پرواز بر فراز آشیانه فاخته ...
چند دقیقه ای بود که منتظر بود تا تلفنش وصل بشه ، کنار پنجره هتل ایستاده بود و همون طور که قهوه ش رو مزه مزه میکرد به دریای مواج روبه روش خیره شده بود که صدای زنگ تلفن سکوت اتاقش رو شکست .
فنجون قهوه رو روی میز کنار پاش گذاشت و به سمت میز کوچیک تلفن که کنار تخت دو نفره ای جا داده شده بود رفت . روی تخت نشست و گوشی تلفن رو برداشت .
تلفن چی هتل بود _ سلام خانم . عذر میخوام که معطل شدید ؛ خطها
...