آدرس جديد سينما هفت: http://www.1.cinemahaft.in/
تبليغات
جستجو در سینما هفت با گوگل
Loading

+ پاسخ به موضوع
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

موضوع: یه حبه قند

  1. #1
    مدیـــر بخش اخبار و نقد و بررسی فیلمهای خارجی
    maral55 آواتار ها
    تاریخ عضویت : Feb 2011
    محل سکونت : اصفهان
    نوشته ها : 1,752
    سپاس ها
    4,150
    سپاس شده 8,925 در 1,926 پست
    نوشته های وبلاگ
    8

    پیش فرض یه حبه قند

    داستان :
    پسندیده ( نگار جواهریان ) دختری جوان از خانواده ایی سنتی است که بزودی قرار است تا به عقد پسری درآید که در حال حاضر در خارج از کشور اقامت دارد. این ازدواج به این شکل انجام خواهد شد که عروس خانم از راه دور به عقد آقا داماد در خواهد آمد و سپس چمدان ها را بسته و عازم خارج از کشور خواهد شد. در جریان فراهم شدن مقدمات عقد پسندیده ، خواهرهای او به همراه شوهرهایشان جهت شرکت در مراسم ، دور یکدیگر جمع می شوند و این اجتماع سبب وقوع اتفاقاتی می شود که...




    کارگردان :
    رضا میرکریمی : میرکریمی از اولین ساخته اش که « کودک و سرباز » بود، تا به امروز همواره حرکتی رو به جلو داشته و هیچ وقت هم فیلمی ضعیف به مخاطب ارائه نداده است. میرکریمی چند سال پیش فیلم « خیلی دور ، خیلی نزدیک » را ساخت که با استقبال بسیار خوب منتقدان و مردم همراه بود و توانست به عنوان بهترین فیلم سال 1384 نیز معرفی شود.
    آخرین فیلم میرکریمی هم تا پیش از « یه حبه قند » ، فیلم « به همین سادگی » بود که این یکی هم توانست از نگاه منتقدان بهترین فیلم سال 1387 شود. « یه حبه قند » ششمین فیلم بلند میرکریمی هست.


    حواشی :
    نمایش این فیلم در جریان جشنواره فجر حواشی قابل توجهی به همراه داشت که در نهایت هم دودش به چشم خودِ میرکریمی رفت!. میرکریمی در خلال برگزاری جشنواره فجر درباره نحوه چیدمان هیئت داوران انتقاداتی را مطرح کرده بود که به مزاق هیئت داوران خوش نیامد و در نهایت هم با یکدیگر دست به یکی کردند تا این فیلم را نادیده بگیرند!.




    درباره « یه حبه قند » :
    میرکریمی همیشه قصه گویی خوبی بوده و این را به خوبی می توان در فیلمهایی که ساخته دید. اما اصلی ترین تفاوت « یه حبه قند » با دیگر ساخته های میرکریمی در همین ساختار فیلمنامه نمود پیدا می کند. در « یه حبه قند » میرکریمی بجای تعریف یک قصه واحد و پرداخت آن، تصمیم گرفته تا یک محیط پربازیگر را پدید آورد و از لابلای صحبت شخصیت های فیلم، داستانش را تعریف کند.
    این شیوه روایت داستان که تا پیش از این در کارهای میرکریمی بی سابقه بوده ،باعث شده تا حواس تماشاگر شش دُنگ به اتفاقات فیلم باشد و هیچ شخصیتی را به حال خود رها نکند. در « یک حبه قند » همه بازیگران فیلم که کم شمار هم نیستند، حرف های مهمی برای گفتن دارند.
    فیلم را که نگاه می کنم بی اختیار به یاد خاطرات خوش دهه ی 60 و اوایل دهه 70 شمسی می افتم که در آن، فیلمها هویتی ایرانی داشتند و با تماشای آنها می توانستیم احساس بسیار نزدیکی به محیط داستان پیدا کنیم. در « یک حبه قند » میرکریمی افراد خانواده و فامیل را گرد هم آورده و به آنها روح خانواده سنتی ایرانی دمیده که نتیجه اش بسیار لذت بخش از آب درآمده است.


    یکی از ویژگی های قابل ستایش میرکریمی در فیلمسازی این است که به لهجه ها
    و فرهنگ شهرهای مختلف احترام می گذارد و شخصیت های داستانش را مجبور می کند تا با زبان محلی صحبت کنند! ( برعکس بعضی کارگردان ها که تاکید می کنند که شهرستانی ها می بایستی با لهجه فارسی صحبت کنند! ). اوضاع و احوال « یه حبه قند » نیز اینچنین است؛ محل وقوع اتفاق شهر یزد است و اتفاقاً شخصیت ها لهجه هم دارند که خیلی کمک کرده تا فضای فیلم ملموس باشد.
    یکی از نکات قابل ستایش درباره « یه حبه قند » این است که بسیار به فرهنگ عمومی ایرانیان پرداخته شده و از این لحاظ شاید تنها فیلم سال 1390 باشد که با چنین دقتی اینکار را انجام داده باشد. البته منظورم از این فرهنگ ها ، پرتاب حبه قند با پشت دست به دهان نیست!
    « یه حبه قند » از معدود فیلمهای ایرانی است که جامعه سُنتی ایران را در مواجه با جامعه مدرن، درمانده و عقب افتاده نشان نمی دهد. در « یه حبه قند » جامعه سُنتی ایران به دور از مدرنیته، زندگی خوب و خوشی در کنار یکدیگر دارند و اصلاً هم سُنتی بودنشان، کار دستشان نمی دهد!
    دیگر حَسن تماشای « یه حبه قند » بی شیله و پیله بودنش است. فیلم نه بنا به تعریفات رایج، " مینی مالیستی " است ، نه " امرسیونستی " ، نه " اوماتیستی " و نه هر چیز دیگر. فیلم با یک داستان ساده شروع می شود و حرفش را هم به سادگی به مخاطب می زند.
    نکته ی جذاب دیگر درباره « یه حبه قند » که حداقل من با دیدن آن بسیار خوشحال شدم، ماهای شلوغی است که میرکریمی گرفته. سالهاست که در سینمای ایران عادت کرده ایم که 2 نفر را در کادر قرار دهیم و قاب سینمایی مان را به آنها معطوف کنیم، اما در « یک حبه قند » این فرم به کلی تغییر کرده و شاهد سکانس های شلوغ با حضور بازیگران فراوان هستیم.



    فیلم سکانسی دارد که در آن پسندیده ،در حال تاب خوردن قصد دارد تا سیب سرخی را از درخت بچیند. موسیقی که در این سکانس پخش می شود بسیار زیباست و جذابیت هنری این صحنه را دوچندان کرده است. آهنگساز این فیلم محمدرضا علیقلی است که یکی از بهترین موسیقی سازان سینمای ایران می باشد.
    باید به نکته ایی هم اعتراف کنم و آن اینکه سکانس نخ بستن به پای غورباقه ، بدجوری برایم نوستالژی دارد!
    احتمالاً شما هم آنونس خاص فیلم را دیده اید. این آنونس را « رخشان بنی اعتماد » کارگردانی کرده و پوستر فیلم را هم « عباس کیارستمی » طراحی کرده است!
    یک نکته عجیب هم در جریان افتتاح فیلم که در " پردیس کیان " برگزار شد اتفاق افتاد. در جریان پخش آنونس این فیلم ، « هوشنگ گلمکانی » ( سردبیر ماهنامه فیلم ) شروع به اشک ریختن کرد و دلیل این امر را هم احساس برانگیز بودن آنونس اعلام کرد! نمی خواهم این جمله را به کار ببرم اما فکر نمی کنید زمان آن رسیده که دست از این تعارفات سینمایی برداریم!؟ جدای از این، بسیاری سعی کرده اند تا این فیلم را از لحاظ اجرا با شاهکار اورسن ولز یعنی « همشهری کین » مقایسه کنند که این یکی دیگه نوبر است!




    نامگذاری فیلم در نوع خودش جالب است. در ادبیات فارسی ، یه حبه قند به شیرینی اطلاق می شود که قرار است کام فرد را شیرین کند ( یا در اصطلاح ادبی تر یک اتفاق فرخنده را سبب شود ) اما در فیلم ، یه حبه قند باعث می شود تا کامل کل یک فامیل تلخ شود!
    مجموعه بازیگران « یه حبه قند » عالی هستند. در فیلم کلی بازیگر مطرح سینمای ایران از جمله : رضا کیانیان ، پریوش نظریه ، نگار جواهریان ، اصغر همت ، ریما رامین فر و... حضور دارند که بازی های آنها به خوبی مدیریت شده. شما در « یه حبه قند » نمی توانید بازیگری را بیابید که بهتر از دیگری باشد یا اینکه دوربین بیشتر حول محور او بچرخد. تا آنجایی که یادم می آید، « یه حبه قند » در سال جاری تنها فیلمی است که بازیگرانش در جلوی دوربین غلو نمی کنند! .
    نکته ی جالبی هم درباره این فیلم به چشم می خورد و آن اینکه منشی صحنه سرکار خانم « باران کوثری » است! به نظرم « باران » همانند مادرش سودای کارگردانی دارد و حضورش در پشت صحنه این فیلم هم جهت کسب تجربه بوده است.




    ارزش دیدن دارد ؟
    « یه حبه قند » به نظرم بهترین فیلم بیست و نهمین جشنواره فبلم فجر بود که با بی مهری کامل هیئت داوران از دریافت جوایز باز ماند. میرکریمی درآن زمان، ترکیب هیئت داوران را " نخبه ستیز " عنوان کرده بود و هیئت داوران هم که کاملاً از این اظهار نظر دلخور شده بودند ، دو دستی به فیلم « جدایی نادر از سیمین » چسبیدند که به نظرم در مقایسه با دیگر فیلمهای فرهادی ، فیلمی به مراتب ضعیف تر بود ؛ البته چند سال پیش هم در جشنواره فجر فیلم « به آهستگی » که آن هم اتفاقاً یکی از فیلمهای ضعیف میرکریمی بود، بسیار تحویل گرفته شده بود!.
    در آخر باید بگویم که « یه حبه قند » یکی از بهترین فیلمهایی است که در سال جاری اکران شده و به همه پیشنهاد می کنم که آن را ببینند.




    کارگردان: رضا میرکریمی
    فیلمنامه: محمدرضا گوهری (بر اساس طرحی از رضا میرکریمی و شادمهر راستین)
    تهیه‌کننده: رضا میرکریمی، محصول حوزه هنری
    مدیر فیلمبرداری: حمید خضوعی‌ ابیانه
    مدیر طراحی: محسن شاه‌ابراهیمی
    طراح چهره‌پردازی: عبدالله اسکندری
    صدابردار: بهمن اردلان
    برنامه‌ریز و دستیار اول کارگردان: محسن قرایی
    مشاور انتخاب بازیگر: افشین هاشمی
    منشی صحنه: باران کوثری
    بازيگران: رضا کیانیان، پریوش نظریه، نگار جواهریان، نگار عابدی، اصغر همت، هدایت هاشمی، شمسی فضل‌الهی، ریما رامین‌فر، پونه عبدالکریم‌زاده، امیرحسین آرمان و با حضور سعید پورصمیمی، سهیلا رضوی

    منتقد : میثم کریمی

    MovieMag.IR



  2. 10 کاربر از پست مفید maral55 سپاس کرده اند .




  3. #2
    ناظر تالار
    Mohammad آواتار ها
    تاریخ عضویت : Oct 2010
    محل سکونت : زبل خان اينجا ، زبل خان اونجا ، زبل خان همه جا!
    نوشته ها : 1,475
    سپاس ها
    9,363
    سپاس شده 9,610 در 1,587 پست
    نوشته های وبلاگ
    6

    پیش فرض پاسخ : یه حبه قند

    فرصتی محیا شد و ازاین فرصت نهایت سوئ استفاده رو بردیم و رفتیم سینما! بعد از کمی پرس و جو و دیدن سردرهای سینما، تصمیم گرفتیم که به دیدن یه حبه قند بریم ( هر چند که از قبل هم برنامه همین بود! )
    فیلم شروع شد و در کمال آرامش به دیدنش نشستیم ... اینبار دیگه از پفک و چیپس و تنقلات و ... خبری نبود ...
    یه حبه قند نگاهی به زندگی سنتی ایرانی داره که رگه هایی از مدرنیته درش رسوخ کرده اما همچنان این زندگی سنتی هست که ارجحیت داره هر چند که اشاراتی داره که بدون این تکنولوژی ها چقدر میتونه زندگی سخت باشه و با وجودشون چقدر راحت... کلیت موضوع ، به نوعی ارتباط و اتصال این دونوع زندگی به هم هست. دختری را به به عقد شخصی در آورند که حضور ندارد و بر سر سفره ، تصویر آقا داماد حضور داره اون هم از طریق ارتباط اینترنتی و یک لپ تاپ.
    جای جای فیلم این تقابل به چشم مییاد. محدود شدن زندگی و تغییر ذائقه به استفاده از تکنولوزی و فراموشی ارتباطات گرم و صمیمی زندگی سنتی. مثالی برای این گفتار، سکانسی هست که دختر رضا کیانیان ( بنا به دلایلی هنوز هم نمیدونم که اسم شخصیت ها چی بود )، از پسرخاله خودش درخواست میکنه که در بستن ریسه های رنگی بهش کمک که اما پسره در حال گوش دادن به موسیقی و ور رفتن با لپ تاپ خودشه . اما داستان فیلم به طور اخص، این نیست و بیشتر بر جمع شدن خانواده برای دوروز متوالی برای یک جشن هست و حس همکاری ها و دوروز زندگی عادی و به قول منتقد، بی شیله پیله و بدون غلو یه فامیل متمرکز هست. دوروزی که به دو اتفاق مختلف میپردازه که ماهیت کاملا متفاوتی با هم دارند اما هر دو در یک چیز مشترک هستند. طبیعی بودن و کاملا واقعی نشون دادن زندگی این خانواده در این فیلم و تلاشی که میر کریمی برای اینکار داشته رو میشه به خوبی از بازی ها و بازیگوشی های کودکان حاضر در فیلم دید که بیخیال از دلیل واقعی این دور هم جمع شدن، در عالم زیبای خودشون مشغول هستند و لذت میبرن . اگر کمی به عقب برگردیم و به دوران کودکی خودمون نگاهی بندازیم و یا اگر در چنین مراسم هایی کمی به رفتار بچه های کوچک نوجه کنیم ، میبینیم که تا چه حد میر کریمی در کارش موفق بوده. این جمع گرم و این حس آشنای با هم و دور هم بودن و حسی که بیننده با تماشای فیلم نسبت به اون داره و خودش رو در اون فضا و زمان میبینه ، اینقدر قوی هست که که هر چه ه انتهای فیلم نزدیک میشیم نگرانی برای تمام شدنش بیشتر میشه ... چه اینکه شخصیت های داستان بعد از مراسم به سر کار و زندگی خودشون بر میگردن و چه اینکه کلا این جمع ، داستانی بیش نبوده و با پایان فیلمبرداری عملا چیزی از اون باقی نمیمونه. به هر حال حسی هست که دلمون نمیخواد تمام بشه.

    در نقدی که مرضیه خانم زحمت کشیدن و اینجا گذاشتن ، اشاره شده که بازیگرا به لهجه محلی صحبت میکردن ... خب این موضوع در طبیعیتر شدن فیلم نقش بسزایی داشته اما به همون اندازه در متوجه نشدن کلام ها و دیالوگها توسط تماشاگران درون سینما هم نقش داشته! لهجه و گویش یزدی ( اونهم از نوع غلیظش ) به خودی خود متوجه شدنش کمی سخت هست چه برسه که بخوایی این لهجه رو آمیخته با اشتباهات فراوان و از اسپیکر های فوق پیشرفته سالن های سینماهای وطنی بشنوی!!

    منتقد محترم این نقد، اشاره داشتن که آیا فیلم ارزش تماشا کردن داشت یا نه. باید این موضوع رو از دید تماشاگران مختلف و قشر های مختلف و تیپ هایی که به تماشای فیلم اومده بودند نگاه کرد؛ در حالی که من و دوستان در حال صحبت کردن از کیفیت خوب فیلم و رضایتی که از تماشای اون داشتیم بودیم، دقیقا دوتا صندلی اونطرفتر دوتا دختر جوان این جمله رو مرتبا تکرار میکردند که عجب فیلم مزخرفیه! و در نهایت هم تحمل تماشای فیلم رو نداشتند و نیمه های فیلم، نشستن و دیدن این فیلم رو اشتباهی جبران ناپذیر ( احتمالا ) نسبت به نرفتن به تماشای شیش بش دونستند و سالن رو ترک کردند! با نگاهی به صندلی های دیگه سینما میدیدیم که از همون اندک تماشاگرانی که به دیدن فیلم اومده بودند هم نزدیک به نصفشون دیگه تو سالن نبودند!!
    در کل به نظر من فیلم خوبی رو از کارگردان متفاوت ساز سینمای ایران نظاره گر بودیم و مهمتر از همه ، بازیهایی درخور توجه و باز هم به قول منتقد، " بی غلو "ی از بازیگران فیلم دیدیم.
    تلاش، اولين قدم به سوي شكست است!
    از بيانات بي بديل هومر سيمپسون!!
    [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]
    [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]

    اگر كارگردان نبودم، دوست داشتم يك پاچينو ميشدم.
    فرانسيس فورد كاپولا

    [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]

  4. 8 کاربر از پست مفید Mohammad سپاس کرده اند .


  5. #3
    کاربر حرفه ای
    YasamanA آواتار ها
    تاریخ عضویت : Aug 2011
    نوشته ها : 349
    سپاس ها
    2,459
    سپاس شده 3,204 در 404 پست

    پیش فرض پاسخ : یه حبه قند

    چرا این تاپیکا از چشم من در میرن؟!!
    من در یک روز هم سعادت آباد و هم یه حبه قند رو دیدم, و تصمیم گرفتم که اول سعادت آباد رو ببینم تا اگه خیلی ناراحت شدم یه حبه قند رو که دیدم دلشاد بشم! ولی زهی خیال باطل!
    من 80% دیالوگهای بین خانمها رو متوجه نمیشدم, از بس که با خنده حرف میزدن. دو جای فیلم هم بنظرم تدوینش عجیب بود, یکی جاییکه خواهرا کلی آماده میشن و به خودشون میرسن که برن خونه وزیری ها, و دختر یکی از خواهرها هم خیلی دلش میخواست که باهاشون بره ولی مادرش مخالفت میکرد که بالاخره نگار جواهریان پادرمیونی کرد تا اون دختر هم بتونه بره, یعنی شاید 10 دقیقه ای داشتن راجع به رفتن به خونه وزیری ها بحث میکردن, ولی بعدش یه سکانس کوچولو هم از رفتن به خونه وزیری ها نبود. یه جای دیگه هم فرهاد اصلانی با مادرخانمش داشت حرف میزد یهو توی سکانس بعدی نشسته بود پیش مهمونا و مادرخانمش از بیرون اتاق هی داشت به سعید پورصمیمی اشاره میکرد, اینجا هم بنظر من یکمی فاصله زمانی دو سکانس زیاد بود.
    ولی با وجود اینها, یه حبه قند و مخصوصا" بعضی از صحنه هاش برای من خیلی لذتبخش و دلنشین و تاثیرگذار بود.
    راستی,در صحنه ای که با طبق برای پسند هدیه و ... میاوردن, حس نکردین که یکی از دخترا باران کوثری بود؟ و بعدش هم یه چیزی دستش گرفته بود و به دیگران تعارف میکرد و چشماش رو هم چپ کرده بود! بنظر من که خودش بود!
    "خدایا, خوردن رو از هومر , و سیمپسونها رو از ما نگیر"

  6. 6 کاربر از پست مفید YasamanA سپاس کرده اند .


  7. #4
    ناظر تالار
    Mohammad آواتار ها
    تاریخ عضویت : Oct 2010
    محل سکونت : زبل خان اينجا ، زبل خان اونجا ، زبل خان همه جا!
    نوشته ها : 1,475
    سپاس ها
    9,363
    سپاس شده 9,610 در 1,587 پست
    نوشته های وبلاگ
    6

    پیش فرض پاسخ : یه حبه قند

    نقل قول نوشته اصلی توسط YasamanA نمایش پست ها
    راستی,در صحنه ای که با طبق برای پسند هدیه و ... میاوردن, حس نکردین که یکی از دخترا باران کوثری بود؟ و بعدش هم یه چیزی دستش گرفته بود و به دیگران تعارف میکرد و چشماش رو هم چپ کرده بود! بنظر من که خودش بود!
    بله خودش بود:

    نقل قول نوشته اصلی توسط maral55 نمایش پست ها
    منشی صحنه: باران کوثری
    تلاش، اولين قدم به سوي شكست است!
    از بيانات بي بديل هومر سيمپسون!!
    [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]
    [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]

    اگر كارگردان نبودم، دوست داشتم يك پاچينو ميشدم.
    فرانسيس فورد كاپولا

    [مهمان گرامی برای مشاهده لینک ها و تصاویر شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت اینجا کلیک بکنید]

  8. 7 کاربر از پست مفید Mohammad سپاس کرده اند .


  9. #5
    کاربر سایت
    tiany آواتار ها
    تاریخ عضویت : Jan 2011
    نوشته ها : 19
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 70 در 16 پست

    پیش فرض پاسخ : یه حبه قند

    تشكر از نقد
    من بعد از اينجا بدون من بهرام توكلي اين فيلم يه حبه قند رضا ميركريمي رو پسنديدم.
    فيلم بسيار زيبايي ست؛ ولي همونطور كه دوستمون فرمودن خيلي ها از اين فيلم خوششون نمياد و نخواهد آمد. كلا فيلمي هست كه دو ديد در موردش بيشتر نمود داره؛ يا خيلي ميپسندنش؛ يا ازش بدشون مياد.

    فيلمبرداري حميد خضوعي ابيانه بينظيره؛ همونطور كه توي فيلم اينجا بدون من هم واقعا بينظير كار كرد.
    در ضمن فيلم داستان بخصوصي نداره؛ پس اگه دنبال داستان در اين فيلم بگردين يا بايد مثل امير قادري يه چيزايي به هم ببافي و خودتو از همه سر بدوني؛ يا هم كه بگي فيلم مسخره ايست.
    در كل يك فيلم اصيل ايراني با رنگ آميزي هاي ايراني و آئين ايراني. من پسنديدمش و مثل فيلم اينجا بدون من سه بار در سينما ديدمش كه يكبارش را تك و تنها در سينما بودم.

    در ضمن دوست عزيز منظورتون از فيلم به اهستگي كدوم فيلمه؟
    من نديدم فيلمو؛ ولي شايدم منظورتون فيلم به همين سادگي باشه.
    كه من شخصا اون فيلمو از فيلم يه حبه قند بيشتر پسنديدم و ميپسندم. و برخلاف شما بهترين فيلم رضا ميركريمي را به همين سادگي ميدونم؛ بعد خيلي دور خيلي نزديك و زير نور ماه و بعدش يه حبه قند را پسنديدم.
    و به نظرم همه اينها سليقه ايست و اينكه شما حكما ميفرماييد اين فيلم بهتر از فيلمهاي ديگره بنظرم چندان درست نيست و براساس سليقه ها بهترين ها نيز فرق ميكنن.

    در كل اين نقد را هم مثل بقيه نقدهايي كه تا كنون در مورد فيلم يه حبه قند خوندم نپسنديدم. ولي به هر حال سليقه و تحليل ناقد بدينگونه بود و ارزشمنده

  10. 8 کاربر از پست مفید tiany سپاس کرده اند .


  11. #6
    کاربر سایت
    moghak آواتار ها
    تاریخ عضویت : Dec 2011
    نوشته ها : 1
    سپاس ها
    1
    سپاس شده 6 در 1 پست
    سپاس شده 6 در 1 پست

    Post پاسخ : یه حبه قند

    اگر بخواهیم فیلمنامه یه حبه قند رو بخونیم احتمالا در همون صفحات ابتدایی منصرف می شیم. چون بسیار کسل کننده خواهد شد و به راحتی می شه کل داستان رو حداکثر در یک پاراگراف تعریف کرد و ما بقی دیالوگ است و دیالوگ و ... از لحاظ تکنیک فیلم بسیار سطح خوبی دارد میزانسن , دکوپاژ نور رنگ صدا و مخصوصا بازی ها بسیار عالین اما پاشنه آشیل فیلم در فیلمنامه ست به قول یکی از منتقدین میرکریمی برای یک دکمه خواسته کت بدوزه در تیزر فیلم میبینیم صحبت از یاد ایرانی و خانواده ایرانی و... می شه و به حق که در فیلم هم فقط یک یاد از یک خانواده ایرانی می بینیم که برای این می شه یک فیلم مستند ساخت بدون هیچ داستانی و من کلا با منطق این فیلم مشکل دارم اینکه یک شخصیت مذهبی در کنار باجناق سابقه دار و اهل عیشش به راحتی سر می کند و کلی خوش هم می گذرانند که مثلا در خانواده های ایرانی ما اینقدر صفا و صمیمیت وجود دارد ! اون هم در این روز و حال کنونی جامعه ما که دو نفر با یک خط مشی فکری هم تحمل نظر مخالف یکدیگر را حتی در کوچکترین مسائل ندارند. و این رو فقط می شود آرزوی (بر باد رفته) فیلمساز دونست امیدوارم آقای میرکریمی قصه گویی خوبشون در "خیلی دور خیلی نزدیک" رو تکرار کنند تا من در وسط فیلم چرتم! نگیره

  12. 6 کاربر از پست مفید moghak سپاس کرده اند .


کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید