    همچنین ببینید : سینمای مستند .


    فیلم کامر اشپیل ( Kammerspielfilm )
    کامراشپیل واژه ای به زبان آلمانی است به معنای بازی اتاقی ، و اصطلاحی است برای نمایش هایی که تماما در یک اتاق می گذرد اما در سینما به نوعی فیلم صامت اطلاق می شد که در دهه 1920 در آلمان ساخته می شدند.
    فیلم های کامراشپیل ، آثاری ناتورالیستی و روانی بودند که در فضاهای سرد و تاریک می گذشتند. مشخصه بارز این فیلم ها ، عدم وجود میان نوشته یا کمبود آن بود ، همچنین این فیلم ها بیشتر بر حالت های ظاهری شخصیت ها و رفتار آنها تکیه می کرد. این تاکید گاه به صحنه هایی با حرکت های کند و افراط در بازیگری منتهی می شد ، اما در ضمن احساسات درونی تکان دهنده ای را به نمایش می گذاشت.


    فیلم گوتیک ( Gothic Film )
    فیلمی که از قواعد رمان های گوتیک پیروی می کند. به عبارت دیگر ، فیلمی که در فضاهای غریبی مانند یک قصر قدیمی می گذرد ، رویدادهای عجیبی در آن اتفاق می افتد ، اغلب شخصیتی با چهره ای شیطانی و قدرتمند در فیلم حضور دارد ، قهرمان زن فیلم معصوم و آسیب پذیر است و گهگاه حضور عناصر ماوراء الطبیعه در فیلم حس می شود. برای مثال فیلم هایی مانند ربکا ساخته آلفردهیچکاک و برخی از فیلم های دراکولایی.


    فیلم نامه غیر اقتباسی ( Original Screenplay )
    فیلم نامه ای که در اصل برای تولید فیلم نوشته شده و از روی یک کتاب یا نمایش نامه اقتباس نشده. فیلم نامه نویسان یا فیلم نامه های غیر اقتباسی را پیشاپیش می نویسند و یا قراردادی بر اساس خط قصه ای مشخص ، می بندند.


    فیلم نوار (Film Noir )
    عبارتی فرانسوی به معنای فیلم سیاه. فیلم نوار ، ژانرسینمایی خاصی است که در اواخر دهه 1940 و اوایل دهه 1950 درهالیوود رونق داشت. این فیلم ها دنیای سیاه ، تلخ و خشن تبهکاران را به نمایش می گذارند که افراد آن چهره های عصبی ، سرسخت و عبوسی دارند ، صحنه ها سرشاز از سایه های سنگین و تضاد شدید نور و سایه است. برخی از تحلیل گران بر این عقیده اند که سبک این نوع فیلم ها ، به ویژه صحنه آرایی و نورپردازی و نیز حال و هوای سنگین حاکم بر آنها از سینمای اکسپرسیونیستی آلمان متاثر است. اما عامل اصلی موثر در شکل گیری این ژانر را باید در رمان های دو پلیسی نویس آمریکا یعنی ریموندچندلر ( Raymond Chandler ) و دشیل همت ( Dashiel Hammett ) جست و جو کرد.
    این فیلم ها را نمی توان در یک دسته منسجم با مضامین ، شخصیت ها ، طرح قصه و قراردادهای مشترک قرار داد تا به صورت یک ژانر ، قابل تشخیص باشند ، در عوض وجه مشترک آنها ، بدبینی نسبت به سرشت فاسد انسان ، آمادگی برای ابراز خشونت ، ناهنجاری روانی در شخصیت ها و تاکید بر صحنه های تلخ و خشن در شهر است.
    از جمله فیلم های مطرح این گونه سینمایی می توان به خواب بزرگ ( 1945 ) ساخته هاوارد هاکس ، غرامت مضاعف ( 1944- Double Indemnity ) ساخته بیلی وایلدر ( Billy Wilder ) و بوسه مرگ ( 1947- Kiss Of Death ) ساخته هنری هاتاوی ( Henry Hathaway ) اشاره کرد.


    فیلمو گراف ( Filmograph )
    فیلمی معمولا مستند ، که فقط شامل تعداد زیادی عکس است. دوربین روی عکس های متعدد چرخش افقی یا زوم انجام می دهد.


    فوتوریسم ( Futurism )
    یک جنبش هنری که در ایتالیا و اوایل قرن بیستم شکل گرفت و هنر سنتی را طرد و از حضور جنبه های فنی و صنعتی در هنر حمایت می کرد. همچنین این جنبش متمایل به طرد گذشته بود. در این جنبش تعداد محدودی فیلم ساخته شده است.


    منبع: دانشنامه رشد
    ویرایش توسط saghar61 : 05-18-2010 در ساعت 05:14 PM

  2. 4 کاربر از پست مفید saghar61 سپاس کرده اند .




  3. #12
    کاربر حرفه ای
    saghar61 آواتار ها
    تاریخ عضویت : Feb 2010
    نوشته ها : 274
    سپاس ها
    1,557
    سپاس شده 816 در 244 پست

    پیش فرض (ق _ ک )

    حرف ( ق )

    قطع ( Cut )
    1- تغییر ناگهانی از نمایی به نمای دیگر.
    2- عمل برش زدن فیلم.
    3- فرمانی از سوی کارگردان یا افراد دیگر ، برای قطع کار دوربین و صدا ، بعد از فیلم برداری از نمای مورد نظر.
    معمولا تعریف اول کاربرد بیشتری دارد.


    حرف ( ک )

    کالت مووی ( Cult Movie )
    فیلمی که از محبوبیت عام برخوردار نیست ، اما مورد توجه گروه های خاصی از تماشاگران است. این فیلم ها را معمولا در سینماهای دانشگاه ها یا در سانس های خاصی از سینماها نمایش می دهند.


    کاهش تدریجی نور ( Fall – Off )
    1- کاهش تدریجی نور با دور شدن از منبع تامین آن. این افت را باید در نورپردازی هر صحنه به حساب آورد و اندازه گرفت. کاهش ناگهانی شدت نور ، سایه های تندی ایجاد می کند که تاثیر حسی و دراماتیک دارند.
    2- کاهش تدریجی نور بازتابی با دور شدن از منبع اصلی آن. این نوع کاهش نور سایه های تندی ایجاد می کند که لبه ها و گوشه های سوژه را برجسته می کند.
    3- کاهش تدریجی درخشندگی از مرکز تا لبه ها.




    کالیگاریسم ( Caligarism )
    عبارتی که توسط منتقدان فرانسوی مصطلح شد. این عبارت برگرفته از فیلم مطب دکتر کالیگاری ( 1919- The Cabinet Of Dr. Caligari ) ساخته روبرت وینه ( Robert Wiene ) است. مطب دکتر کالیگاری یکی از فیلم های بسیار مهم تاریخ سینما و متعلق به مکتب اکسپرسیونیسم است. معمولا این واژه برای توصیف فیلم هایی که جهانی آکنده از هرج و مرج و جنون را به نمایش می گذارند و از طراحی صحنه ، سبک و تکنیکی مانند فیلم های اکسپرسیونیستی برخوردارند ، استفاده می شود.

    کامرا لوسیدا ( Camera Lucida )
    وسیله ای که به شکل یک جعبه بزرگ است. این وسیله مجهز به یک عدسی است که هنگامی که سوژه ای مقابل آن قرار می گیرد ، تصویر آن را روی کاغذ می اندازد و به این ترتیب ، نقاش می تواند آن را روی کاغذ نقاشی کند. در واقع این روش نوعی کپی برداری است.



    کرونو فتوگراف ( Chronophotographs )
    تصاویر پی در پی که ایتن – ژول ماره ( در دهه 1880) با دوربین تفنگ مانند خود ثبت می کرد. در این وسیله عدسی در انتهای لوله ای دراز قرار می گرفت و یک صفحه شیشه ای در محفظه ای می چرخید و دوازده عکس در یک ثانیه می گرفت.


    کرین، جرثقیل ( Crane )
    وسیله ای متحرک ، چهار چرخه و مجهز به بازوی تاشویی که در انتهای آن سکویی قرار دارد. روی سکو دوربین قرار می گیرد و فیلم بردار ، مدیر فیلم برداری و گاه حتی کارگردان هم پشت آن می نشینند. جرثقیل می تواند به جلو و عقب حرکت کند و بازو هم قادر به بالا و پایین رفتن است. عموما این دستگاه ها ، برقی یا هیدرولیکی هستند ، برخی از انواع آنها هم با دست راه می افتند. حرکت این وسیله نرم و روان است و میدان عمل وسیعی را در اختیار می گذارد. انواع کوچک این جرثقیل ها را تولیپ می نامند. تولیپ برای فیلم برداری در خارج از استودیو بسیار مفید است.


    کلیشه ( Cliché )
    این عبارت در موارد زیر به کار می رود:
    1- زبان مبتذلی که به علت استفاده زیاد ، تاثیر و گاه معنای اصلی خود را از دست داده است.
    2- شخصیت های نمونه و پیش پا افتاده ای که در اثر استفاده بیش از حد در فیلم ها ، تاثیر و کارایی خود را از دست داده اند. در سینما این واژه همچنین به معنای هر عنصر تصویری یا تکنیکی که از بس تکرار شده ، تازگی ، قدرت و حتی معنای خود را از دست داده ، هم به کار می رود.


    کندلا ( Candela )
    واحد اندازه گیری شدت نور. همچنین کندلا بر فوت مربع ، معیاری است برای اندازه گیری نور بازتابیده از یک سطح.


    کینماتوفون ( Kinematophone )
    دستگاهی که در دوران سینمای صامت استفاده می شد ، و جلوه های صوتی ایجاد می کرد.




    کینه توگراف ( Kinetograph )
    دوربین فیلم برداری که در شرکت ادیسون ساخته شد. سازنده اصلی این دستگاه ، ویلیام لوری دیکسون ( W.L.Dikson ) بود.








    منبع: دانشنامه رشد

  4. کاربر روبرو از پست مفید saghar61 سپاس کرده است .


  5. #13
    کاربر حرفه ای
    saghar61 آواتار ها
    تاریخ عضویت : Feb 2010
    نوشته ها : 274
    سپاس ها
    1,557
    سپاس شده 816 در 244 پست

    پیش فرض (گ _ ل )

    حرف ( گ )

    گرافیک کامپیوتری ( Computer Graphics )
    خلق نقاشی متحرک و انجام کارهای گرافیکی با کامپیوتر. بعد از آنکه داده های لازم برای خلق هر صحنه ، از جمله اطلاعات لازم در مورد پرسپکتیو، نورپردازی و حرکت به کامپیوتر داده شد ، تصاویری شکل می گیرد که می توان آنها را روی فیلم سیاه و سفید یا رنگی ضبط کرد. تصاویر کامپیوتری در سال های اخیر وضوح بسیار زیاد و دقت بالایی به دست آورده اند و دیگر در آنها اثری از خطوط کنگره ای و لبه های خشن دیده نمی شود. امروزره گرافیک های کامپیوتری کاربرد بسیار زیادی دارند.


    گردونه خرچنگی ( Crab Dolly )
    گردونه کوچک سیاری ، با چهار چرخ که می تواند در جهت های مختلف حرکت کند. این وسیله می تواند حرکت های عرضی و زاویه دار انجام دهد. دوربین روی بازویی سوار است که می تواند بالا و پایین برود. این وسیله به ویژه در مناطق تنگ و بسته بسیار سودمند است.





    گردونه ، دالی ( Dolly )
    صفحه ای متحرک روی چهار چرخه که برای حمل دوربین ، فیلم بردار و گاه دستیارش استفاده می شود و امکان حرکت دادن بی سر و صدای دوربین را فراهم می کند. این وسیله در فضاهای کوچک بسیار مفید است. در این وسیله ، خود دوربین روی پایه ای قرار می گیرد که بالا و پایین و حتی در برخی از آنها ، عقب یا جلو هم می شود.



    گره گشایی ( Denouement )
    نقطه ای در طرح قصه ، بعد از نقطه اوج که همه چیز روشن و آشکار می شود و به اصطلاح گره ها باز می شود. این حالت معمولا در آخر اثر رخ می دهد و می تواند ناشی از تاثیر عناصر خارجی یا کشف و حل شدن معما یا دگرگونی حالت درونی شخصیت اصلی باشد.


    گفت و گو ( Dialogue )
    حرف هایی که بین شخصیت ها رد و بدل می شود و معمولا با حرکت لب های آنها هماهنگ است. البته گفت و گو می تواند ناهمگاه با حرکت لب ها ، به صورت صدای روی فیلم ، به عنوان خاطره به گوش برسد. گفت و گوها ، معمولا سر صحنه و هم زمان با خود فیلم ضبط می شود اما مواردی هم هست که به خاطر مشکلات مکانی یا گرفتاری های دیگر ، صدا را در مرحله های بعد ضبط می کنند و به فیلم می افزایند.

    حرف ( ل )

    لابراتوار ( Laboratory )
    جایی که فیلم ظاهر و چاپ می شود و کیفیت تصویر بهبود می یابد ، جلوه های اپتیک و ویژه ( مانند محو تدریجی ، هم گذاری ، پرده دو نیمه و ... ) روی فیلم اظافه می گردد ، نوار صدا و تصویر ترکیب می شود و نسخه های اکران به دست می آید.


    لامبرت (Lambert )
    واحدی برای اندازه گیری نور و میزان روشنایی.


    لوحه ، کپشن ( caption )
    عباراتی که به عنوان مقدمه یا برای اطلاع رسانی از مضمونی ( به ویژه در فیلم های صامت ) مثلا برای بیان تغییر زمان یا تغییر مکان بر پرده ظاهر می شود.


    لامپ ادین (Audion Tube )
    لامپ خلائی که در سال 1906 اختراع شد. این لامپ امکان تقویت صدا را فراهم می کرد و نیز در توسعه رادیو و نیز فیلم ناطق ، نقش اساسی داشت.


    لامپ پی ( Pea Bulb )
    لامپ کوچکی درون دوربین که در ابتدای هر نما روشن می شود و چند قاب اول هر نما را نوردهی می کند. این کار با صدای سوتی که دستگاه ضبط صوت ارسال می کند ، هم زمان است. این قاب های اول و صدای سوت در مرحله تدوین در همگاه سازی صدا و تصویر به کار می آید.


    لنز نرم ( Haze Lens )
    لنزی برای فیلم برداری کانونی نرم و همچنین برای ایجاد تصاویر مه دار ، به خاطر مواد ژلاتینی که روی سطح آن وجود دارد.


    لومن ( Lumen )
    واحدی برای اندازه گیری شدت نور.



    منبع : دانشنامه رشد
    ویرایش توسط saghar61 : 05-19-2010 در ساعت 09:52 PM

  6. کاربر روبرو از پست مفید saghar61 سپاس کرده است .


  7. #14
    کاربر حرفه ای
    saghar61 آواتار ها
    تاریخ عضویت : Feb 2010
    نوشته ها : 274
    سپاس ها
    1,557
    سپاس شده 816 در 244 پست

    پیش فرض ( م )

    (م)


    متحرک سازی ، انیمیشن ( Animation )
    فرایند فیلم برداری قاب به قاب از تصاویر ، طرح ها ، عروسک ها یا حتی موجودات زنده که در آن هر قاب نسبت به قاب قبلی ، تغییری جزئی و پیش رونده را به نمایش می گذارد. اگر این قاب ها با سرعت استاندارد 24 قاب در ثانیه ، روی پرده به نمایش در آیند ، متحرک و جاندار به نظر می رسند.


    متحرک سازی با پاک سازی ( Scratch – Off Animation )
    نوعی متحرک سازی که در آن نوشته ها یا اشیا از ناکجا ظاهر می شود. از این روش به ویژه در عنوان بندی استفاده می شود. در این روش ، ابتدا اثر مورد نظر روی یک طلق و با رنگ محلول در آب ، آماده می شود ، سپس طلق ، زیر دوربین و به طور سر و ته قرار می گیرد. پس از آنکه چند قاب اول از کل اثر فیلم برداری شد ، دوربین از حرکت می ایستد ، بخشی از طلق شسته شده و محو می شود و مجددا چند قاب فیلم می گیرند و این فرایند را تکرار می کنند تا تمام اثر پاک شود.

    مجموعه ها ( Series )
    مجموعه ای از فیلم های بلند داستانی ، که هر یک قصه مستقلی دارد ، اما در آنها شخصیت یا شخصیت های اصلی یکسانی حضور دارند و خط کلی قصه و ماجراهای تمام آنها نیز از حال و هوای یکسانی برخوردار است.
    این فیلم ها بر اساس الگوهایی که امتحان موفقیت خود را به خوبی پس داده اند ، بنا می شوند و معمولا استودیویی آنها را می سازد که نمونه های قبلی را ساخته ، زیرا تولیدش برای آنها سریع تر و ارزان تر تمام می شود. ساخت اینگونه مجموعه ها از دهه اول تاریخ سینما شروع شده است. از جمله این مجموعه ها می توان به جنگ های ستاره ای ( Star Wars ) ساخته جرج لوکاس ، ایندیانا جونز (Indiana Jones ) ساخته استیون اسپیلبرگ و ... اشاره کرد.


    محصول مشترک ( Co-Production )
    فیلمی که به طور مشترک توسط فیلم سازان دو یا چند کشور ساخته می شود. در این حالت معمولا هزینه تولید هم بین کشورهای سازنده تقسیم می شود.


    لوکیشن ، محل فیلم برداری ( Location )
    هر مکانی جز استودیو ، که بخشی از فیلم یا تمام آن در آنجا می گذرد. چنین جایی ، مکانی واقعی است و در استودیو ساخته نمی شود ، البته ممکن است دکوری ساخته شود و به آن مکان افزوده شود.


    مک گافین ( Macguffin )
    واژه ابداعی آلفرد هیچکاک که به تمهیداتی در قصه اطلاق می شد که سبب تداوم ماجرا می شوند و شخصیت ها به آن توجه خاصی نشان می دهند. مک گافین در واقع بهانه ای است برای خلق هیجان و تاثیرات ویژه آن. خود هیچکاک معمولا به عنوان نمونه از نقشه های مخفی یا اوراق ربوده شده ، نام می برد که همه شخصیت های فیلم به دنبال آن هستند.



    محو تدریجی( Fade )
    روشی تدریجی برای ختم یا شروح صحنه ای که معمولا به عنوان وسیله انتقال از صحنه ای به صحنه دیگر به کار می رود و به این ترتیب تصویری به تدریج محو می شود و تصویری دیگری جای آن را می گیرد. هر دوی این محو و آشکار شدن تدریجی ، مشخص کننده بروز شکافی در ماجرا ، زمان یا مکان است و تماشاگر برای مدت بسیار کوتاهی با پرده ای پوشیده از یک رنگ مواجه می شود. این رنگ خود دال بر یک مفهوم است. مثلا محو به سیاهی تمهیدی است برای نشان دادن گذر زمان و محو به سفیدی هم معمولا برای نشان دادن از هوش رفتن شخصیت به کار می آید.
    عمل محو شدن تدریجی یا فید ، دو حالت دارد :
    1- اگر یک تصویر به تدریج در یک رنگ محو شود ، می گوییم فید اوت ( Fade Out ) انجام شده.
    2- اگر تصویری از یک صفحه رنگی به تدریج ظاهر شود ، می گوییم فید این ( Fade In ) انجام شده است.
    این دو تمهید ممکن است به صورت پیوسته یا جداگانه مورد استفاده قرار گیرند.




    مگافون ( Megaphone )
    مگافون همان وسیله بزرگ و قیفی شکلی است که فیلم سازان ، به ویژه در دوران صامت به دست می گرفتند و برای اینکه صدایشان جهت و شدت پیدا کند و همه آن را بشنوند ، در داخل آن فریاد می زدند.


    ملودرام ( Melodrama )
    نوعی نمایش یا فیلم که در اصل ، ساده و احساسی اند و بیشتر با درگیر کردن احساس تماشاگر سر و کار دارند تا با درگیر کردن ذهن او. در ملودرام ، مسائل اخلاقی به تقابل خیر و شر محدود می شود و شخصیت ها عمدتا یا خوبند و یا بد. در این نمایش ها فضایل خوب ستوده می شوند و با پیروزی یا موفقیت شخصیت خوب ماجرا ، معمولا به خوبی و خوشی ، همه چیز به پایان می رسد.
    در سال های آغازین تاریخ سینما و با ریشه دار شدن فیلم های بلند روایی ، ملودرام ها بسیار پر طرفدار بودند.


    موج نو ( New Wave )
    جنبشی در سینمای فرانسه که از اواخر دهه 1950 شروع شد و در 1962 به اوج خود رسید. این جنبش خواستار ابداع موضوعی و تکنیک ها و روش های فیلم سازی بود. این جنبش از سوی گروهی از جوانان سینما دوست فرانسوی آغاز شد که عمده آنها ، فعالیت های سینمایی خود را با تحلیل و بررسی سینما و فیلم ها و نوشتن نقد به ویژه در نشریه کایه دو سینما آغاز کرده بودند. این جنبش از طرفی به دلیل برخورد با سینمای سنتی و فوق العاده احساسات گرای فرانسه و از طرف دیگر به دلیل گرایش آنها به نوعی سینمای شخصی ، شکل گرفت.
    برخی از ویژگی های فیلم های این جنبش از این قرار است :
    برخوردی معمولی و عموما فاقد احساسات گرایی نسبت به شخصیت ها ، طرح قصه ای باز و رئالیستی ، استفاده از دوربین ها و وسایل سبک و قابل حمل برای فیلم برداری ، تاکید روی فیلم برداری در مکان های واقعی ، رعایت ایجاز و سادگی و استفاده کم از دیالوگ و ... .
    از چهره های شاخص این جنبش می توان به ژان لوک گدار ( Jean - Luc Godard ) ، فرانسوا تروفو ( Francois Truffaut ) و کلود شابرول ( Claude Chabrol ) اشاره کرد.


    موسیقی متن ، موسیقی پس زمینه ( Background Music )
    آهنگی که با ماجرای فیلم همراهی می کند ، اما از منبع درون فیلم تامین نمی شود. این موسیقی در ذهن تماشاگر ، حس تداوم بصری می آفریند و همچنین کیفیت احساسی صحنه ها را تشدید می کند. در دوران صامت ، آهنگ های کلاسیک یا آثار محبوب آهنگ سازان بزرگ را هم زمان با نمایش فیلم پخش می کردند و حتی گاهی یک ارکستر بزرگ و کامل با فیلم ، همراهی می کردند. در سینمای ناطق معمولا از یک آهنگ ساز می خواهند که برای فیلم و متناسب با حال و هوای آن آهنگی ویژه بسازد. امروزه گاهی از موسیقی های پر طرفدار نیز به عنوان موسیقی متن استفاده می شود.


    موسیقی مضمونی ، تصنیف مضمونی ( Theme Music ، Theme Song )
    موسیقی مضمونی : ملودی یا قطعه ای موسیقی که در سراسر فیلم به دفعات شنیده می شود و القاگر حس خاصی است. برخی فیلم ها حتی ، موسیقی مضمونی خاصی برای هر شخصیت دارند.
    تصنیف مضمونی : تصنیفی که در شروع ، لحظات حساس یا در طی فیلم به دفعات خوانده می شود و عملا جزئی از فیلم به حساب می آید.


    میان برش ( Intercut )
    نشان دادن ماجراهایی که در دو نقطه مختلف اتفاق می افتند ، به صورت متناوب ، در حالی که این ماجراها درواقع یک صحنه واحد هستند و ارتباط کاملی با هم دارند. این تمهید بر خلاف تدوین موازی ، صحنه ای یگانه را می آفریند ، نه اینکه دو ماجرای مختلف در دو نقطه جریان داشته باشند. برای مثال نماهایی که به تناوب از دو نفری که پشت تلفن هستند و با هم گفت و گو می کنند ، نشان داده می شود. یا تصویر زنی که مضطربانه در انتظار رسیدن فرزندش است و فرزندش که سراسیمه به سوی خانه روان است.


    میان نما (Insert Shot )
    نمایی از یک شیء که جداگانه فیلم برداری شده و سپس در مرحله تدوین به صحنه مورد نظر اظافه می شود. این شیء می تواند بخشی از صحنه باشد یا نباشد. نمونه ای از شیء موجود در صحنه ، ساعتی است که به دیوار صحنه آویزان شده و زمانی را نشان می دهد. نمونه ای از شیء که در صحنه نیست ، برجی است که بر فراز آن ساعتی نصب شده و زمان را نشان می دهد.


    میدان دید ( Field Of View )
    مساحت دایره ای جلوی دوربین که در میدان دید قابل قبول عدسی دوربین قرار دارد و به صورت میدانی مستطیلی روی قاب تصویر ضبط می شود. اندازه میدان به دوعامل بستگی دارد ، یکی فاصله کانونی عدسی دوربین و دیگری فاصله میان دوربین و سوژه.


    منبع: دانشنامه رشد
    ویرایش توسط saghar61 : 05-20-2010 در ساعت 10:57 PM

  8. 2 کاربر از پست مفید saghar61 سپاس کرده اند .


  9. #15
    کاربر حرفه ای
    saghar61 آواتار ها
    تاریخ عضویت : Feb 2010
    نوشته ها : 274
    سپاس ها
    1,557
    سپاس شده 816 در 244 پست

    پیش فرض (ن)

    (ن)


    ناتورالیسم ( Naturalism )
    در عرصه ادبیات و رمان ، ناتورالیسم نوعی رئالیسم افراطی است که زندگی تلخ آدم هایی را که از نظر روحی ، ظاهرا تک بعدی هستند ، به تصویر می کشد. در واقع این دیدگاه از فلسفه سربرآورده. در فلسفه ، ناتورالیسم به مکتبی گفته می شود که معتقد است ، همه پدیده های طبیعی بر اساس اصول و قوانین علمی قابل تبیین هستند و در رمان به برخورد علمی با شخصیت گرایش دارد ، به ویژه اینکه سرنوشت هر فرد تنها به مدد اراده او شکل نمی گیرد بلکه مسائلی مانند توارث و محیط هم در آن دخیل است. امیل زولا ، نویسنده فرانسوی شاخص ترین چهره این مکتب در ادبیات است.
    این نوع ادبیات تاثیر خاصی بر سینما برجای گذاشت برای مثال برخی از فیلم های گانگستری و آثار متعلق به فیلم نوار (Noir - Film ) را به خاطر دیدگاه یکسویه شان از سرشت بشر در جامعه ای تلخ و سیاه ، می توان ناتورالیستی نامید.


    نئورئالیسم ( Neorealism )
    جنبشی در سینمای ایتالیا که بیشتر واکنشی بود به محدودیت های هنری و فرهنگی اعمال شده بر صنعت سینما و سایر جنبه های فرهنگی در زمان حاکمیت فاشیسم و برگرفته از وضعیت اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی این کشور در دوران جنگ جهانی دوم و بلافاصله سال های پس از آن ، که اوضاع سیاسی نابسامان و اوضاع اقتصادی بسیار بد بود و فقر و بیکاری سراسر ایتالیا را فرا گرفته بود.
    از جمله ویژگی های این گونه فیلم ها می توان به این موارد اشاره کرد : ماجراهایی برگرفته از مشکلات و ویژگی زندگی روزمره مردم ، استفاده از فضاهای واقعی و رئالیستی ، حرکت دوربین های ساده و تدوین های ساده و عاری از پیچیدگی و ... . از چهرهای شاخص این جنبش می توان به چزاره زاواتینی ( Cesare Zavattini ) ، ویتوریو دسیکا (Vittorio De Sica ) ، روبرتو روسلینی ( Roberto Rossellini ) و لوکینو ویسکونتی ( Luchino Visconti ) نام برد. از فیلم های مهم این جنبش نیز می توان به دزد دوچرخه (1948) ساخته ویتوریو دسیکا ، رم شهر بی دفاع ( 1945- Rome, Open City ) ساخته روبرتو روسلینی و زمین می لرزد ( 1948- The Earth Trembles) ساخته لوکینو ویسکونتی اشاره کرد.


    نریشن ، گفتار ( Narration )
    نریشن به معنای روایت قصه است. در سینما ، نریشن توضیحات اضافی است که از سوی کسی بیان می شود ، که از شخصیت های فیلم نیست. در فیلم های مستند و آموزشی ، صدایی است که روی فیلم آن را می شنویم و اطلاعات تکمیلی درباره تصویری را که می بینیم در اختیارمان می گذارد. در فیلم های داستانی ، معمولا صدای یکی از شخصیت هاست و هدف از آن ، دادن اطلاعات بیشتر و گسترش آگاهی ما از شخصیت ها و ماجرای فیلم است.


    نقاب پرده ای ( Focal Plane Matte )
    وسیله ایی که درون دوربین و جلوی صفحه کانونی ( ناحیه پشت عدسی که فیلم معمولا آنجا قرار می گیرد ) کار گذاشته می شود تا به این ترتیب ، مانع از آن شود که بخشی از تصویر روی فیلم ضبط شود. این ناحیه نور نخورده را در مرحله بعد می توان با تصویر یا بخشی از تصویری که جداگانه فیلم برداری شده ، پر کرد . با چنین روشی می توان عناصر مجزای تصویر را ترکیب کرد و به یک تصویر مرکب رسید ، برای نمونه تصویری مرکب از حرکت زنده و نقاشی متحرک .


    نقاب متحرک (Traveling Matte )
    فرایندی در جلوه های ویژه که در آن ، عناصری از تصاویر مختلف کنار هم قرار می گیرند و تصویری ترکیبی ساخته می شود. با این فرایند همچنین می توان ، نمای زنده ای را که فیلم برداری شده با پس زمینه ای که در جای دیگری فیلم برداری شده ، یا ماکت های عروسکی ترکیب کرد.


    نقطه اوج ( Climax )
    در اصل واژه ای یونانی است به معنای نردبان که در سینما در موارد زیر به کار می رود:
    1- نقطه اوج پیچیدگی قصه که ماجرا از آن فراتر نمی رود و به تدریج فرو می نشیند.
    2- نقطه اوج توجه و علاقه بیننده در یک فیلم .
    هر دو نوع نقطه اوج نامبرده شده در اواخر فیلم رخ می دهند ولی الزاما هم زمان نیستند.



    نقطه مرده (Deadspot )
    1- ناحیه ای در صحنه که در آن هیچ اتفاقی نمی افتد.
    2- نقطه ای در ناحیه ای که در آن ارتعاش های صوتی همدیگر را حذف می کنند.
    3- جایی از فیلم نامه که هیجان ، جذابیت یا کنش کمی دارد.


    نماد ( Symbol )
    هر شیء ، شخص ، دکور یا عملی که در عین حال که معنایی صریح دارد ، از اهمیت و معنایی ضمنی نیز برخوردار است. برای مثال سورتمه ای که نام آن رزباد بود ، در فیلم همشهری کین ( 1941- Citizen Kane ) ساخته ارسن ولز. این سورتمه نمادی از کودکی و معصومیت شخصیت اصلی فیلم بود.


    نمای اصلی ( Master Shot )
    نمای مداوم کل صحنه در طول یک پلان ، که معمولا از دور فیلم برداری می شود و نمای متوسط و نمای نزدیک در مرحله بعد ، در آن ادغام می شود.


    نمای شیشه ای ( Glass Shot )
    روشی در فیلم برداری ( جلوه های ویژه ) که در آن بخشی از صحنه را روی شیشه نقاشی کرده و به صحنه واقعی اظافه می کنند و یا در واقع ترکیب می کنند. گاه به جای نقاشی از عکس هم استفاده می کنند. این روش در دهه های 1920 و 1930 رواج بسیار داشته است. با استفاده از این روش ، می توان فقط بخشی از ساختمان را در سر صحنه ساخت و بقیه را روی شیشه نقاشی کرد. این تکنیک به ویژه در افزودن سقف ، ابر و پس زمینه های طبیعی مفید بوده است. امروزه هم از این روش استفاده می شود اما کمتر و به جای آن از روش های جدید تر استفاده می کنند که گرچه گران تر هستند اما کیفیت تصویری بهتری دارند.


    نمای عنبیه ای ( Irise Shot )
    نمایی که در آن از نقابی مدور استفاده می شود و به آن حالتی شبیه عنبیه می بخشد (گاه از نقاب های بیضوی ، مستطیلی و ... استفاده می شود). این نما در سینمای صامت طرفداران زیادی داشت و به دلایل زیر به کار می رفت:
    1- باز کردن یا بستن صحنه ای که اولی عنبیه باز و دومی عنبیه بسته نام داشت.
    2- جلب توجه بیننده به شخصیت یا شیء خاصی.
    3- خلق جلوه های طنز آمیز با تمرکز روی یک شخصیت یا شیء و بعد باز کردن و گسترده کردن تصویر به نحوی که معلوم شود آن شخصیت یا شیء در وضعیت خاصی گیر افتاده است.
    4- خلق این توهم که از یک سوراخ برای مثال سوراخ کلید به صحنه نگاه می شود.


    نمای فریبنده ( Cheat Shot )
    نمایی که برای فریب تماشاگر فیلم برداری می شود و تماشاگر باور می کند که حادثه ای در حال وقوع است ، حال آنکه واقعا اینگونه نیست. به عنوان مثال بازیگری که وانمود می کند از ارتفاع زیادی در حال سقوط است در صورتی که چند متر پایین تر ، تشک نرمی به دور از چشم تماشاگران در انتظار اوست و ... .

    نمای کاشف ( Discovery Shot )
    نمایی پیوسته که با یک دوربین متحرک گرفته می شود و ناگهان روی شخص یا چیزی تمرکز می کند ، که گویی آن را پیدا کرده باشد.


    نمای معرف ( Establishing Shot )
    نمای افتتاحیه سکانس که معرف مکان و در عین حال حال و هوای صحنه و فیلم است و به بیننده اطلاعاتی کلی در مورد زمان و وضعیت عمومی صحنه می دهد. نماهای معرف معمولا نمای از دور یا نمای از خیلی دورند.


    نمایاب الکترونیکی ( Electronic Viewfinder )
    سیستم نمایابی که تصاویر در حال فیلم برداری را روی صفحه تلوزیونی کوچکی می اندازد و در نتیجه امکان می دهد عوامل فیلم به ویژه کارگردان و مدیر فیلم برداری آن را ببینند و دستور العمل های لازم را به فیلم بردار ، نور پرداز ، بازیگر و سایر عوامل بدهند.


    نمایاب کارگردان ( Director ‘ s Finder )
    وسیله ای که کارگردان به همراه دارد و از آن در انتخاب عدسی مناسب برای فیلمبرداری از هر نما استفاده می کند. نمایاب به کارگردان یا مدیر فیلم برداری اجازه می دهد که تصویر را در اندازه های نسبی مختلف ببیند و به این ترتیب عدسی مناسب با اندازه مطلوب را انتخاب کند.
    نمایاب ها امکانات مختلفی ممکن است داشته باشند ، برای مثال کنترل عمق میدان و امکان زوم کردن.


    نور چشم ( Eye Light )
    منبع کوچکی از نور که کنار دوربین قرار می گیرد و بی آنکه روی نوربینی فیلم اثر سوء به جا بگذارد ، چشمان شخصیت مورد نظر را نور می دهد.


    نیت ( Nit )
    واحدی برای اندازه گیری شدت و روشنایی منبع نور .


    نیکل ادئون ( Nickelodeon )
    اولین سالن های سینما که معمولا از تبدیل انبار ، فروشگاه یا یک سالن ایجاد شده بودند و ظرفیتی در حدود صد نفر یا بیشتر داشتند. واژه نیکل ادئون از دو بخش تشکیل شده : نیکل ، جنس سکه های پنج سنتی که قیمت ورودی این سالن ها بود و ادئون که در زبان یونانی به معنای سالن نمایش است.


    نیمه مستند ( Semidocumentary )
    فیلمی داستانی و غیر مستند که برای القای حس واقعی بودن به تماشاگر ، از تکنیک های مستند سازی استفاده می کند. در این فیلم ها معمولا دوربین حرکت کمی دارد و در اغلب اوقات نیز ثابت است و فیلم عمدتا از برداشت های بلند تشکیل شده. در این فیلم ها معمولا وقایع را در مکان های واقعی و با نورپردازی طبیعی فیلم برداری می کنند و از بازیگران غیر سرشناس استفاده می کنند. همچنین این فیلم ها از تدوینی ساده و به دور از هر گونه پیچیدگی برخوردارند.


    منبع: دانشنامه رشد

  10. 3 کاربر از پست مفید saghar61 سپاس کرده اند .


  11. #16
    کاربر حرفه ای
    saghar61 آواتار ها
    تاریخ عضویت : Feb 2010
    نوشته ها : 274
    سپاس ها
    1,557
    سپاس شده 816 در 244 پست

    پیش فرض (و _ ه _ ی)

    حرف ( و )

    وسترن اسپاگتی ( Spaghetti Western )
    فیلمهای وسترنی که عموما در ایتالیا تهیه می شد ،فیلمبرداریشان در یوگوسلاوی و اسپانیا صورت می گرفت و بازیگران آمریکایی در آن بازی میکردند.از فیلمسازان مطرح این نوع فیلمها می توان به سرجیو لئونه(sergio Leone) اشاره کرد واز فیلمهای مطرح او در این ژانر نیز می توان به خوب ، بد ، زشت (Good Bad Ugly)،به خاطر یک مشت دلار(For a Fistfull of Dollars-1964)و روزی روزگاری در غرب (Once Upon a Time in the west-1964)اشاره کرد.



    « نمایی از فیلم خوب ، بد ، زشت، از فیلم های مهم ژانر وسترن اسپاگتی »

    وضوح ( Definition )دقیق بودن و مشخص بودن جزئیات هر تصویر که نتیجه دقت زیاد در تراش عدسی ، کیفیت خوب فیلم خام و امولسیون و دقیق بودن دانه بندی است.


    ووفر ( Whoofer )وسیله ای که در جلوه های ویژه خلق انفجار استفاده می شود و از خود ذرات گرد و غبار و دود خارج می کند.


    وینی ( Weenie )آنچه طرح قصه را ، معمولا در مجموعه ها ، به پیش می برد. مثلا مجسمه ای دزدیده شده یا نقشه ای مفقود شده


    حرف ( ه )

    همذات پنداری ( Identification )هرگاه یک درگیری حسی و عاطفی عمیق ، بین تماشاگر و شخصیتی در هر اثر هنری ایجاد شود ، گویند همذات پنداری صورت گرفته است. در این حالت ، تماشاگر خود را به جای شخصیت مورد نظر تصور می کند و تجربیات و احساسات آن شخصیت را در وجود خودش احساس می کند. در همذات پنداری ، هر کسی تا حدی به شخصیت مورد نظر شبیه می شود.


    همگذاری فرمی ( Form Dissolve )در هم آمیختن دو تصویر جداگانه ، با فرم ها ی مشابه. برای نمونه وقتی که شخصیتی در شخصیت دیگری حلول می کند ، یا روح شخصیتی دوباره به بدن او باز می گردد.


    هوادار ( Fan )طرفدار سرسخت چهره های مشهور سینما که در دوران اوج استودیوهای هالیوود و نظام ستاره ای ، سلیقه آنها در ساخت فیلم ها و اسطوره سازی از بازیگران نقش مهمی داشت. با شگاه های هواداری از ستارگان و مجلات پر عکس از ستارگان روز ، بسیار متعدد بود. امروزه هم ستارگانی هستند که هواداران بسیار دارند ، اما با زوال نسبی نظام ستاره سازی ، از فعالیت باشگاه ها و مجلات خاص آنها کاسته شده است.


    هولوگرافی ( Holography )نظامی در عکس برداری که در ان از موج لیزری برای خلق تصویری سه بعدی از شیئی در فضا استفاده می شود که تصویر آن فقط از زاویه خاصی قابل رویت است. چنین نظامی برای ایجاد تصاویری با وضوح زیاد و عمق تصویری چشمگیر هم مناسب است.


    هیپ ( Hype )واژه ای در تبلیغات که مترادف تبلیغ شدید هر فیلم است و در آن از رادیو ، تلوزیون و حضور شخصی بازیگران فیلم ، استفاده می شود.



    منبع: دانشنامه رشد
    ویرایش توسط saghar61 : 05-23-2010 در ساعت 12:06 AM

  12. 3 کاربر از پست مفید saghar61 سپاس کرده اند .


  13. #17
    کاربر سایت
    blue2020 آواتار ها
    تاریخ عضویت : Jun 2010
    نوشته ها : 2
    سپاس ها
    1
    سپاس شده 7 در 2 پست

    پیش فرض

    خیلی جالب و مفید بود
    student of civil engineering at IUST


  14. 2 کاربر از پست مفید blue2020 سپاس کرده اند .


موضوعات مشابه

  1. هدیه نوروزی سینما هفت، تقویم سینمایی 1388
    توسط ADM!N در انجمن اطلاعیه های سایت
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 04-25-2012, 01:44 PM
  2. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 09-20-2011, 08:45 PM
  3. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: 09-13-2011, 09:45 PM
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 04-13-2011, 10:21 PM
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 10-13-2010, 05:10 PM

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید